شمه ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه الله خامنه ای (مدظله العالی) در مورد شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) و گرامیداشت مقام زن در سالهای مختلف
13 بازدید
تاریخ ارائه : 7/31/2013 10:47:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

شمه ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه الله خامنه ای (مدظله العالی) در مورد شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) و گرامیداشت مقام زن در سالهای مختلف

حقاً عرصه ‏ى محبت اهل‏بيت عرصه‏ ى شايسته ‏اى براى هنرنمائى است و در ميان اين مجموعه‏ ى نور، محبت فاطمه‏ ى زهرا (سلام اللَّه عليها). جاى ابراز هنر، ابراز ذوق و ظرافت طبع حقاً و انصافاً همين‏جاست. فاطمه‏ ى زهرا (سلام اللَّه عليها) كلمةاللَّهِ پرمضمون و مانند يك درياى ژرف و عميق است. هر چه فكر انسان، ذوق انسان، طبع ظريف صاحبان طبع در اين زمينه كنكاش بيشترى كند، تدبر و تأمل بيشترى كند، گوهرهاى بيشترى به دست خواهد آورد. البته توصيه ‏ى هميشگى ما اين است كه ژرف‏ پيمائى در اين اقيانوس نور و معنويت به كمك احاديث اهل‏بيت باشد. همانطورى كه در يكى از اشعارى كه آقايان خواندند، اين مضمون بود، كه معرفت اين خاندان هم در اختيار خود اين خاندان است؛ از آنها فرا بگيريم. آنها را معرف خودشان قرار بدهيم. تأمل كنيم، دقت كنيم تا به صورت عميق و ژرفى اين كلمات و اين معانى را بفهميم.

******

اين خود يك معجزه‏ ى اسلام است؛ يعنى فاطمه‏ ى زهرا (سلام‏اللَّه ‏عليها) در عمر كوتاه خود به مقامى ميرسد كه سيده‏ ى نساء عالمين است؛ يعنى از همه‏ ى زنان بزرگ و قدّيس طول تاريخ برتر است. اين چه عاملى است، اين چه نيروئى است، اين چه قدرت متحول‏ كننده‏ ى عميق درونى است كه از يك انسان در اين مدت كوتاه، ميتواند يك چنين اقيانوس معرفت و عبوديت و قداست و عروج معنوى بسازد؟ خود اين، معجزه ‏ى اسلام است.

يك جنبه‏ ى ديگر، نسل مبارك اين بزرگوار است كه تطبيق سوره‏ ى كوثر با فاطمه‏ ى زهرا (سلام‏ اللَّه ‏عليها) - اگر در آثار حديثى ما هم نيامده باشد - يك تطبيق مصداقى درست است؛ اين همه بركات بر خاندان پيغمبر، بر يكايك ائمه‏ى هدى (عليهم‏السّلام)! عالم پُر است از نغمه‏ هاى دلنواز فردى و اجتماعى و دنيائى و اخروى كه از اين حنجره ‏هاى پاك برخاسته؛ حسين‏ بن على، زينب كبرى، امام حسن مجتبى، امام صادق، امام سجاد؛ هر كدام از ائمه. ببينيد چه غوغائى است در عالم معرفت، در عالم معنويت، در بزرگراه هدايت از كلمات اين بزرگواران و درسهاى آنها و معارف آنها! اين نسل فاطمه ‏ى زهراست.

******

اسلام به معناى واقعى زن را تكريم كرده است. اگر روى نقش مادر و حرمت مادر در درون خانواده تكيه مى‏ كند، يا روى نقش زن و تأثير زن و حقوق زن و وظايف و محدوديت‏ هاى زن در داخل خانواده تكيه مى ‏كند، به ‏هيچ‏وجه به معناى اين نيست كه زن را از شركت در مسائل اجتماعى و دخالت در مبارزات و فعاليت‏هاى عمومى مردم منع كند.عده‏ اى بد و يا كج فهميدند؛ يك عده‏ اى مغرض هم از اين كج ‏فهمى استفاده كردند؛ كأنّه يا بايد زن، مادر خوب و همسر خوبى باشد يا بايد در تلاش‏ها و فعاليت‏هاى اجتماعى شركت كند؛ قضيه اين‏طورى نيست؛ هم بايد مادرِ خوب و همسر خوبى باشد، هم در فعاليت اجتماعى شركت كند. فاطمه‏ ى زهرا (سلام ‏اللَّه ‏عليها) مظهر چنين جمعى است؛ جمع بين شؤون مختلف. زينب كبرى‏ نمونه‏ ى ديگر است. زن‏هاى معروف صدر اسلام و زن‏هاى برجسته، نمونه‏ هاى ديگرند؛ اينها در جامعه بودند و حضور داشتند. نفهميدنِ مفهوم تكريم زن در اسلام، همراه شده است با بدآموزى‏هاى القاء شده‏ ى به عنوان تكريم زن در تمدن غرب؛ اينها با هم آميخته شده و يك جريان غلط ذهنى و فكرى به ‏وجود آورده. زن در داخل خانواده، عزيز و مكرّم و محور مديريت درونى خانواده است؛ شمع جمع افراد خانواده است؛ مايه ‏ى انس و سكينه و آرامش است. كانون خانواده - كه حوضچه‏ ى آرامش زندگىِ پُرچالش و پُرتلاش هر انسانى است - به وجود زن آرام مى ‏گيرد و سكينه و اطمينان پيدا مى‏ كند. آن وقت نقش او به عنوان همسر، به عنوان مادر، به عنوان دختر خانواده، هر كدام يك فصل طولانى در تكريم دارد. بنابراين حقيقتاً بايد در زمينه ‏ى ارزش و كرامت زن در نظر اسلام، بازنويسى و بازگويى و بازبينى كرد.

******

ما نشانه‏ هايي داريم. اين‏که از قول پيغمبر اکرم نقل شده است که: «فداها ابوها»، خودش يک نشانه است. اين‏که در روايت دارد که وقتي فاطمه ‏ي زهرا (سلام ‏الله‏ عليها) وارد خانه ‏ي پيغمبر مي‏شد، يا آن‏جايي که پيغمبر نشسته بودند وارد مي‏شد، «قام اليها» - حضرت پيش پاي او بلند مي‏شد؛ به طرف او مي‏رفت - اين يک نشانه است؛ اينها عظمت است. اين‏که همه‏ ي دنياي اسلام از آن روز تا امروز - شيعه و سني فرقي ندارد - اين بانوي بزرگوار را با چشم عظمت و جلالت نگاه مي‏کنند، اين هم خودش يکي از آن نشانه ‏ها و علامتهاست. امکان ندارد که همه‏ ي عقلا، علما و متفکران با نحله‏ ها و عقايد مختلف در همه‏ ي تاريخ يک امت و ملت، بر مدح و ستايش يک مرکز متفق ‏القول باشند. اين نيست مگر عظمت توصيف‏ ناپذير آن مرکز؛ اين خودش يک علامت است. همه ي اين عظمت‏ها مربوط به يک بانوي هجده ساله؛ يک دختر جوان است! بيشترين سني که براي فاطمه‏ ي زهرا (سلام ‏الله‏ عليها) طبق تواريخ مختلف گفته مي‏شود، از هجده سال است تا بيست‏ ودو سال. از آن تکريمي که اميرالمؤمنين براي ايشان قائل است، و از آن تکريمي که در روايات و کلمات همه‏ ي ائمه (عليهم‏السّلام) درباره‏ ي فاطمه‏ ي زهرا (سلام ‏الله‏ عليها) آمده، انسان مي‏فهمد که چه عظمت و شيفتگي‏يي در کلمات ائمه نسبت به فاطمه‏ ي زهرا موج مي‏زند. هر يک از ائمه شط خروشاني هستند که فضاي معرفت و استعدادهاي بشري را سيراب و بارور کرده ‏اند و همه‏ ي اين جويبارها از اين چشمه سرازير مي‏شوند؛ چشمه‏ ي جوشان فاطمه‏ ي زهرا (سلام ‏الله‏ عليها). روايات صادقين (عليهم‏السّلام)، عظمت حضرت رضا و موسي‏ بن‏ جعفر و ائمه‏ي بعدي، مقام والاي حضرت بقيّةالله (ارواحنا فداه)، همه جويبارهاي آن کوثرند؛ آن کوثر تمام نشدني، آن چشمه‏ ي جوشان؛ برکات فاطمه‏ي زهرا اينهاست.

ما اين بزرگوار را خواسته‏ ايم به عنوان الگو ميان خودمان مطرح کنيم. يک زن جوان، يک دختر جوان، که زندگي ‏اش، زندگي معمولي؛ لباسش، لباس فقرا؛ کارش در خانه جمع و جور کردن بچه‏ ها و مديريت خانه و کدبانويي اين خانه‏ ي کوچک و دستاس کردن است و آن کوه معرفت و درياي عظيم علم و دانش در وجود اوست.

******

فاطمه‏ ي زهرا (سلام ‏الله‏ عليها) همه‏ي اين فضايل را با هم داراست. چون «و اصطفاک علي نساء العالمين» درباره‏ي مريم در قرآن هست و سيده‏ ي نساء عالمين، در روايت هم دارد که او سرور زنان عالم در زمان خودش بود، ولي فاطمه‏ ي زهرا سرور زنان عالم در همه‏ي ادوار تاريخ است؛ اين الگوست. برادران عزيز! ما امروز به اين الگو احتياج داريم.

******

زن گل است. اين مربوط به ميدانهاى سياسى و اجتماعى و تحصيل علم و مبارزات گوناگون اجتماعى و سياسى نيست؛ اين مربوط به داخل خانواده است. «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة»؛ اين چشم و ديد خطابينى را كه گمان مى‏كرد زن در داخل خانه موظّف به انجام خدمات است، پيغمبر با اين بيان تخطئه كرده است. زن مانند گلى است كه بايد او را مراقبت كرد. با اين چشم بايد به اين موجود داراى لطافتهاى روحى و جسمى نگاه كرد. اين نظر اسلام است. هم خصوصيت زنانگى زن كه همه احساسات و خواستهاى او بر اساس اين خصوصيت زنانگى است، حفظ شده است، بر او تحميل نشده است، از او خواسته نشده است، كه در حالى كه زن است، مثل مرد فكر كند، مثل مرد كار كند، مثل مرد بخواهد - يعنى خصوصيت زن بودن كه يك خصوصيت طبيعى و فطرى و محور همه احساسات و تلاشهاى زنانه است، در ديد اسلامى حفظ شده - هم درعين‏حال، ميدان علم، ميدان معنويت، ميدان تقوا، ميدان سياسى، بر روى او باز شده است و او، هم به كسب علم تشويق شده است، هم به حضور در ميدانهاى گوناگون اجتماعى و سياسى. آن وقت در داخل خانواده هم به مرد گفته‏اند كه حقّ تكليف، تحميل، زياده‏روى، اعمال قدرتهاى جاهلانه و غير قانونى ندارد. اين، آن نگاه اسلامى است.

******

زن ايرانى در ايران اسلامى، بايد كوششش اين باشد كه هويّت والاى زن اسلامى را آن‏چنان زنده كند كه چشم دنيا را به خود جلب كند. اين امروز وظيفه‏ يى است بر دوش زنان مسلمان؛ بخصوص زنان جوان و دختران دانش ‏آموز و دانشجو.

******

زندگى فاطمه زهرا (سلام ‏اللَّه ‏عليها) به خاطر عظمت و شگفتيهاى فراوانى كه در آن هست، شبيه اسطوره ‏هاى تاريخ است.حقيقتاً چشم ما نمى‏ تواند مقامات معنوى آن بزرگوار را ببيند -«تو بزرگى و در آيينه كوچك ننمايى» - ما نمى ‏توانيم آن قامت رسا و آن عظمت را حتّى در چشم كوته‏ بين ذهن خودمان تصوير كنيم؛ ليكن همان چيزى كه چشمان سطحى‏ نگر ما مى‏ بيند، خيلى باعظمت است. يعنى آن زندگى كوتاه چه در دوران كودكى، چه در دوران نوجوانى و چه در دوران تأهّل و ازدواج و خانه‏ دارى اين‏قدر پُرمغز است! مگر هر كسى مى‏تواند همسر اميرالمؤمنين باشد؟ عظمت على آن‏گونه است كه كوههاى عظيم را در مقابل خود آب مى‏كند. نَفْس همسرى اميرالمؤمنين، يك نشانه بزرگ عظمت است؛ ليكن شما ببينيد تعامل اين زن و شوهر چگونه است و دو بزرگِ خارج از ابعاد ذهن انسان، چگونه با هم حرف مى‏ زنند؛ چگونه زندگى مى‏كنند؛ چگونه اين زندگىِ الگو و نمونه تاريخ را اداره مى‏كنند و چگونه هركدام نقشى به عهده مى‏گيرند! اينها تصادفى نيست. نقش آن شوهر در دوران مبارزات و جنگها اين است كه نفر اوّل و خطشكنِ درجه يك و گره گشاى اوّل و آخر باشد.

******

اين ولادت بزرگ، يكى از بزرگترين عيدهاى اسلامى است؛ چون فاطمه زهرا سلام‏اللَّه عليها يك شخصيت برجسته و بزرگ و طراز اوّل اسلامى است؛ در حقيقت يك شخصيت طراز اوّل در طول تاريخ بشر است. همچنان كه از قول نبىّ‏ اكرم عليه‏ وعلى ‏آله ‏الصّلاةوالسّلام گفته شده است كه به فاطمه زهرا فرمودند: «اما ترضى عن تكونى سيّدة نساء العالمين»(1)؛ تو سيّده و بانوى همه زنان جهان در طول تاريخ هستى. خودِ فاطمه زهرا سلام‏اللَّه عليها سؤال مى‏كند: «فكيف مريم»؛ چگونه مريم سيّده نساء است، كه در قرآن هم تصريح شده است؟ حضرت مى ‏فرمايند مريم سيّده زنان زمان خود بود و تو سيّده زنان همه تاريخ هستى.

******

اگر شخصيت فاطمه زهرا سلام ‏اللَّه عليها براى ذهن هاى ساده و چشمهاى نزديك ‏بين ما آشكار مى‏شد، ما هم تصديق مى‏ كرديم كه فاطمه زهرا سلام‏ اللَّه ‏عليها سرور همه زنان عالم است؛ بانويى كه در سنين كم و در عمر كوتاه، به مقامات معنوى و علمى و معرفتى و به مرتبه‏اى برسد كه برابر مرتبه انبيا و اولياست. در واقع فاطمه زهرا فجر درخشانى است كه از گريبان او، خورشيد امامت و ولايت و نبوّت درخشيده است؛ آسمان بلند و رفيعى است كه در آغوش آن، ستاره‏هاى فروزان ولايت قرار گرفته است. همه ائمّه عليهم‏السّلام براى مادر بزرگوار خود تكريم و تجليلى قائل بودند كه براى كمتر كسى اين همه احترام و تجليل را از آن بزرگواران مى‏شود ديد.

******

اگر جامعه اسلامى بتواند زنان را با الگوى اسلامى تربيت كند - يعنى الگوى زهرايى، الگوى زينبى، زنان بزرگ، زنان باعظمت، زنانى كه مى‏توانند دنيا و تاريخى را تحت تأثير خود قرار دهند - آن وقت زن به مقام شامخِ حقيقى خود نائل آمده است. اگر زن در جامعه بتواند به علم و معرفت و كمالات معنوى و اخلاقى‏اى كه خداى متعال و آيين الهى براى همه انسانها - چه مرد و چه زن - به طور يكسان در نظر گرفته است، برسد، تربيت فرزندان بهتر خواهد شد، محيط خانواده گرمتر و با صفاتر خواهد شد، جامعه پيشرفت بيشترى خواهد كرد و گره‏هاى زندگى آسانتر باز خواهد شد؛ يعنى زن و مرد خوشبخت خواهند شد. براى اين بايد تلاش كرد؛ هدف اين است. هدف، صف‏آرايى زن در مقابل مرد نيست. هدف، رقابت خصمانه زن و مرد نيست. هدف اين است كه زنان و دختران بتوانند همان سير و همان حركتى را انجام دهند كه وقتى مردان آن حركت را انجام دهند، به صورت يك انسان بزرگ در خواهند آمد؛ زنان انسان بزرگ شوند. اين ممكن است و در اسلام تجربه شده است.

******

نبايد بگذارند عفّت زن - كه مهمترين عنصر براى شخصيت زن است - مورد بى‏اعتنايى قرار گيرد. عفّت در زن، وسيله‏اى براى تعالى و تكريم شخصيت زن در چشم ديگران، حتّى در چشم خودِ مردان شهوتران و بى‏بندوبار است. عفّت زن، مايه احترام و شخصيت اوست. اين مسأله حجاب و مَحرم و نامَحرم و نگاه كردن و نگاه نكردن، همه به خاطر اين است كه قضيه عفاف در اين بين سالم نگهداشته شود. اسلام به مسأله عفاف زن اهميت مى ‏دهد. البته عفاف مرد هم مهمّ است. عفاف مخصوص زنان نيست؛ مردان هم بايد عفيف باشند. منتها چون در جامعه، مرد به خاطر قدرت جسمانى و برترى جسمانى، مى‏تواند به زن ظلم كند و برخلاف تمايل زن رفتار نمايد، روى عفّت زن بيشتر تكيه و احتياط شده است.

******

از امام صادق عليه‌الصّلاةوالسّلام روايت شده است كه فرمود: «ان فاطمة كانت محدثة(41)؛» آن بزرگوار «محدثه» بود. يعنى فرشتگان بر اوفرود مى‌آمدند، با او مأنوس مى‌شدند و با او سخن مى‌گفتند. اين، مشخصه‌اى است كه روايات متعددى درباره‌ى آن وجود دارد. «محدثه» بودن مخصوص شيعه هم نيست. شيعه و سنى معتقدند كه در دوران اسلام، كسانى بوده‌اند يا مى‌توانسته‌اند وجود داشته باشند كه فرشتگان با آنها سخن بگويند. مصداق اين در روايات ما، فاطمه‌ى زهراست.