30 روز 30 پیام
12 بازدید
تاریخ ارائه : 7/31/2013 2:38:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

پيام بيست و چهارم: " توفيق الهي"

دعاى روز بيست و چهارم ماه مبارک رمضان

اللهمّ إنّي أسْألُک فيه ما يُرْضيک وأعوذُ بِک ممّا يؤذيک وأسألُک التّوفيقَ فيهِ لأنْ أطيعَک ولا أعْصيک يا جَوادَ السّائلين .

" خدايا من از تو مي خواهم در آن آنچه تو را خوشنود کند و پناه مى برم بتو از آنچه تو را بيازارد و از تو خواهم توفيق در آن براى اينکه فرمانت برم و نافرمانى تو ننمايم اى بخشنده سائلان"

هر انساني در انجام کارها، نيازمند عنايت و توفيق از جانب خداوند عالميان است و تا لطف الهي شامل حال او نشود، موفق به انجام کارها نخواهد شد و هر کوششي بدون توفيق الهي صورت گيرد، سودي نخواهد داشت . حضرت علي عليه السلام فرمودند: «لا ينفع اجتهاد بغير توفيق; کوششي که با توفيق همراه نباشد سودي ندارد .»

از سوي ديگر هر کسي براي رسيدن به هدف و آرزوي خود نيازمند راهنماست، تا در طول مسير او را همراهي کند . توفيق الهي بهترين راهبري است که انسان را به سوي خوبيها و کارهاي خدا پسندانه رهبري مي کند . به فرمايش حضرت علي عليه السلام: «لا قائد خير من التوفيق; راهنمايي بهتر از توفيق وجود ندارد .»

سفراي الهي نيز خود را بي نياز از توفيق الهي نمي دانستند و در همه حال از خداي منان خواهان آن بودند . قرآن کريم از قول حضرت شعيب عليه السلام مي فرمايد: «وما توفيقي الا بالله » «توفيق من جز به خدا نيست .» اميرمؤمنان علي عليه السلام نيز در پاسخ به نامه اي به معاويه فرمودند: «وما توفيقي الا بالله; توفيق من جز به خدا نيست .»

البته داشتن توفيق الهي نيازمند تلاش و کوشش است و تا تلاشي صورت نگيرد، خواستن توفيق الهي نه تنها پسنديده نيست، بلکه نوعي خويشتن را به سخره گرفتن است، چنان که حضرت رضا عليه السلام فرمودند: «من سال الله التوفيق ولم يجتهد فقد استهزء بنفسه; کسي که از خداوند توفيق را مسئلت نمايد، ولي کوشش نکند، خود را به تمسخر گرفته است .»

براي کسب توفيق اسبابي مي باشد که بعضي از آنها عبارتند از:

1- اطاعت از اوامر الهي :مولاعلي (ع) مي فرمايند:((ايها الناس انه من استنصح الله وفق و من اتخذ قوله دليلا" هدي للتي هي اقوم فان جارالله آمن و عدوه خائف ؛ اي مردم هر کس خداوند تعالي را نصيحت گر خود پذيرد موفق شده است (و به توفيق دست يافته است ) و هر کس قول خداوند تعالي را راهنماي خود گيرد به چيزي هدايت يافته که پابرجاتر و مستحکم تر مي باشد زيرا پناهنده به خدا ايمن و دشمنش ترسو و دل نگران است ))، (شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 9، ص 106).

در روايت شماره بعد مي فرمايند:((من استنصح الله حاز التوفيق ؛ هرکس خداوند تعالي را ناصح خود گيرد توفيق را کسب کرده است )) بنابراين اولين سبب کسب توفيق اطاعت از اوامر الهي و گوش به فرمان خداوند بودن است .

2- تجربه هاي توفيق بخش :تجربه هاي توفيق گذشته را بايد حفظ کرد امام علي (ع) مي فرمايند:((من التوفيق حفظ التجربه ؛ از جمله توفيق تجربه مي باشد)) گاهي تغيير محيط از يک سو و رنگ پذيري انسان از سوي ديگر زمينه ها و علل توفيقات گذشته را به طاق نسيان مي سپارد به خوبي انديشيده شود که چه زمنيه ها و تجربه هايي به شما توفيق بخشيده بود الان هم همان ها را ايجاد نماييد در سير تحولات گذشته و حال خود تأملي کنيد قطعا" به تجربه ها و علل توفيق بخش گذشته خواهيد رسيد.

3- برنامه ريزي و نظم :چه تجربه هاي توفيق آور گذشته را کشف کرديد اولا"بر طبق هدف خود که آنرا توفيق مي شماريد برنامه بريزيد اين برنامه از روي دقت ، مطالعه و مشورت با متخصصين متعهد و علما باشد تا از يک طرف از افراط و تفريط به دور باشد و از طرفي قابل عمل باشد ثانيا" نظم داشته باشيد و بطور منظم و مرتب به اين برنامه عمل کنيد اگر يک روز هم کوتاهي شود به همان اندازه از توفيقات شما کاسته مي گردد کوشايي ، استقامت شرط توفيق است بر اين نظم و عمل دقيق به برنامه پاي فشاريد امام علي (ع) مي فرمايند:(من طلب شيئا" ناله او بعضه )) هر کس طالب چيزي باشد و واقعا" بخواهد به آن چيز يا به بعضي از آن چيز خواهد رسيد.

4- در خواست از خدا:دعا و درخواست مخصوصا" با تضرع و حال و اشک چشم و دل شکسته علاوه بر آثار مادي و معنوي استجابت دل را بر انجام اوامر الهي رقيق و آماده مي سازد و دل را از کدورات تعلق و تشويش و اضطراب هاي ناشي از وسوسه هاي يأس آور شيطان و نفس اماره پالايش مي دهد توسل به ائمه اطهار(ع) هم در همين راستا مي باشد فقط غفلت نشود که «... و من سائل الله التوفيق و لم يجتهد فقد استهزاء بنفسه ...؛ امام رضا(ع) مي فرمايند:هر کس از خدا توفيق را مسألت کند در حالي که کوشا و تلاش گر نيست خود را به استهزاء و شوخي گرفته است».

شرط نتيجه بخشيدن اين چند دستور فقط و فقط عمل به آن مي باشد.

دين و ايمان را مي‏توان با کسب خصوصيات يک بنده واقعي نگه داشت. 1- شناخت خدا:امام رضا(ع) مي‏فرمايند:«اول عبادة الله معرفته...» اولين مرتبه عبادت خدا معرفت و شناخت خدا مي‏باشد بنابراين يک بنده واقعي اول بايد شناخت خدا پيدا کند .

2- ايمان به خدا:از شناخت و اعتقاد بالاتر و با ارزش‏تر ايمان به خدا مي‏باشد امام علي(ع) مي‏فرمايند:«الايمان شجرة اصلها اليقين...» ايمان درختي است که ريشه آن يقين است پس بر حسب اين روايت ريشه ايمان همان يقين قلبي است نه صرف اعتقاد و شناختي که در معرض رد واثبات است و در روايتي ديگر امام رضا(ع) مي‏فرمايند:«لا عبادة الاّ بيقين» عبادتي نيست مگر با يقين پس اصل شجره ايمان يقين است و يقين قوام بخش عبادت واقعي است در نتيجه ايمان به خدا عبادت واقعي را محقق مي‏سازد بنابراين بنده واقعي خدا بايد علاوه بر شناخت خداايمان به خدا هم داشته باشد اين نکته قابل ذکر است که مهمترين چيزي که ايمان را در قلب پا برجا و مستحکم مي‏کند ورع است که در کلام امام صادق(ع) آمده:«سئل الصادق(ع) ما الذي يثبت الايمان» قال:الذي يثبته فيه الورع والذي يخرجه منه الطمع» از حضرت سؤال شد چهچيزي ايمان را در قلب تثبيت مي‏کند؟فرموند:چيزي که ايمان را در قلب تثبيت مي‏کند ورع (اجتناب از معاصي و شبهات حرام) مي‏باشد و چيزي که ايمان را از قلب خارج مي‏کند طمع (نسبت به گناهان و انجام معاصي) مي‏باشد.

3- شناخت دستورات خدا:شناخت دستورات خدا بعد از شناخت و ايمان به خدا شناخت فرستادگان الهي را نيز مي‏طلبد زيرا اول بايد آنها را بشناسيم تا بعد به رسالت آنها پي ببريم و در زمان غيبت امام معصوم(ع) به شأن و رسالت علما و فقهاي عظام واقف گرديم . .

4- ترجيح دستورات خدا:دستورات خدا را بايد بر دستورات نفس، شيطان و... در عمل ترجيح داد. امام سجاد(ع) مي‏فرمايند: من عمل بما افترض الله عليه فهو من اعبد الناس ؛ هر کس بهآنچه خدا بر او واجب کرده عمل کند از عابدترين مردم مي‏باشد. امام علي(ع) مي‏فرمايند: لا عبادة کاداء الفرائض ؛ هيچ عبادتي مثل انجامواجبات نيست. بنابراين انجام واجبات و ترک محرمات بر هر چيزي ترجيح دارد و نشانه ديگري از بندگي واقعي خدا مي‏باشد.

5- استقامت در بندگي:بندگي خدا مادام العمري و هميشگي است خداوند تبارک و تعالي به پيامبر اکرم(ص) در قرآن چنين خطاب مي‏کند: فاعبده واصطبر لعبادته... ؛ او را عبادت کن و در راه پرستشاو شکيبا باش، (مريم، آيه 65). خستگي و عبادت و بندگي مقطعي از ساحت بنده واقعي خدا بدور است حضرت علي(ع) مي‏فرمايند:«دوام العبادة برهان الظفر بالسعادة»، (الغرر والدرر، باب العبادة، ص 24و 318). عبادت دوام دار و هميشگي دليل قاطع ظفر و دستيابي به سعادت و خوشبختي است.

اين نکته در خور يادآوري است که مراد از عبادت فقط نماز و روزه نيست بلکه مراد طاعت و فرمانبرداري از خدا است که در مرحله اول، عمل به واجبات و ترک محرمات مي‏باشد. مولا علي(ع) مي‏فرمايند: غاية العبادة الطاعة ؛ نهايت عبادت طاعت است، (همان، ص 30). بنابراين بندگي و سرسپردگي دائم نسبت به خداي تعالي از ويژگي‏هاي مهم بنده واقعي خدا مي‏باشد.

6- بندگي با آزادگي:بنده واقعي خدا بايد به حدي برسد که فقط لذت و محبت و عشق او را به بندگي وادارد از شوق بهشت و ترس جهنم آزاد باشد. امام صادق(ع) مي‏فرمايند: ان العباد ثلاثة:قوم عبدوا الله عزوجل خوفافتلک عبادة العبيد و قوم عبدوا الله تبارک و تعالي طلب الثواب فتلک عبادة الاجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلک عبادةالاحرار و هي افضل العبادة ؛ بندگان سه گونه‏اند:1- گروهي از روي ترس (از جهنم و عذاب الهي) خداي عز وجل راعبادت مي‏کنند که اين عبادت از آن بردگان مي‏باشد 2- گروهي با دل‏خواهان ثواب (و دريافت پاداش و بهشت) خداي تبارک و تعالي را عبادت مي‏کنند که اين عبادت ازآن مزدبگيران مي‏باشد 3- گروهي به خاطر حب وعشق (حق‏تعالي) خداي عزوجل را عبادت مي‏کنند که اين عبادت، بهره آزادگان (و وارستگان ازبند غيرعشق) مي‏باشد و همين عبادت هم برترين عبادت‏ها مي‏باشد»، (ميزان‏الحکمه، ج 6، ص 17، روايت 11346).

7- چشم به کرم خدا نه عمل خود:بنده واقعي خدا هميشه خود را مقصر مي بيند و عمل خود را به هيچ مي انگارد براي عمل خود قدري قائل نيست و پيوسته چشم به کرم کريم دوخته نه از غرور عمل باد در پوست انداخته امام صادق (ع) مي فرمايند:((عليک بالجد ولا تخرجن نفسک من حد التقصير في عباده الله تعالي و طاعته ، فان الله تعالي لايعبد حق عبادته ؛ بر تو باد کوشيدن (وجد و جهد در عبادت ) و نفس تو از حد تقصير در عبادت و طاعت خداي تعالي خارج نشود (و خويش را مقصر بداند) زيرا خداوند تعالي آن گونه که شايسته پرستش است عبادت نمي شود))، (همان ، ص 25، روايت 11407).