نامت گل همیشه بهار است فاطمه(س)
14 بازدید
تاریخ ارائه : 7/31/2013 11:22:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

بمناسبت تقارن بهارطبیعت با ایام فاطمیه

نامت گل همیشه بهار است فاطمه(س)

حضـرت فاطمه زهرا (س) دختـر گرامـى پیامبراکرم (ص) و خدیجه کبرى، چهارمیـن دختـر پیامبـر اسلام (ص) است.

ایشان نزد خدای متعال به ۹ نام اشتهار دارند که عبارت است از: 

فاطمه (فاطمه به معنای قطع شده و بریده است.) رسول خدا فرمودند: «زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده اند.» و نیز امام صادق (ع) فرمودند: «زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.»
زهرا (یعنی درخشان، نورانی و درخشنده)،

صـدیقه (یعنی کسی که در راستگویی کامل است یا آن که هرگز دروغ نگفته است. یا کسی که سخن خود را با عمل خویش تصدیق می کند)،

طاهـره (به معنی پاکیزه، بی عیب، پاک و معصوم)،

مبارکه (از برکت به معنای فایده زیاد و ثابت می آید، به معنای زنی که دارای وجود پربرکت می باشد)،

زکیه (زکاة هم به معنای رشدونمو و هم به معنای طهارت است)،

راضیه (یعنی کسی که هرگز لب به شکایت باز نکرد)،

مرضیه (یعنی کسی که تمام کارهایش مورد رضایت خدا و رسول خدا بود)

محدثه (یعنی کسی که فرشتگان با او سخن می گویند) مى باشد.

بیشتر مورخان شیعه و سنى ولادت باسعادت آن حضرت را بیستم جمادى الثانى سـال پنجم بعثت در مکه مکرمه مى دانند. برخى سال سـوم و برخى سال دوم بعثـت ذکـــر کرده اند.
پـرورش زهرا(س) در کنار پـدرش رسـول خدا و در خانه نبوت بود؛ خانه اى که محل نزول وحى و آیه هاى قرآن است. آنجا که نخستیـن گروه از مسلمانان به یکتایى خدا ایمان آوردند و بر ایمان خـویـش استـوار ماندند. آن سال ها در سراسر عربستان و همه جهان، این تنها خانه اى بود که چنیـن بانگى از آن بر مى خواست: «الله اکبر» و زهرا تنها دختر خردسال مکه بـود که چنیـن جنب و جـوشى را در کنار خـود مى دید.
او در خانه تنها بـود و دوران خردسالى را به تنهایى مى گذراند. دو خواهرش رقیه و کلثوم چند سال از او بزرگتر بودند. شاید راز این تنهایى هـم یکى ایـن بـوده است که بایـد از دوران کـودکـى همه تـوجه وى به ریاضت هاى جسمانـى و آمـوزش هاى روحانى معطوف گردد.

حضرت زهرا(س) بعد از ازدواج با امیرالمومنین على (ع) به عنوان بانویى نمونه بر تارک قرون و اعصار درخشید. دختر پیامبر همچنان که در زندگى زناشـویى نمونه بـود، در اطاعت پـروردگار نیز نمـونه بـود. هنگامـى که از کارهاى خانه فـراغت مى یافت به عبادت مـى پـرداخت، به نماز، دعا، تضرع به درگاه خـدا و دعا بـراى دیگران. امام صادق(ع) از اجداد خویش از حسـن بـن على(ع) روایت کرده است که :«مادرم شبهاى جمعه را تا بامداد در محراب عبادت مـى ایستاد و چـون دست به دعا برمى داشت مردان و زنان با ایمان را دعا مى کرد، اما درباره خـود چیزى نمـى گفت. روزى بدو گفتـم : مادر چرا براى خـود نیز مانند دیگران دعاى خیر نمى کنى؟ گفت: فرزندم! همسایه مقدم است.»

تسبیح هایى که به نام تسبیحات فاطمه(س) در کتاب های معتبر شیعه و سنـى و دیگـر اسنـاد، روایت شـده نزد همه معروف است.

فاطمه(س) تا وقتى که رسول خدا از دنیا نرفته بود، سختی ها و تلخی هاى زندگى را با دیدن سیماى تابناک پیامبر اکرم (ص) بر خـود هموار مى نمود، ملاقات پدر تمام رنج ها را از خـاطـرش مـى زدود و به او آرامـش و قـدرت مـى بخشیـد. اما مرگ پدر، مظلوم شدن شـوهر، از دست رفت حق و بالاتر از همه دگرگونی هایى که پس از رسـول خدا(ص) به فاصله اى اندک در سنت مسلمانى پدید آمد، روح و سپـس جسـم دختر پیغمبر را سخت آزرده ساخت. چنان که تاریخ نشان مـى دهـد، او پیـش از مـرگ پدرش بیمارى جسمى نداشته است. داستان آنان را که به در خانه او آمـدنـد و مـى خواستند خانه را با هر کـس که درون آن است آتـش زننـد شنیده اید. خـود ایـن پیشامد، به تنهایـى براى آزردن او بـس است چه رسد که رویدادهاى دیگر هـم بدان افزوده شـود. دختر پیغمبـر، نالان در بستـر افتاد. زنان مهاجر و انصار نزد او گرد آمدند. آن بانـوى دو جهان، خطبه اى بلیغ در جمع آن زنان بیان فرمـود که با نقل بخشى کوتاه از آن، گوشه اى از درد دیـن و سوز و گداز مکتبى زهرا(س) و شکوه او از مـردم فـرصت طلب و غاصبـان ولایت را در مـى یـابید.
از درد سخـن گفتـن از درد شنیدن با مردم بى درد ندانى که چه دردى است
«به خداسوگند، اگر پاى در میان مى نهادند  و على را برکارى که پیغمبر به عهده او نهاد، مى گذاردنـد آسان آسان ایشان را به راه راست مـى برد ، و حق هر یک را بـدو مى سپرد ... شگفتا روزگار چه بـوالعجب ها در پس پرده دارد و چه بازیچه ها یکى پـس از دیگرى برون می آرد، راستـى مردان شما چرا چنیـن کردند؟ و چه عذرى آوردنـد؟ دوست نمایانـى غدار، در حق دوستان ستمکار و سـرانجام به کیفـر ستمکارى خـویـش گرفتار. سر را گذاشته و به دم چسبیدند، پـى عامـى رفتند و از عالـم نپرسیدند، نفریـن بر مردمى نادان که تبهکارى خـود را نیکـوکارى مى پندارند.»

سرانجام  دختـر پیغمبـر، دنیا را به دنیاطلبان گذاشت و به لقاى پـروردگارش شتـافت. فاطمه را شبانه دفـن کـردنـد و علـى (ع) او را به خاک سپــرد و او ایـن گـونه مظلـومه و شهیـده از دنیا رفت. درتاریخ شهادت آن بانوى بزرگ نیز محدثان اقـوال گوناگونى دارند که مشهورتر از همه، سیزده جمادى الاولى سال یازدهـم هجرى و دیگرى سوم جمادى الثانى همان سال است.

فضیلت و منزلت این بانوی بزرگوار به حدی است که روایات بی شماری بر وجوب مودت ایشان و فرزندانش تأکید ورزیده اند از جمله می توان به روایتی از احمد بن حنبل در مسندش از «سعید بن جبیر» از «ابن عباس» اشاره کرد؛ روایت کرده که گفت: چون آیه: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏» نازل شد مردم‏ پرسیدند که‏ یا رسول اللَّه من قرابتک الّذین وجبت مودّتهم؟ قال: علىّ و فاطمة و ابناهما (علیهم السلام). (اى رسول خدا خویشاوندان تو که مودت آنها بر ما واجب است چه کسانى هستند؟ فرمود: على، فاطمه و دو فرزندان آن دو، این سخن را سه بار تکرار فرمود.

همین روایت را ثعلبى نیز در تفسیر خود در تفسیر آیه فوق به همین الفاظ و معانى آورده است‏ .

«بخارى» در «صحیحش» در ذیل آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ به سند خود از «طاوس» از «ابن عباس» روایت کرده که گفت: از آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ ... سؤال شد سعید بن جبیر گفت: منظور از «قربى» آل محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلّم است‏.

و از این گونه روایات در فضیلت فاطمه(س) و فرزندانش بی شمار است.

فاطمه (س) از همان آغاز، دانش را از سرچشمه وحى فراگرفت. آنچه را از اسرار و دانشها، پدر براى او باز مى گفت، على (ع) مى نـوشت و فـاطـمـه(س) آنهـا را گردآوری می کرد که حاصل آن کتـابـى به نـام «مصحف فـاطمه» شـد.

فـاطمه زهـرا(س) بــا بیـان احکام و معارف اسلام، زنان را به وظایف‌شان آشنا مـى سـاخت. "فضه" خـدمـتگزار فاطمه (س)، که از شـاگـردان و پـرورش یافتگان مکتب اوست در مدت بیست ســال جز با آیات قرآن سخنـى نگفت و هر گاه قصـد بیان مطلبـى داشت بـا آیه اى متنـاسب از قـرآن، منظور خـویـش را بیان مـى کـرد

فاطمه (س) نه تنها از فرا گرفتن دانش خسته نمى شد، بلکه در یاد دادن مسائل دین به دیگران از حـوصله و پشتکار فراوانى برخـوردار بـود. روزى زنـى نزد او آمـد و گفت: مادرى پیر دارم که در مورد نماز خـود اشتباهى کرده و مرا فرستاده تا از شما مسألـه اى بپرسـم. زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود. زن براى بار دوم و سـوم آمـد و مسألـه پرسید و پاسخ شنیـد، ایـن کار تا ده بار تکرار شـد و هر بار آن بانوى بزرگـوار سـؤال وى را پاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهاى پى در پى شرمگیـن شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمى اندازم. فاطمه (س) فرمود: باز هـم بیا و سؤالهایت را بپرس، تـو هر قدر سؤال کنى مـن ناراحت نمى شوم زیرا از پدرم رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: روز قیامت علماى پیرو ما محشور مى شـوند و به آنها به انـدازه دانششان خلعت‌هاى گرانبها عطا مـى گـردد و انـدازه پاداش به نسبت میزان تلاشـى است که براى ارشاد و هـدایت بندگان خـدا نمـوده انـد. 

این بانوی عالمه و بزرگوار همان گونه که  نسبت به آموزش احکام و معارف دین اهتمام می ورزید، در عین حال در عبادت و تهجد نیز سرآمد همگان بود. نقل است حضـرت زهرا(س) بخشى از شب را به عبادت مشغول مى شـد.  نمازهاى شب ایشان آن قدر طـولانى مى شد و بر روى پاهایش مى ایستاد که پایـش ورم مى کرد.

سالروز شهادت حضرت زهرا(س) تسلیت باد.

تهیه و تنظیم :حسن بابایی