شب قدر، فرخنده شب
37 بازدید
تاریخ ارائه : 7/29/2013 2:12:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

شب قدر، فرخنده شب

شب قدر شبى است که در آن قرآن بر پيامبر عظيم الشأن اسلام نازل شده است و فضيلت عبادت در اين شب از تمام شبها بيشتر است. در اين شب مقدرات يک سال انسان معين مى گردد. از با فضيلت ترين اعمال در چنين شبى «احياء» مى باشد که به معناى پاس داشتن يک شب تا صبح است. پس جا دارد که در چنين شبى انسان از اعمال زشت خود استغفار نمايد چرا که شب توبه است و خداوند در آن بندگانش را مورد اکرام خاص خود قرار مى دهد. لسان الغيب سروده است:

چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى آن شب قدر که اين تازه براتم دادند

هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

به جرئت مى توان گفت برجسته ترين آيات قرآن در مورد شب قدر و فضيلت آن که است که خداوند متعال مى فرمايد: «ما قرآن را در شب قدر نازل کرديم. و از شب قدر چه آگاهت کرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر کارى که مقرر شده است فرود مى آيند. آن شب تا دم صبح صلح و سلام است».

فضائل شب قدر

از جمله دلايل فضيلت شب قدر بلکه والاترين جنبه فضيلت آن نزول قرآن کريم در اين شب مى باشد که به صورت يک باره بر قلب مقدس پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله) نازل گرديد و در بقيه عمر مبارک ايشان به صورت تدريجى انجام گرفت. قرآن کريم يکى از علل فضيلت ماه رمضان را همين معنا برشمرده و مى فرمايد: (شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان)؛ «ماه رمضانى که قرآن را در آن فرو فرستاديم؛ کتابى که مردم را راهبر و متضمن دلايل آشکار هدايت و ميزان تشخيص حق از باطل است».

قرآن کريم علت ديگر فضيلت اين شب بزرگ را تعيين مقدرات انسان قلمداد نموده و مى فرمايد: (انّا انزلناه فى ليلة مبارکة انّا کنّا منذرين - فيها يفرق کل امر حکيم)؛ «ما قرآن را در شبى فرخنده نازل کرديم؛ زيرا که هشدار دهنده بوديم. پس در آن شب هر کارى محکم و استوار مى شود».

نوعاً در ادبيات دينى ما هر يک از آموزه هاى اسلامى داراى وجهى براى نام گذارى است و تسميه آن برخاسته از يک ويژگى يا يک علقه معنايى است که بين اسم و معناى آن وجود دارد. به عنوان نمونه احاديث نسبتاً زيادى در مورد وجه تسميه «رمضان» وجود دارد. پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله) در حديثى فرمود: (انما سمى الرمضان لانّه يرمض الذنوب)؛ «رمضان رمضان ناميده شد که گناهان را از بين مى برد». نيز در جايى دگر فرمود: (سمّى الرمضان لشدة الحرّ)؛ «از آن رو رمضان به خاطر شدت گرما رمضان ناميده شد.». در مورد نام گذارى شب قدر نيز امام رضا (عليه السلام) فرموده است: «ماه رمضان ماهى است که در آن قرآن نازل گشته است و در اين ماه به پيامبر(صلى الله عليه و آله) وحى شده و در آن شب قدر است؛ شبى که از هزار ماه بالاتر است. در آن شب هر کارى محکم و برقرار مى شود و مسائلى که در طول سال از نيکى و بدى، سود و زيان، روزى و زندگى و مرگ وجود دارد رقم زده مى شود و به همين جهت است که «قدر» ناميده شده است».

شب قدر بهترين فرصت براى طلب بخشش و آمرزش گناهان از خداوند است و پروزدگار در اين شب عنايت ويژه اى به بندگان خود دارد و در واقع آن را بهانه اى جهت آمرزش بندگان خود قرار داده است. پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله) در روايتى وجود شب قدر را غايت لطف خدا به امت خويش برشمرده، مى فرمايد:

«به امت من در ماه رمضان پنج چيز داده شده که به امت هيچ پيغمبرى پيش از من داده نشده است. اما عطاى اول: هر گاه شب اول ماه رمضان فرا رسد خداوند به سوى بندگان نظر مى کند و کسى که خدا به او نظر کرده تا ابد عذاب نمى شود. دوم: بوى بد دهان آنان که در نزد خدا شب زنده دارى مى کنند خوشبوتر از بوى مشک مى شود. سوم: ملائکه براى ايشان در شب و روز استغفار مى کنند. چهارم: همانا خداوند عزوجل بهشت خويش را امر مى کند که استغفار کند و تزيين شود براى بندگان. پس چه نزديک است که سختيهاى دنيا آنها را در خود فرو برد و مى روند به سوى بهشت و کرامت من. پنجم: پس هر گاه شب آخر فرا رسد خداوند همه بندگان را مى آمرزد.

مردى گفت: يا رسول اللّه در شب قدر؟ پيامبر(صلى الله عليه و آله) فرمود: مگر نمى دانى که کارگران هر گاه کارشان تمام شود، مزد به آنها مى دهند».

هم چنين روزه داران در دعاى روز قدر به درگاه خدا دست بلند کرده و مى خوانند: (اللهم ارزقنى فيه فضل ليلة القدر و صيّر امورى فيه من العسر الى اليسر و اقبل معاذيرى و حطّ عنّى الذنب و الوزر يا رئوفا بعباده الصالحين)؛ «بار خدايا! فضل شب قدر را در اين روز بر من روزى کن و کارهايم را از سختى به آسانى وا گردان و عذرم را بپذير و گناهانم را بريز اى مهربان به بندگان نيکوکار».

اگر چه در مورد شب قدر سؤالهايى وجود دارد و به طور مشخص معلوم نيست که دقيقاً چه شبى از سال مى باشد اما در بين سه شب قدرى که وجود دارد احتمال شب سوم بيشتر است. در مورد نشانه هاى شب قدر و تفاوت آن با ديگر شبهاى سال نيز رواياتى وجود دارد. محمد بن مسلم مى گويد: از امام باقر (عليه السلام) درباره علامت شب قدر پرسيدم، فرمود: «علامت شب قدر اين است که بوى خوش از آن پخش مى شود. اگر در سرماى زمستان باشد گرم و ملايم و اگر در گرماى تابستان باشد خنک و معتدل و نيکو خواهد بود». امام صادق (عليه السلام) نيز در روايت ديگرى روز آن را از نظر لطافت آب و هوايى مانند شبش دانسته و مى فرمايد: (ليلة القدر فى کل سنة و يومها مثل ليلتها)؛ «شب قدر در هر سالى هست و روز آن مانند شبش نيکوست».

روزى شخصى خدمت يکى از حضرات معصومان (عليهم السلام) سخن از شبهاى مبارک رمضان و ليالى قدر به ميان مى آورد و از فضيلت آن را از حضرت سؤال مى کند. حضرت شروع به شمردن خصايص و فضايل شب قدر مى نمايد. شخصى در مجلس حضور داشت و با شنيدن آن آه حسرتى کشيد که چرا شب قدر را به غفلت گذرانيده است.

حضرت به او رو کرد و فرمود: «پاداش تو از همه آن کسانى که ديشب (شب قدر) را تا صبح بيدار بودند و عبادت کردند بيشتر است؛ زيرا در آن شب تو آب نوشيدى و ياد از لب تشنه ابا عبداللّه کردى و گفتى: سلام بر حسين و لعنت بر قاتلان او. همين مسئله سبب شد که بهترين عبادت را در نامه عملت بنويسند».

آورده اند که «حاج محمد ابراهيم کلباسى» که از معاصران «ميرزاى قمى» و «سيد شفتى» و از شاگردان «بحر العلوم» و... بود شب قدر را با عبادت ادراک مى کرد؛ زيرا مدت يک سال هر شب را تا صبح عبادت مى کرد و معلوم است که شب قدر از شبهاى سال بيرون نيست.

«صاحب رياض» در راه علم محنت بسيار کشيد. مشهور است که آن جناب علم را به گريه و زارى و مناجات از درگاه بارى تعالى تحصيل نموده؛ زيرا ظاهراً مدّت تحصيلش آن قدر نبود که بتوان به اين مرتبه بلند رسيد و مى گويند وى شبهاى جمعه را تا صبح احياء مى کرد و به عبادت خداوند متعال مشغول بود. در احوال ايشان چنين نوشته اند: «عبادت آن جناب چنان بود که هميشه به خصوص در شبهاى ماه مبارک رمضان از نصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود مى رفت و تا صبح به مناجات و ادعيه و تضرع و زارى و تهجد اشتغال داشت و مناجات «خمس عشرة» را از حفظ مى خواند و بر اين روش و شيوه پسنديده استمرار داشت تا همان شب که شربت شهادت نوشيد. مکرر در فصل زمستان ديده مى شد که در پشت بام مسجد خود در حالى که برف به شدت مى باريد در نيمه شب پوستينى بر دوش و عمامه اى بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و با حالت ايستاده و دستها را به سوى آسمان بلند کرده تا اينکه برف سراسر قامت مبارکش را از سر تا پا سفيدپوش مى کرد».

مرحوم «شيخ عباس قمى» در شرح حال اين عالم بزرگوار مى نويسد: «... اين سيد جليل، بَکّاء و کثيرالمناجات بود. نقل شده که شبى از شبهاى قدر داخل حرم امير مؤمنان (عليه السلام) شد. بعد از زيارت، نشست پشت سر ضريح مقدس و شروع کرد به خواندن دعاى «ابوحمزه ثمالى». همين که شروع کرد به کلمه «الهى لا تؤدبنى بعقوبتک» گريه او را فرا گرفت و پيوسته اين کلمه را مکرر کرد و گريه کرد تا غش کرد و او را از حرم مطهر بيرون آوردند».