درآمدی برفرهنگ و رفتار اجتماعی
71 بازدید
تاریخ ارائه : 8/3/2013 11:57:00 AM
موضوع: علوم تربیتی

درآمدی برفرهنگ و رفتار اجتماعی وقتی از فرهنگ سخن می گوییم سرو کار ما با امری است که نوعی مقبولیت اجتماعی یافته و از سطح مقبولیت فردی فراتر رفته است . از این رو هر امری هر چند بسیار مقدس و عالی باشد تا زمانی که مورد قبول اعضایی یک گروه یا یک جامعه قرار نگرفته باشد امر فرهنگی محسوب نمی شود . به صورت خیلی کلی مفهوم فرهنگی عبارت است از کیفیت زندگی گروهی از افراد بشر که از یک نسل به نسل انتقال پیدا می کند به عقیده ادکارشاین فرهنگ را می توان به عنوان یک پدیده که در تمام مدت اطراف ما را احاطه کرده است مورد تجزیه وتحلیل قرار دارد به نظر وی هنگامی که فردی فرهنگی را به سازمان یا به داخل گروهی از سازمان به ارمغان می اورد می توان به وضوح چگونگی به وجود آمدن جای گرفتن و توسعه آن را ببیند و سرانجام آن را زیر نفوذ خود در آورده مدیریت نماید و سپس تغییر دهد پژوهشکران مسائل فرهنگی کاربرد فرهنگ را در دو زمینه بیان می کنند فرهنگ در گسترده ترین معنی می تواند به فراورده های تمدن پیچیده و پیشرفت اشاره داشته باشد که در چنین معنایی به چیزهایی مانند ادبیات ، هنر ، فلسفه ، دانش و فن شناسی باز می کردد . در زمینه دیگر فرهنگ از سوی مردم شناسان و دیگر کسانی که انسان رابررسی میکنند به کار می رود در این معنی به آفریده های اندیشه ، عادات ، اشیاء عادی اشاره دارد که در پی انباشت آنها سازگاری پیچیده ای بین انسان و محیط طبیعی وی پدید می آید .به عقیده ((هافسید )) فرهنگ عبارت است از : اندیشه مشترک اعضای یک گروه یا طبقه که آنها را از دیگر گروه ها مجزا می کند و در جای دیگر ، فرهنگ به صورت مجموعه ای از الگوهای رفتار اجتماعی ، هنرها ، اعتقادات ،رسوم و سایر محصولات انسان و ویژگی های فکری یک جامعه یا ملت تعریف می شودنقش فرهنگ و رفتار اجتماعی اعمالی که ما در زندگی روزمره انجام می دهیم ، از یک جنس نبوده و از یک شکل برخوردار نیستند. همچنین ، اهداف مشخص و مشابهی را در بر ندارند . تعدادی از آنها رفتارهای معمولی ، تعدادی دیگر رفتارهای اجتماعی و تعدادی رفتارهای جمعی هستند .از منظر روانشاسی ، هر حرکتی اعم از ارادی و یا غیر ارادی که انسان در طول زندگی روزمره ( برجه و لوکمان ، 1986 ) بدون تعمق و بدون پیشنیه و فقط بر اساس نیازی غریزی انجام میدهد ( مانند خاراندان سر ) ، نوعی رفتار است . این حرکت از قاعده و قانون خاصی تبعیت نمی کند . در حالی که ، زمانی تعدادی از افراد عملی یا رفتار یا حرکتی را آگاهانه یا ناآگاهانه ، به کرات و مشابه هم ، در یک مقطع زمانی خاص انجام دهند ، مانند چگونگی برخوردهای ما در تماس ها و ارتباطات اجتماعی که بین مان بوجود می آید ، با یک رفتار اجتماعی سر و کار داریم . مثلا" شیوه غذا خوردن در جامعه ما در مقایسه با ملت های دیگر متفاوت است . این نوع رفتار اولا" از قائده و قانون خاصی تبعیت می کند ، یعنی قاعده مند و بر طبق الگو است ثانیا" تقریبا در افراد درونی و نهادینه شده است . به این جهت رفتاری دائمی است مانند شکل غذاخوردن که هم در جمع و هم در خلوت ( تنهایی ) به یک شکل می خوریم . در نتیجه ، این رفتار اجتماعی ، رفتاری معنی دار است که همان کنش اجتماعی در حوزه جامعه شناسی می باشد . ذهن ما بر اساس محیط اطراف ما شکل گرفته و ساخته شده است . ذهن انسان به روایت روانشاسی نیز ، از بدو تولد تحت تاثیر محیط اجتماعی است که فرد در آن متولد شده و رشد پیدا می کنند ( پیاژه ، 1981فروید 1989 ، ) در نتیجه محیط شناخت ما را نسبت به پیرامون ما می سازد .از تعمق و کند و کاو روانکاوانه حوزه مصرف ، این نتیجه برمی آید که اجناس مصرفی و تصاویر مربوط به آنها را می توان به قول مردم شناسان هوادار ، روانکاوی ، به صورت یک نظام فرافکنی شناخت ( ریچاردز، 1380 ، 64 ،) به عبارتی ، در این حالت نیز فرد را فراکنی رابطه ذهنش با انتخاب را تائید می کند .بدین سان ، چه از منظر روانشاسی ، چه از دیدگاه روانکاوی و چه به روایت جامعه شناسی ، اولا" رفتارهای روزمره انسان ها از ذهن و تفکرشان یا به تعبیر بوردیو از عادت واره شانتاثیر می پذیرد . ثانیا" ذهن یا عادت واره خود محصول محیط های اجتماعی افراد یا میدان های فرهنگیشان می باشند . ثالثا" مکان ها و فضاها نیز خود دارای عادت واره یا میدان فرهنگی هستند . در نتیجه ، یک چرخه ای دائمی ، بین انسان ها و فضاهای اطراف آنها بر قرار است . بدین سان ، در صورتی که عادت واره فضا خوب ، پویا و مناسب باشد ، فضای مناسب داشته ،سپس عادت واره مناسب فردی بوجود آمده و در نهایت رفتار مناسب فردی تولید خواهد شد . یعنی ، در این حالت شاهد یک چرخه خوب و سالم خواهیم بود . بر عکس ، در صورت بد بودن ، نامناسب بودن و ایستا بودن عادت واره فضا ، فضای نامناسب تولید شده و به تبع آن عادت واره فردی نامناسب بوجود آمده و سپس دارای رفتارهای نامناسب از این گونه افراد خواهیم بود . در این حالت شاهد چرخه ناسالمی هستیم .فرد و فضا : ایا همه انسان ها به صورت مکانیکی با فضا برخورد می کنند و از آن تاثیر می پذیرند ؟ پاسخ این پرسش منفی است . چون افراد از درجات مختلف شناخت و آگاهی برخوردار بوده ، در نتیجه با فضا ( و فرهنگ آن ) به صورت یکسان برخورد نمی کنند.<< ژاک آردو انو >> روانشناس اجتماعی فرانسوی معتقد است که انسان ها در ارتباط با تشکیلات یا نهادی سه نوع برخورد دارند : رفتاری مجریانه ، رفتار بازیگرانه و رفتاری خالق گرایانه . ( آردوانو ، 1994 ) در رفتار مجری گرایانه ، فرد از قوانین نهاد ، اطاعت کامل می کند و هیچ مسئولیتی نه در قبال اجرای روش و در نه در قبال محتوای آن ندارد . در حالی که در رفتار بازی گرایانه ، فرد تغییراتی در روش برخورد با نهاد بوجود می آورد . بدون اینکه محتوای قوانین را تغییر بدهد ولی در رفتار خالق گرایانه فرد با هوشیاری ، تغییراتی را هم در روش و هم در محتوای قوانین بوجود می آورند .بدون اینکه نظم محیط بر هم بخورد و خود مسئولیت این تغییر را می پذیرد . از این رو می توان با ترکیب اندیشه آردوانو و بوردیو گفت که تعدادی از افراد دارای عادت واره مجریانه ، تعدادی دیگر دارای عادت واره بازیگرانه و تعدادی دارای عادت واره خالق گرایانه هستند .بوردیو نیز در همین رابطه دو مفهوم را مطرح میکند مفهوم جایگاه () و مفهوم موضع گیری () مفهوم جایگاه ، این مفهوم دارای خصلت عینی و ساختاری است که گویای مقام ، موقعیت و جایگاه هر یک از عناصر و عوامل متعلق به حوزه های مختلف است . نظیر حوزه قدرت ، حوزه تولید فرهنگی ، حوزه اقتصاد و غیره . به طور مثال شاعری مانند استفان مالارمه در فرانسه قرن نوزدهم ، دارای جایگاه خاص خود در بخش هنر ناب که از حوزه تولید فرهنگی است .مفهوم موضع گیری ، بیشتر جنبه ذهنی دارد . به لحاظ لغوی ، هم به معنی موضوع گیری و هم به معنای خلق و خواست . این مفهوم بیانگر کنش ها ، طرح ها ، و عملکردها هر یک از عناصر و عوامل متعلق به یک حوزه خاص است . برای مثال نحوه برخورد یا خلق و خوی مالارمه زمینتا آسمان با نحوه برخورد شاعر هم دوره خویش ، آرتور رمبو ، که او نیز به بخش هنر ناب تعلق دارد متفاوت است .از این رو ، افراد که دارای عادت واره های متفاوت هستند و از شناخت های مختلفی برخوردار می باشند ، در قبال فضاها و نهادها موضع گیری متفاوتی نیز خواهند داشت . تعدادی از افراد با فضایی که برخورد می کنند ، نقاط اشتراکی داشته ، در نتیجه اعم از آگاه و یا نا آگاه ، فکور و با غیر فکور ، در فضا حل می شوند و عادت وارده آنها به مانند عادت واره فضا می شود . در این حالت به تعبیر بوردیو باز تولید ( بوردیو ، 1970 ) فضا در عادت واره صورت گرفته است . بنابراین ، این گونه افراد در مقابل فضا بیشتر حالت مجری دارند . تعدادی دیگر که غالبا" فکور نمی باشند ، بدون داشتن مشترکات با فضای خاصی ، منفعلانه با فضا برخورد کرده و بدون مقاونت ، در آن فضا حل می شوند و مانند قوانین و خواسته های فضا به عنوان مجری عمل خواهند کرد . تعدادی از افراد ، فضای موجود را نمی پسندند و به مبارزه با فرهنگ فضا برخواسته و برای خود فضای خصوصی مهیا می کنند . بنابر این ، اینگونه افراد دارای عادت واره ای متفاوت از عادت واره فضا می شوند . این نوع فضای فرهنگی ( میدان ) را در تعدادی از خانواده ها نسبت به فضای جامعه شاهد هستیم . به طور مثال جوانان که با فرهنگی فضای والدین خود مخالف هستند ، شکل اطاق آنان فضای خصوصی شده و متفاوت از شکل فضا والدینشانمی شود . همچنین،این گونه جوانان در تجمع های خصوصی خود آنگونه رفتار می کنند که مایل هستند . در واقع ، اینگونه افراد بیشتر حالت بازیگر بخود می گیرند .تعداد دیگر ، کمی موافق یا مخالف فرهنگ فضا باشند در تلاش هستند تا فضا را به سمت خواسته های خود جذب کرده و کم کم شکل فضا را خالق گرایانه تغییر می دهند . ناگفته پیداست که همه افراد قدرت و توان چنین کاری را ندارند اغلب افرادی که از آگاهی بیشتر برخوردار باشند کمتر و دیرتر تحت تاثیر فضا ها قرار گرفته و در صورت داشتن قدرت ، فضا را دچار تغییر و تحول خواهند کرد .رفتار شناسیبه مجموعه واکنش ها و کنش های پدیده ها ، رفتار گفته می شود . شناخت و شناسایی این رفتار ها امکان پیش بینی ، کنترل و تغییر رفتار پدیده هارا میسر می سازد . در مقوله تجارت و بازار ، مطالعه رفتار مشتری ، رفتار کارکنان ، رفتار سازمان ، رفتار رقبا و سایر اجزاء از اهمیت بسزایی برخوردار است که باید با روشهای علمی و تحقیقاتی ، به ان پرداخت شود .به طور مثال بررسی و شناخت مشتری با محصول ، ما را در زمینه تغییر روشهای فروش ، تولید ، توزیع و قیمت راهنمایی می کند . مطالعه رفتار کارکنان و واکنش های فردی با گروهی آنان می تواند تحلیل های بسیار مفیدی را برای پیش بینی ، کنترل و تغییر هنجارهای رسمی و غیر رسمی درباره شخصیت ، ادراک ، نگرش ، انگیزش ، یادگیری آموزش افراد در اختیار مدیران قرار دهد تا امکان دستیابی به راهکارهای تقویت هنجارها و یا حذف ناهنجارها برای ایشان فراهم آید . سازمان ها نیز تحت تاثیر نیروهای محیطی ، دارایی واکنش هایی هستند که رفتار سازمانی نام دارند . مواردی چون فرهنگ سازی ، جایگاه سازمانی و ... از جمله رفتارهای سازمانی هستند که همواره در تحلیل های کلان از یک موسسه و بنگاه اقتصادی ، مورد توجه قرار می گیرند .