30 روز 30 پیام پیام بیست و نهم: " رحمت الهی "
21 بازدید
تاریخ ارائه : 7/31/2013 1:12:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

پيام بيست و نهم: " رحمت الهي "

دعاى روز بيست و نهم ماه مبارک رمضان

اللهمّ غَشّني بالرّحْمَةِ وارْزُقْني فيهِ التّوفيقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبي من غَياهِبِ التُّهْمَةِ يا رحيماً بِعبادِهِ المؤمِنين .

" خدايا بپوشان در آن با مهر و رحمت و روزى کن مرا در آن توفيق و خوددارى و پاک کن دلم را از تيرگي ها و گرفتگى هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ايمان خود "

کلمه رحمن به جز مواردي که در " بسم الله " به کار رفته ، حدود 41 بار در قرآن آمده است و کلمه رحيم نيز به جز دفعاتي که در " بسم الله " تکرار گشته ، حدود 80 بار ديگر در قرآن مجيد بکار رفته است .

اما اگر آيات مختلف قرآن کريم را بررسي کنيم ، با حقائقي عميق از رحمت الهي مواجه مي گرديم . قرآن کريم صراحتا از جانب پروردگار متعال اعلام مي دارد که خداوند رحمت را بر خويش لازم و واجب ساخته است و مي فرمايد : " . . . پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض كرده . . . اما هيچ کجاي قرآن کريم ، هرگز در خصوص عقاب پروردگار چنين سخني به ميان نيامده است . حتي در نقطه مقابل ، قرآن کريم نمونه هاي گوناگوني را برمي شمرد که خداوند حتي بدون آنکه بندگانش توبه کنند ، با رحمت گسترده خويش ، از عقاب آنان چشم مي پوشد . لذا در خصوص گناهاني به غير از شرک مي فرمايد : " خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد! و پايين‏تر از آن را براى هر كس ( بخواهد و شايسته بداند ) مى‏بخشد . . . "

هنگامي که قرآن کريم ازآغاز خلقت انسان سخن مي گويد ، سخن از رحمت پروردگار است و منشأ خلقت را رحمت خداوند مي داند و مي فرمايد " . . . مگر كسى را كه پروردگارت رحم كند! و براى همين ( پذيرش رحمت ) آنها را آفريد!. . . " و موقعي نيز که به پايان زندگاني دنيوي و برپائي قيامت مي رسد ، باز هم از رحمت الهي سخن مي گويد و مي فرمايد : " بگو: « آنچه در آسمانها و زمين است، از آن كيست؟» بگو: « از آن خداست؛ رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم كرده ؛ ( و به همين دليل،) بطور قطع همه شما را در روز قيامت، كه در آن شك و ترديدى نيست، گرد خواهد آورد . . . "

بنابر اين طبيعي است حتي هنگامي هم که آيات قرآن کريم خداوند متعال را براي تکذيب کنندگان معرفي مي کند ، پيش از هر چيز از رحمت پروردگار سخن به ميان مي آورد و او را صاحب رحمت گسترده اي توصيف مي نمايد که رحمت او بر همه چيز سايه افکنده است : " اگر تو را تكذيب كنند ( و اين حقايق را نپذيرند)، به آنها بگو: « پروردگار شما، رحمت گسترده‏اى دارد . . . " .

قرآن اين رحمت الهي را آنقدر وسيع مي داند که آشکارا اعلام مي دارد بجز گمراهان ، هيچ کس از رحمت پروردگارش مأيوس نمي گردد و به نقل از حضرت ابراهيم (عليه السلام ) مي فرمايد : " (او) گفت : جز گمراهان، چه كسى از رحمت پروردگارش مايوس مى‏شود؟! " .لذا آن هنگام که درياي رحمت الهي به تلاطم مي افتد ، خطاب آيه تغيير مي کند و خداوند خود مستقيما با بندگان روي برتافته خويش سخن مي گويد . او با تمامي گناهان و نافرمانيهائي که آنان انجام داده اند ، باز آنان را بنده خويش مي خواند و به آنان مي گويد که از رحمت من مأيوس نشويد ، من تمامي گناهان شما را خواهم آمرزيد : " بگو: « اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده ‏ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است. "

حتي قرآن کريم به اين ميزان نيز بسنده نمي کند و نمونه هائي از رحمت پروردگار را نيز به ما نشان مي دهد . قرآن در آيه 21 سوره روم ، محبت و مودتي که بين زن و شوهر وجود دارد را از جانب پروردگار و نشانه اي از نشانه هاي او بر مي شمرد . اين بدان معني است که اين عشق و علاقه سرشار را نيز خداوند قرار داده است ، و صد البته که رحمت خود او بسيار فراتر از اينهاست .

ما بارها در طول زندگي مشاهده کرده ايم که شخصي از فرمان فردي ديگر نافرماني و سرپيچي مي کند ، و صد البته طبيعي است که به موجب همين عصيان، سزاوار تنبيه و مجازات او مي شود . اگر واقعا آن شخصي که نافرماني او صورت پذيرفته است ، انساني کريم و صبور و مهربان باشد ، نهايتا از نافرماني انجام شده مي گذرد و فرد مقابل را مورد عفو و بخشش خويش قرار مي دهد . اما آيا تا کنون ديده ايم که اين نافرماني را کسي فرمانبرداري تلقي کند و آنرا پاداش نيز بدهد ؟ پروردگار مهربان ما در قرآن کريم ، در خصوص عده اي که ايمان مي آورند و توبه مي نمايند و اصلاح مي کنند ، مي فرمايد که سيئات و نافرمانيهاي آنان را به حسنات مبدل مي کنم . . .

ما انسانها ممکن است در طول زندگي خويش نافرماني فردي را انجام داده باشيم . اگر او از اين نافرماني ما چشم پوشي کند و ما را مورد لطف خويش قرار داد ، طبيعي است که هر موقع او را مي بينيم ، به ياد نافرماني خويش مي افتيم و لطف او را به خاطر آورده و در درون خويش شرمنده مي شويم . اگر آن فرد در نهايت محبت باشد ، ممکن است کاري کند که نافرماني و سرپيچي ما از ذهنش فراموش شود ، اما نمي تواند اين مسأله را از ياد ما ببرد و شرمندگي ما در برابر خويش را چاره کند . ولي درباره خداوند برعکس است ؛ پروردگار ما هيچ چيز را فراموش نمي کند ، اما به گونه اي عمل مي نمايد تا ما نافرماني خويش را فراموش کنيم و در درگاه او حتي احساس شرم و خجالت نيز ننمائيم . اين همان مفهوم صفح الهي است . . .

اما اين چنين خدائي که اين گونه رحمت بي منتهائي دارد ، چرا جهنم را خلق نمود و چرا در قرآن از عقاب آن سخن به ميان آورد ؟ آيا آفريدن بهشت ريشه در رحمت پروردگار دارد ولي در هنگام خلق جهنم ، خداوند از رحمت خويش چشم پوشي نموده؟

اگر به تعاليم اهل بيت ( عليهم السلام ) مراجعه کنيم ، با عبارات شگفت انگيزي مواجه مي شويم . ائمه ما ، به ما مي آموزند که رحمت الهي بر غضب او سبقت دارد و از اين بالاتر ، امام سجاد ( عليه السلام ) در فرازي از صحيفه سجاديه ، هنگامي که با پروردگار خويش نجوا مي کنند ، خداوند را اين گونه خطاب قرار مي دهند : " خدايا ، تو کسي هستي که رحمت او در پيشاپيش غضبش قدم بر مي دارد ".

اگر در اين فراز بلند دعاي امام سجاد ( عليه السلام ) خوب دقت کنيم ، متوجه مي شويم که حضرت بدين وسيله سر رشته اي را به دست ما مي دهند و به ما مي آموزند که زمام غضب الهي نيز به دست رحمت اوست و اگر خداوند حتي غضب هم مي کند، اين خشم او برخاسته از رحمت است .

اگر بر اين اساس پيش رويم و اندکي تأمل کنيم ، مي يابيم که بر طبق بينش توحيدي ، خداوند متعال بي نياز مطلق است ولذا فرمانبرداري و ياعصيان مخلوقات کوچکترين نفعي به اونمي رساند و يا کمترين زياني را از او بر طرف نمي سازد . بنا بر اين ، اگر پروردگاران ما را به انجام عملي فرمان مي دهد و يا از انجام کاري باز مي دارد ، براي سعادت و کمال خود ماست و بر پايه رحمت و مهرباني اوست که دستورات ، روشها و راهکارهاي گوناگوني را از جانب پيامبران خويش براي ما نازل نموده است . اگر ما با اختيار خويش در برابر آنها گردن نهيم ، قطعا به سعادت و کمال دست خواهيم يافت و در غير اين صورت ، سرمايه اي جز زيان نصيبمان نمي گردد .

اما خداوند تنها به صرف فروفرستادن اين دستورات و فرامين نيز اکتفا ننمود و بر طبق رحمت خويش در قبال عمل به اين دستورات ، براي ما پاداشي را مقرر نمود و براي عدم فرمانبرداري ما نيز وعيد عذابي دردناک را به ما رسانيد .

بر اين اساس مشخص مي شود که عقوبت پروردگار غير از عقوبت بندگان است که براي دلخوشي و انتقام باشد ، بلکه حتي آفريدن جهنم و سخن گفتن از آن در آيات گوناگون قرآن کريم نيز برخاسته از رحمت الهي است . اگر جهنم نبود و از عذاب آن در دل انسانها هراس وجود نداشت ، بسياري از انسانها انگيزه اي براي گام گذاردن در مسير کمال نداشتند و از تباهي خويش رويگردان نبودند و در نتيجه به کمال و سعادت خود نيز دست نمي يافتند . بنابر اين حتي سخن از جهنم گفتن نيز تجلي رحمت الهي است و مشخص است که اگر پروردگارمان جهنم را نمي آفريد و يا اگر مطمئن بوديم که هرگز عذاب آخرت به وقوع نمي پيوندد ، ديگر اين انذار ارزش و اثري نخواهد داشت و بسياري از مردم بدون هيچ دغدغه اي مسير بيراهه را خواهند پيمود .