30 روز 30 پیام پیام هفتم: " عبادت"
28 بازدید
تاریخ ارائه : 7/29/2013 10:46:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

پيام هفتم: " عبادت"

دعاى روز هفتم ماه مبارک رمضان

اللهمّ اعنّي فيهِ على صِيامِهِ وقيامِهِ وجَنّبني فيهِ من هَفَواتِهِ وآثامِهِ وارْزُقْني فيهِ ذِکرَک بِدوامِهِ بتوفيقِک يا هاديَ المُضِلّين .

" خدايا يارى کن مرا در اين روز بر روزه گرفتن و عبادت و برکنارم دار در آن از بيهودگى و گناهان و روزيم کن در آن يادت را براى هميشه به توفيق خودت اى راهنماى گمراهان "

قال رسول الله ( صلي الله عليه و آله و سلم): الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: روزه گرفتن در گرما، جهاد است. بحار الانوار، ج 96، ص 257

اگر از كودك سئوال كنيد پدر و مادر را براي چه دوست داري؟ مي گويد به خاطر خريد شيريني و لباس و كفش ! اما اگر از يك جوان سئوال كنيد چرا آن ها را دوست داري مي گويد : والدين نشانه هويت و شخصيت من و مربي و دلسوز من هستند .

اگر رشد فرزند بيشتر شود انس با والدين براي او لذت بخش است و ديگر به فكر كفش و كلاه و يا تربيت و تعليم نيست و چه بسا فرزنداني كه خدمت به والدين را وسيله قرب و كمال خودشان مي داند و بالاتر از ماديات و تربيت و انس فكر مي كنند پرستش و عبادت خدا نيز چنين است و هر كس به دليلي خدا را عبادت مي كند . پس عبادت مراحلي دارد. گام اول : گروهي خدا را به خاطر نعمت هايش عبادت مي كنند تا شكر او را به جاي آورند . چنانكه قرآن نيز خطاب به عموم مردم مي فرمايد: " فَاليَعبُدُوا رَبَّ هذَا اَلبََيت الذّي اَطعَمَهُم مِن جُوعٍ وَ آمَنَهُم مِن خَوفٍ ؛ پس پروردگار اين خانه را پرستش كنند كه آنان را از گرسنگي و نا امني نجات داد ." (قريش، آيه 3)

گام اول عبادت كه عبادت شكر ناميده شده است، درست مانند كودكي است كه والدينش را به خاطر خريد كيف و كفش و شيريني دوست دارد !

گام دوم: در اين مرحله، انسان به خاطر آثار و بركات عبادت، خدا را پرستش مي كند و توجه به آثار روحي و معنوي نماز دارد چنانكه قرآن مي فرمايد : « اِنَّ الصَّلوةَ تَنهي عَنِ‌الفَحشاءِ وَالمُنكَر : همانا نماز انسان را از بدي ها و منكرات باز مي دارد » (عنكبوت،‌آيه 45)

اين مرحله از عبادت را كه عبادت رشد مي ناميم به مانند جواني است كه پدر و مادر را به خاطر آن كه معلم و مربي او بوده اند و او را از انحرافات و خطرات حفظ كرده اند احترام مي كند .

گام سوم : مرحله سوم كه بالاتر از مراحل قبلي است آنجاست كه خداوند به حضرت موسي مي فرمايد : «اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكري؛‌ نماز را به خاطر ياد من به جاي آر » (طه،‌آيه 14)

حضرت موسي كه نماز را به خاطر آب و غذا نمي خواند،‌ به خاطر دوري از فحشا و منكرات هم نمي خواند زيرا او اصولا از شكم پرستي و منكرات دور است . او پيامبر اولوالعزم است و نماز را به خاطر انس با خدا و ياد خدا به جاي مي آورد . و براي اولياء خدا انس با او بهترين دليل براي عبادت است . آري اين كودكانند كه در بالاي مجلس نزد بزرگان مي نشينند تا بهتر پذيرائي شوند !‌

اين سياستمدارانند كه با شخصيت ها عكس مي گيرند تا به آن عكس ها افتخار كنند . اما افرادي هستند كه كنار بزرگان نشستن را به خاطر استفاده هاي معنوي انتخاب مي كنند و كاري به پذيرايي و عكس ندارند، براي آن ها همين انس با دانشمندان يك ارزش است . براي اولياي خدا هم انس با خدا حلاوت و لذت دارد . اين مرحله از عبادت را عبادت انس مي ناميم . مانند فرزندي كه از انس با والدين لذت مي برد و هيچ انتظاري مادي يا معنوي از آن ها ندارد .

گام چهارم : اين مرحله بالاترين و برترين مراحل عبادت است . ديگر عبادت براي شكر و رشد و انس نيست ،‌بلكه براي قرب است ،‌قرب به خدا .

در قرآن چهار آيه وجود دارد كه هر كس آن ها را بخواند واجب است سجده كند كه در يكي از آن ها همين مسئله قرب به واسطه عبادت مطرح شده است . در آيه آخر سوره علق آمده است سجده كن و به او قرب پيدا كن . به هر حال عبادت درجات و مراحلي دارد كه بر اساس درجات معرفت و ايمان افراد فرق مي كند .(تفسير نماز،‌42-40)

در مقابل عواملي که مايه ي کمال عبادت محسوب مي شوند، عواملي را نيز مي توان نام برد که آن را باطل و يا کم ارزش مي کنند. بعضي از اين عوامل عبارت اند از:

الف)ريا

ريا، مهم ترين باطل کننده ي عمل است. ريا، عبارت است از تظاهر و خودنمايي و اظهار عمل به انگيزه ي جلب توجه و ستايش مردم. برخي ريا را فقط در عبادت مي دانند و برخي در همه ي کارهاي نيک.

ب) عجب

يکي ديگر از مبطلات عمل و عبادت، عجب و خود بزرگ بيني است. علامه مجلسي مي نويسد: «عجب، بزرگ شمردن عمل خود است، در حالي که از خود و عملش راضي بوده به نحوي که خود را مقصر نداند، بلکه براي ايمان و عمل صالح که دارد، بر خداي بزرگ، منت گذارد.»

عجب، باعث مي شود انسان از تجربه و نظر ديگران استفاده نکند از حقيقت هميشه دور بماند و در نتيجه شکست بخورد. هم چنين باعث تسلط شيطان بر وي مي گردد و اعمال و عبادات را فاسد مي کند. امام سجاد (ع) در دعاي مکارم الاخلاق مي فرمايند: «و عبدني لک و لا تفسد عبادتي بالعجب؛ خدايا! به من توفيق عبادت بده و عبادتم را با عجب، باطل مگردان.»

از امام باقر(ع) روايت شده است که فرمودند: دو نفر داخل مسجد شدند، يکي عابد و ديگري فاسق. چون از مسجد بيرون رفتند، فاسق از جمله ي صديقان بود و عابد از جمله ي فاسقان. سبب اين بود که عابد به عبادت خود مي باليد و فاسق در فکر پريشاني از گناه و استغفار بود.

راه علاج عجب اين است که شخص درباره ي خويش و ابتدا و انتهاي خود بينديشد و ببيند از کجا آمده و سرانجام کارش به کجا منتهي مي گردد. از طرف ديگر، به عظمت و قدرت نامتناهي حضرت حق، نظري افکنده و به عجز خود در همه ي زمينه ها بينديشد. ضمن اين که بايد به دنبال علل و عوامل اين صفت برود و در صدد رفع آن ها برآيد.

اگر انسان از کثرت عبادتش، عجب پيدا کرد، به خود بگويد: تو هر چه عبادت کني، به پاي شيطان نمي رسي، زيرا او شش هزار سال خدا را عبادت کرد ولي به دليل يک تکبر بي جا، همه آن عبادت ها را يک جا باطل نمود و مورد لعن حضرت باري تعالي قرار گرفت.

ج) عدم استمرار عبادت

موقتي بودن عبادت و بي دوامي آن، يکي ديگر از آفات عبادت و مايه ي کم ارزشي آن است. عبادات و اعمال در صورتي مفيد است که استمرار داشته باشد؛ چنان که در احاديث آمده است: هر عمل نيکي را که شروع مي کنيد، حداقل آن را تا يک سال ادامه دهيد، که تأثير عمل در تداوم آن است.

پيامبر اکرم(ص) مي فرمايد: «آفة العبادة الفترة؛ (6) آفت عبادت، سستي در انجام دادن آن است.» در حديث ديگري آمده است: مداومت بر کار خير، آثار خوبي در پي دارد؛ از جمله: ترک گناه و کارهاي زشت، حصول يقين و ... .

د)گناه

گناه؛ يعني سرپيچي از فرمان خدا؛ يعني افعالي را که انسان به آن امر شده ترک کند و افعالي را که از آن نهي شده، انجام دهد. بر اساس آيات و روايات، گناه باعث از بين رفتن اعمال و عبادات مي شود. امام صادق(ع) فرمودند: «گناه، انسان را از عبادت و تهجد، محروم مي سازد و لذت مناجات با خدا را از او سلب مي کند، و تأثير گناه، از کارد برنده، سريع تر است.» اگر انسان از کثرت عبادتش، عجب پيدا کرد، به خود بگويد: تو هر چه عبادت کني، به پاي شيطان نمي رسي، زيرا او شش هزار سال خدا را عبادت کرد ولي به دليل يک تکبر بي جا، همه آن عبادت ها را يک جا باطل نمود و مورد لعن حضرت باري تعالي قرار گرفت.

در حقيقت کسي که مرتکب گناه مي شود، ساخته ي خود را تخريب مي کند و کشته ي خود را مي سوزاند. رسول خدا (ص) فرمود: کسي که سبحان الله بگويد، خداوند در بهشت درختي براي او مي کارد. مردي برخاست و عرض کرد: پس ما درختان زيادي در بهشت داريم، پيامبر (ص) فرمودند: آري، ولي مبادا که آتشي به سوي آن ها روانه کنيد و همه را بسوزانيد.