صدف کوثر به بهانه دهم ماه مبارک رمضان - سالروز وفات حضرت خدیجه (علیها السلام)
16 بازدید
تاریخ ارائه : 7/29/2013 12:02:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

صدف کوثر

به بهانه دهم ماه مبارک رمضان - سالروز وفات حضرت خديجه (عليها السلام)

خديجه (س) 68 سال قبل از هجرت بدنيا آمد . خانواده‏اى که‏ خديجه را پرورش داد ، از نظر شرافت‏ خانوادگى و نسبت‏هاى‏ خويشاوندى ، در شمار بزرگترين قبيله‏ هاى عرب جاى داشت . اين ‏خاندان در همه حجاز نفوذ داشت . آثار بزرگى و نجابت و شرافت ازکردار و گفتار خديجه پديدار بود .

او از قبيله هاشم بود و پدر و اقوامش از ثروتمندان قريش‏بودند . پدرش خويلدبن اسد قريشى نام داشت . مادرش فاطمه دخترزائد بن اصم بود . او در بين اقوام خود يگانه و ممتاز و ميان اقران کم نظيربود . او به فضيلت اخلاقى و پذيرايى ‏هاى شايان بسيار معروف بود وبدين جهت زنان مکه به وى حسد مى ‏ورزيدند .

دخترت خويلد در سجايا و کمالات اخلاقى زبانزد و نمونه بود و به‏ حق ايشان کفو خوبى براى پيامبر (ص) بود . بى‏ ترديد مى ‏توان گفت‏که اين سجايا و فضايل اخلاقى سبب شد تا خديجه براى همسرى پيامبراکرم (ص) شايسته شمرده شود . طبق روايات ، او براى پيامبراکرم (ص) ياورى صادق بود . معروف است اولين کسى که به خواستگارى خديجه آمد يکى ازبزرگان عرب به نام «عتيق بن عائذ مخزومى‏» بود . او پس ازازدواج با خديجه ، در جوانى در گذشت و اموال بسيارى براى خديجه ارث گذاشت . پس از او «ابى‏ هاله بن المنذر الاسدى‏» که يکى ازبزرگان قبيله خود او بود ، با وى ازدواج کرد . ثمره اين پيوندفرزندى به نام «هند» بود که در کودکى در گذشت . ابى‏ هاله‏ نيز پس از چندى ، وفات يافت و ثروت بسيار از خويش بر جاى نهاد.

هرچند اين مطلب که پيامبر اکرم (ص) سومين همسر خديجه بود وجز عايشه با دوشيزه‏ اى ازدواج نکرد ، نزد عامه و خاصه معروف است; ولى مورد تاييد همگان نيست . جمعى از مورخان و بزرگان ، نظرمخالف دارند ; براى مثال «ابوالقاسم کوفى‏» ، «احمد بلاذرى‏» ، «علم الهدى‏» ، (سيدمرتضى) در کتاب «شافى‏» و «شيخ طوسى‏» در «تلخيص شافى‏» آشکارا مى‏گويند که خديجه ،هنگام ازدواج با پيامبر ، «عذرا» بود . اين معنا را علامه‏ مجلسى نيز تاييد کرده است . او مى‏ نويسد : «صاحب کتاب انوارو البدء» گفته است که زينب و رقيه دختران هاله ، خواهر خديجه ‏بودند .

در تعداد فرزندان حضرت خديجه، ميان مورخان اختلاف است. به‏ گفته مشهور: ثمره ازدواج رسول خدا و خديجه، شش فرزند بود. 1- هاشم 2- عبدالله به اين دو«طاهر» و «طيب‏» مي ‏گفتند 3- رقيه 4- زينب 5- ام کلثوم 6- فاطمه.

رقيه بزرگ ترين دخترانش بود و زينب، ام کلثوم و فاطمه به ترتيب پس از رقيه قرار داشتند. پسران خديجه پيش از بعثت ‏پيامبر(ص)، بدرود زندگي گفتند. ولي دخترانش، نبوت پيامبر(ص) را درک کردند. گروهي از محققان معتقدند: قاسم و همه دختران رسول خدا(ص) پس از بعثت ‏به دنيا آمدند و چند روز پس از پيامبر خدا(ص) به‏ مدينه هجرت کردند.

حضرت خديجه(س) در دوران جواني با تشکيل کاروان ‏هاي تجاري به کسب درآمد پرداخت. وي با مديريت و درايتي قوي و به دور از رسم تاجران زمانه که رباخواري را از اصول ثروت اندوزي قرار داده بودند، به تجارت روي آورده بود. تاريخ‏ نگاران، بارها از او با عنوان ‏هايي هم چون«بانوي دورانديش و خردمند» يا«بانوي عاقل» ‏ياد کرده‏اند. حضرت خديجه(س) يکي از ثروتمندترين افراد مکه بود، ولي هرگز از ياري فقيران روي برنگرداند و خانه‏اش همواره کعبه آمال مردم بينوا و پناه‏ گاه نيازمندان بود. کرم، سخاوت، دورانديشي، درايت، عفت و پاک ‏دامني، از وي بانويي پرهيزکار و مورد احترام ساخته بود. لقب«بانوي بانوان قريش» که در آن زمان به وي داده شد، نشان دهنده جايگاه او در ميان مردم است.

حضرت خديجه(س) نخستين زني بود که به پيامبري حضرت محمد(ص) ايمان آورد و اولين بانويي بود که همراه امام علي(ع) با پيامبر به نماز ايستاد و پيشاني بندگي بر خاک ساييد. تاريخ‏ نويسان از يکي از همسران پيامبر اعظم(ص) نقل کرده‏اند که مي‏ گفت: من همواره از علاقه پيامبر به خديجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت بسيار از او ياد مي‏ کرد و اگر گوسفندي مي ‏کشت، به سراغ دوستان خديجه مي ‏رفت و سهمي براي آن ها مي ‏فرستاد. روزي رسول خدا(ص) در حالي که خانه را ترک مي ‏کرد، نام خديجه را بر زبان آورد و از او تعريف کرد. کار به جايي رسيد که صبر خويش را از دست دادم و گفتم: «وي پيرزني بيش نبود و خدا بهتر از او را نصيب شما کرده است!» گفتار من چنان رسول خدا(ص) را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ايشان ظاهر شد. در اين هنگام رو به من کرد و فرمود: «ابدا چنين نيست!... هرگز همسري بهتر از او نصيب من نشده است. خديجه هنگامي به من ايمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر مي‏ بردند. او ثروت خود را در سخت‏ ترين لحظات در اختيار من گذاشت. خدا از او فرزنداني نصيبم کرد که به ديگر همسرانم نداد».

خديجه اولين زن مسلمان

خديجه از بزرگترين بانوان اسلام به شمار مي ‏رود. او اولين زني ‏بود که به اسلام گرويد؛ چنان که علي بن ابيطالب(ع) اولين ‏مردي بود که اسلام آورد. اولين زني که نماز خواند، خديجه بود. او انساني روشن بين و دور انديش بود. با گذشت، علاقه ‏مند به ‏معنويات، وزين و با وقار، معتقد به حق و حقيقت و متمايل به‏اخبار آسماني بود. همين شرافت ‏براي او بس که همسر رسول خدا(ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق يافت. خديجه از کتب آسماني آگاهي داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را«ملکه بطحاء» مي‏ گفتند. از نظر عقل و زيرکي نيز برتري فوق العاده‏اي داشت و مهم تر اين که حتي قبل از اسلام وي را«طاهره‏» و«مبارکه‏» و «سيده زنان‏» مي خواندند. جالب اين است او از کساني بود که انتظار ظهور پيامبر اکرم(ص) مي ‏کشيد و هميشه از ورقه ‏بن نوفل و ديگر علما جوياي نشانه‏ هاي ‏نبوت مي شد. اشعار فصيح و پر معناي وي در شان پيامبر اکرم(ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکايت مي‏ کند.

گذشت از مال دنيا

ديگر خصوصيت ‏خديجه اين است که او داراي شم اقتصادي و روح‏ بازرگاني بود و آوازه شهرتش در اين امر به شام هم رسيده بود. البته سجاياي اخلاقي حضرت خديجه چنان زياد است که قلم از بيان ‏آن ناتوان است. پيامبر اکرم(ص) مي ‏فرمايد: «افضل نساء اهل الجنه خديجه بنت ‏خويلد و فاطمه بنت محمد و مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم.» چه مي ‏توان گفت در شان کسي که مايه آرامش و تسلاي خاطر رسول‏ خدا(ص) بود؟! در تاريخ مي ‏خوانيم: «حضرت محمد(ص) هر وقت از تکذيب قريش و اذيت ‏هاي ايشان‏ محزون و آزرده مي ‏شدند، هيچ چيز آن حضرت را مسرور نمي‏ کرد مگر ياد خديجه؛ و هرگاه خديجه را مي ديد مسرور مي ‏شد».

ذهبي مي ‏گويد: مناقب و فضايل خديجه بسيار است؛ او از جمله‏ زنان کامل، عاقل، والا، پاي ‏بند به ديانت و عفيف و کريم و از اهل بهشت ‏بود. پيامبر اکرم(ص) کراراً او را مدح و ثنا مي‏ گفت ‏و بر ساير امهات مومنين ترجيح مي ‏داد و از او بسيار تجليل مي ‏کرد. به حدي که عايشه مي ‏گفت: بر هيچ يک از زنان پيامبر(ص) به ‏اندازه خديجه رشک نورزيدم و اين بدان سبب بود که پيامبر(ص) بسيار او را ياد کرد.

حضرت خديجه(س) در 24 سال زندگي مشترک با پيامبر گرامي اسلام، خدمات بسياري براي آن بزرگوار و دين اسلام انجام داد. حمايت‏ هاي مالي، روحي، عاطفي از حضرت محمد(ص)، تصديق و تأييد پيامبر در روزگاري که هيچ کس تأييدش نمي ‏کرد و ياري ايشان در برابر آزار مشرکان، گوشه ‏هايي از اين خدمات ارزشمند است. حضرت خديجه(س) پس از ازدواج با پيامبر، دارايي ‏اش را به ايشان بخشيد تا آن را هرگونه مي‏ خواهد مصرف کند. رسول گرامي اسلام در اين زمينه مي ‏فرمايد: «هيچ ثروتي به اندازه ثروت خديجه(س) براي من سودمند نبود». حضرت خديجه(س)، اين بانوي بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پيامبر ايمان آورد، بلکه او را در برابر سختي ‏ها و تکذيب مشرکان و بدخواهان ياري داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا(ص) سخت آيد. هنگامي که رسول الله(ص) با باري از مصيبت و اندوه به خانه مي ‏آمد، خديجه او را دلداري مي ‏داد و نگراني را از ذهن و خاطرش مي ‏زدود.

اموال حضرت خديجه(س) به عنوان ابزاري مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پيشرفت آن قرار گرفت. جالب اين که آخرين بخش از دارايي خديجه توسط امير مؤمنان در سفر هجرت به مدينه صرف شد. پيامبراکرم(ص) سه شبانه روز در غار ثور ماند، اميرمؤمنان نيز شبانه خود را به غار رساند و آذوقه و لوازم سفر را آورد. در آن ‏جا حضرت به علي(ع) فرمود: «امانت ‏هاي زيادي نزد من است، به بالاي ابطح(تپه ‏اي در مکه) برو و صبح و شب با صداي بلند بگو: هر کسي نزد محمد امانت و يا وديعه‏اي دارد بيايد و تحويل بگيرد. يا علي! بعد از اين با هيچ حادثه‏اي ناگوار مواجه نخواهي شد تا اين که نزد من برسي. امانت‏ هاي مردم را آشکارا تحويل بده. اي علي! تو را سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما. از آخرين باقي‏ مانده اموال خديجه براي خود و فاطمه و هر کس از بني هاشم که قصد همراهي با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت ‏ها، ديگر درنگ نکن... .»

ابوعبيده(نوه عمار ياسر) مي ‏گويد: «فرزند ابي رافع اين مطالب را به نقل از پدرش گفت. من پرسيدم: مگر رسول خدا مال و ثروتي قابل توجه داشت که دو شتر براي سفر خودش خريد و به امير مؤمنان هم سفارش کرد زاد و توشه ديگر مهاجران را تهيه کند؟ ابي رافع پاسخ داد: پدرم گفت: پيامبر(ص) فرمود: هيچ مال و ثروتي براي من سودمندتر از اموال خديجه نبود. ابي رافع افزود: پدرم گفت: از آخرين موارد مصرف اموال خديجه خريد زاد و توشه براي مسلمانان مستضعف بود که قصد داشتند به مدينه هجرت کنند. سفر اکثر مسلمانان با اموال خديجه ممکن شد. آخرين آن‏ ها هم قافله‏اي بود که اميرالمؤمنين آن را سرپرستي کرد.

زبير بن بکّار گفته است: خديجه، در عصر جاهليت«طاهره» خوانده مي ‏شد. هشام بن محمّد نيز مي گويد: رسول خدا خديجه را دوست داشت و به او احترام مي‏ گذارد و در بعضي کارها با او مشورت مي‏ کرد. او وزير صدق و راستي بود و نخستين زني است که به پيامبر ايمان آورد و پيامبر تا وقتي‏ که خديجه زنده بود، هرگز همسر ديگري برنگزيد. تمام فرزندانش بجز ابراهيم از خديجه بودند. رسول خدا(ص) فرموده است: سميه قرّاعه گفته است: تاريخ در مقابل عظمت حضرت خديجه سر فرود مي ‏آورد و در برابرش متواضعانه و دست بسته مي ‏ايستد.

خانه اي در بهشت

از فضيلت ‏هاي حضرت خديجه(س)، مقامي است در بهشت که از سوي خداوند به ايشان وعده داده شده است. پيامبراکرم(ص) نيز بارها اين مسأله را به خديجه بشارت مي ‏داد و مي ‏فرمود: «در بهشت، خانه‏اي داري که در آن رنج و سختي نمي ‏بيني.» امام صادق(ع) نيز مي ‏فرمايد: هنگامي که خديجه وفات يافت، فاطمه خردسال بي ‏تابي مي‏ کرد و گرد پدرش مي‏ گشت و سراغ مادر را از او مي ‏گرفت. پيامبر از اين حالت دخت کوچکش بيشتر محزون مي ‏شد و دنبال راهي بود تا او را آرام کند. فاطمه هم چنان بي ‏تابي مي‏ کرد تا اين که جبرئيل بر پيامبر نازل شد و فرمود: «به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه‏اي کنار آسيه، همسر فرعون و مريم، دختر عمران نشسته است.» هنگامي که فاطمه اين سخن را شنيد، آرام گرفت و ديگر بي ‏تابي نکرد.

حضرت خديجه(س) سه سال قبل از هجرت بيمار شد. پيغمبر(ص) به عيادت وي رفت و فرمود: اي خديجه، «اما علمت ان الله ‏قد زوجني معک في الجنه‏»؛ آيا مي ‏داني که خداوند تو را در بهشت نيز همسرم ساخته است؟! آن گاه از خديجه دل جويي و تفقد کرد؛ او را وعده بهشت داد و درجات عالي بهشت را به شکرانه خدمات او توصيف فرمود. چون بيماري خديجه شدت يافت، عرض کرد: يا رسول الله! چند وصيت دارم: من در حق تو کوتاهي کردم، مرا عفو کن. پيامبر(ص) فرمود: هرگز از تو تقصيري نديدم و نهايت تلاش ‏خود را به کار بردي. در خانه‏ام بسيار خسته شدي و اموالت را در راه خدا مصرف کردي. عرض کرد: يا رسول الله! وصيت دوم من اين است که مواظب اين‏ دختر باشيد. و به فاطمه زهرا(س) اشاره کرد. چون او بعد از من يتيم و غريب خواهد شد. پس مبادا کسي از زنان قريش به او آزار برساند. مبادا کسي به صورتش سيلي بزند. مبادا کسي بر او فرياد بکشد. مبادا کسي با او برخورد غير ملايم و زننده‏اي داشته ‏باشد. اما وصيت‏ سوم را شرم مي‏ کنم برايت‏ بگويم. آن را به ‏فاطمه عرض مي‏ کنم تا او برايت‏ بازگو کند. سپس فاطمه را فرا خواند و به وي فرمود: «نور چشمم! به پدرت رسول الله بگو: مادرم مي‏ گويد: من از قبر در هراسم؛ از تو مي ‏خواهم مرا در لباسي که هنگام نزول وحي به تن داشتي، کفن کني.»

پس فاطمه زهرا(س) از اتاق بيرون آمد و مطلب را به پيامبر(ص) عرض کرد. پيامبر اکرم (ص) آن پيراهن را براي خديجه ‏فرستاد و او بسيار خوشحال شد. هنگام وفات حضرت خديجه، پيامبراکرم(ص) غسل و کفن وي را به عهده گرفت. ناگهان جبرئيل در حالي که کفن از بهشت همراه داشت، نازل شد و عرض کرد: يا رسول‏ الله، خداوند به تو سلام مي‏ رساند و مي ‏فرمايد: «ايشان اموالش ‏را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتريم که کفنش را به عهده‏ بگيريم.»

خديجه در سن 65 سالگي در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج ازشعب ابوطالب جان به جان آفرين تسليم کرد. پيغمبر خدا(ص) شخصا خديجه را غسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه‏ اي که جبرئيل از طرف خداوند عزوجل براي خديجه آورده بود، کفن کرد. رسول ‏خدا(ص) شخصا درون قبر رفت، سپس خديجه را در خاک نهاد و آن گاه سنگ لحد را در جاي خويش استوار ساخت. او بر خديجه اشک ‏مي ‏ريخت، دعا مي ‏کرد و برايش آمرزش مي ‏طلبيد. آرامگاه خديجه درگورستان مکه در«حجون‏» واقع است. رحلت‏ خديجه براي پيغمبر(ص) مصيبتي بزرگ بود؛ زيرا خديجه ‏ياور پيغمبر خدا(ص) بود و به احترام او بسياري به حضرت محمد(ص) احترام مي گذاشتند و از آزار وي خودداري مي ‏کردند.