مسجد و قرآن
47 بازدید
تاریخ ارائه : 8/3/2013 12:15:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

قرآن كريم و مسجد، از آغاز شكل گيري اسلام تا به امروزدو رکن جدايي ناپذير و مکمّل يکديگر بوده‌ اند و همواره به عنوان دو عامل مهم و مؤلّفه بسيار تأثير گذار، در بسط و ترويج فرهنگ و معارف ناب اسلامي نقش بسيار مؤثّر و عميقي را ايفا نموده‌اند. و در سايه اين تعامل مثبت و خدمات متقابل آن دو به يكديگر بوده است كه شاهد گسترش و نهادينه ‌سازي ارزش‌هاي اسلامي والهي درجامعه های اسلامي هستيم. به همين خاطر افزايش بازده برنامه هاي معنوي، در گرو تقويت ارتباط مسجد و قرآن است و مسجد، مکاني مهمّ براي ترويج فرهنگ قرآني است و قرآن هم موجب گسترش و بسط فعاليّت هاي مساجد مي‌باشد. اين ارتباط لازم و ملزوم يکديگر و غير قابل حذف و انكار است.

1-1)آيات مسجدي قرآن كريم

در قرآن کریم، به طور کلّی 26 بار کلمه های « مسجد، مساجد و مسجداً » به کار رفته است : كلمه « مَساجِدُ » 6 بار و كلمه « مَسْجِد » 18 بار و « مَسْجِداً » 2 بار است. سوره ‏هايى كه داراى این كلمات مى ‏باشند عبارتند از :

كلمه « مَساجِدً » جمعاً 6 بار :

-سوره بقره 2 بار : آيات 114 و 187

- سوره حج 1 بار : آيه40

- سوره جن 1 بار : آيه 18

- سوره توبه 2 بار : آیات 17 و 18

كلمه « مَسْجِدً » جمعاً 18 بار :

-سوره بقره 6 بار : آيات 144 - 149 - 150 - 191 - 196 - 21

- سوره مائده 1 بار : آيه 2

- سوره اعراف 2 بار : آيات 29 - 31

- سوره انفال 1 بار : آيه 34

- سوره توبه 4 بار : آيات 7 - 19 - 28 - 108

- سوره اسرى 2 بار : آيات 1 - 7

- سوره فتح 2 بار : آيات 25 - 27

كلمه « مَسْجداً » جمعاً 2 بار :

-سوره توبه 1 بار : آيه 107

- سوره كهف 1 بار آيه 21

بنابر این مشاهده می شود که سوره بقره با داشتن 8 آیه و بعد از آن سوره توبه ، با داشتن 7 آیه سوره های قرآنی هستند که بیش از بقیّه سوره ها در آن ها کلمه مسجد و مساجد به کار رفته است . در مجموعِ این آیات، 15 بار کلمه مسجد با ( الحرام ) ترکیب شده و 1مورد هم در سوره اسری با لفظ ( الاقصی ) ترکیب شده است. از مجموعِ 6 مورد جمع به کار رفته در آیات کلام الهی،3 بار با کلمه الله ترکیب شده ( مساجد الله ) و بقیّه بدون همراه و ترکیب می باشد.[1]

در این قسمت به ذکر این آیات می پردازیم :

« إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ‏ مَنْ‏ آمَنَ‏ بِاللَّهِ‏ وَ الْيَوْمِ‏ الْآخِرِ وَ أَقامَ‏ الصَّلاةَ وَ آتَى‏ الزَّكاةَ وَ لَمْ‏ يَخْشَ‏ إِلَّا اللَّهَ ‏ فَعَسى أُولئِكَ‏ أَنْ‏ يَكُونُوا مِنَ‏ الْمُهْتَدِينَ ‏».[2]

« جز این نیست که مساجد خدا را کسانی آباد می کنند که به خدا و روز واپسین ایمان آورده و نماز را بر پا دارند و زکات بپردازند و جز از خدا نترسند ، پس امید است که آنان از هدایت یافتگان باشند ».

حضور در مسجد از مصادیق مهم و اصلى عمارت وآباد نگه داشتن آن است، به‏ گونه‏اى كه بدون آن ، مسجد اساساً فاقد عمران و آبادى خواهد بود. از این رو در روایات، از مساجدى كه مسلمان ها آن را رها كرده و در آن نماز نمى ‏گزارند، به « مساجد خراب » تعبیر شده است. به علاوه، آبادانی و ساختن مساجد به تصریح قرآن کریم، فقط باید توسّط صالحان و مؤمنان راستین که فرمانبرداران واقعی خدا هستند صورت گیرد، تا انفاس پاک آن ها موجب آبادی و رونق معنوی مساجد هم بشود و اثری از ریا و تظاهر و شرک و نفاق درآن باقی نماند. به همین منظور خداوند در آیه دیگری، مشرکین را از ساخت و تعمیر مساجد منع کرده و اعمال آن ها را بیهوده و نابود توصیف می کند.[3]

« ما كانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ، شاهِدِينَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ، أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ ».[4]

« مشرکان را نسزد که مساجد خدا را آباد سازند ، در حالی که بر ضدّ خودشان به کفر گواهند . آنان همه عمل های خیرشان هدر و تباه است و در آتش دوزخ جاودانند ».

از این آیه استفاده مى‏ شود که مشركان و بیگانگان از دین اسلام، حقّى در آبادى و تعمیر مساجد ندارند. معماران و متولّیان مساجد باید داراى سه شرط باشند :

الف) از نظر اعتقادى، مؤمن به خدا و قیامت باشند .

ب) از جهت عملى، نماز را به پا دارند و اهل زكات باشند .

ج) از لحاظ روحى، شجاع و با صلابت باشند .

مشركان تا پیش از نزول این آیه، در تعمیر مسجد الحرام شركت جسته و با حضور خود در اطراف خانه خدا در ایّام خاص و موسم حج و یا پرداخت كمك‏ هاى مالى، خانه خدا را رونق صورى و ظاهرى مى‏بخشیدند. ولى این آیه شریفه، آن ها را از تعمیر مساجد الهى منع نمود و مرزبندى جدیدى را میان شرك و كفر با تعمیر مساجد اعلام مى‏كرد.

بنابراین، مى‏ توان چنین نتیجه ‏گیرى نمود كه تأكید قرآن مجید بر وجود اوصاف و شرایطى خاص براى آباد كنندگان مساجد، در حقیقت داراى دو جنبه فردى و اجتماعى است : از نظر فردى، شرایط مذكور از آن رو اهمیّت پیدا مى‏كند كه آباد كردن مسجد بدون آن ویژگى‏ ها، عملى بى‏ روح و پیكرى بى‏ جان است كه در بارگاه ربوبى، بى‏ ارزش است و برای عامل هم نفع و ثمرى نخواهد داشت. از جهتاجتماعى نیز از آنجا كه مسجد داراى نقش‏هاى مهمّ اجتماعى است، آباد كنندگان آن باید انسان‏ هایى صالح و برگزیده باشند تا مسجد قادر به ایفاى نقش حیاتى خویش باشد.[5]

« أَجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ‏ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ؟ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ».[6]

« آیا آب دادن به حاجیان و آباد سازی مسجد الحرام را همانند ( ایمان و عمل ) کسی قرار داده اید، که به خدا و روز واپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده است؟ ( هرگز این دو ) در نزد خدا یکسان نیستند و خدا گروه ستمکاران را هدایت نمی کند ».

«وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ اَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعَى‏ فِى خَرابِهآ اوُلئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ اَنْ يَدْخُلُوهآ اِلاَّ خآئِفينَ لَهُمْ فِى الدُّنْيا خِزْىٌ وَ لَهُمْ فِى اْلآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ ‏».[7]

« و كيست ظالم تر از کسی که از مساجد خدا جلوگیری کند از این که نام او در آن ها برده شود و در ویرانی آن ها تلاش نمود ؟ آن ها را نرسد و سزاوار نباشد که درآن وارد شوند به جز بیمناک ( از مردم یا از خدا )؛ برای آن ها در دنیا خواری است و در آخرت عذابى بزرگ دارند ».

اين كه قرآن كریم مى‏فرماید: «كسى كه تلاش در تخریب و ویرانى مساجد ( از یاد خدا در مساجد جلوگیرى ) مى‏كند، ظالم‏ ترین انسان ها است، به قرینه ی تقابل روشن مى ‏شود، كسى كه در عمران و آبادى مساجد تلاش مى‏كند، در بهترین وضعیت ایمانى به سر مى‏برد ». خرابى و ویرانی مسجد ها ، منحصر به تخريب فيزيكى نیست كه مسجدى را خراب كنند و به جاى آن منزل یا مغازه بسازند، بلكه هر برنامه‏ اى كه از رونق مسجد بكاهد، تلاش در ویرانى مسجد محسوب مى‏شود.

از این آیه شریفه، نتیجه مى‏ گیریم ظالم ‏ترین فرد، كسى است كه نه خودش به مسجد مى‏ رود و نه مى‏ گذارد دیگران به مسجد روند. به طور یقین این ‏گونه افراد یا منافق هستند یا مشرك ویا كافر، چون از رونق انداختن مسجد ـ یعنی جلوگیری از تجمّع مسلمانان درآن که به منظور اتّحاد، نیایش، تصمیم ‏گیرى در راستاى اهداف دین مبین اسلام، بسیج نیروها و رفع مشكلات و منازعات و ایفا نمودن نقش محورى و مؤثّر در جامعه اسلامى انجام می شود ـ آرمان پلید دشمنان اسلام را زودتر عملی مى‏سازد.[8]

این آیه در حکم انذاری دائمی برای همه افراد است که مبادا با منع مردم از مساجد و تخریب خانه های خدا، در ردیف ستمکارترین و خوارترین مردم قرار گیرند. به عبارت دیگر این آیه به مانند حفاظی دائمی در طول تاریخ اسلام بوده و باعث مصونیّت مساجد، از تعدّی افراد مختلف شده است. اگر چه کسانی که ایمان نداشته و یا کافرند، از این مسئله مستثنی بوده اند و به عذاب عملکرد بد خود گرفتار خواهند شد.

« قَد نَرَى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِى ‏السَّمآءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَیهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلّوُا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ اِنَّ الَّذينَ اُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ اَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ».[9]

« حتماَ ما به هر سو گشتنِ رویت را در آسمان ( مانند کسی که منتظر امری باشد ) می بینیم ، و اینک تو را به سوی قبله ای که بپسندی متوجّه می کنیم؛ پس روی خود را به سوی مسجد الحرام بر گردان و هر جا که باشید روی خود را به سوی آن برگردانید و همانا کسانی که کتاب آسمانی به آن ها داده شده می دانند که بی شک این ( توجّه به کعبه ) از جانب پروردگارشان حقّ است ( زیرا در کتاب آن هاست که پیامبراسلام به دو قبله نماز خواهد خواند ) و خداوند از آنچه می کنند غافل نیست ».

«وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ».[10]

« و از هر جا ( برای سفر ) بیرون آمدی، روی خود را ( در حال نماز ) به سوی مسجد الحرام بگردان و بی شک این ( دستور ) حقّ است از جانب پروردگار تو، و خداوند هر گز از آنچه می کنید غافل نیست ».

در بعضی از کتب تفسیری، سه نکته در مورد این آیه آمده است :

الف) « کوتاه شدن زبان مخالفان : این تغییر قبله به خاطر آن صورت گرفت که مردم، حجّتی برضدّ شما نداشته باشند. ( لِئَلّا یَکونَ لِلنّاسِ عَلَیکُم حُجّة ).

اگر این تغییر قبله صورت نمی گرفت، از یک طرف زبان یهودیان به روی مسلمانان باز می شد و می گفتند : « ما درکتب خود خوانده ایم که نشانه پیامبر موعود این است که به سوی دو قبله نمازمی خواند و این نشانه در محمّد (صلّی الله علیه وآله) نیست »، واز طرف دیگر مشرکان ایراد می کردند که او مدّعی است که برای احیای آیین ابراهیم آمده، پس چرا خانه کعبه را که پایه گذارش ابراهیم است فراموش نموده، امّا حکم تغییر قبله موقّت به قبله دائمی، زبان هر دو گروه را بست.

ب) از آنجا که عنوان کردن این گروه لجوج با نام « ستمگر » ممکن بود در بعضی تولید وحشت کند، می گوید: « از آن ها هرگز نترسید و تنها از من بترسید ». ( فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِی ).

این یکی از اصول کلّی و اساس تربیت توحیدی اسلام است که از هیچ چیزی و هیچ کسی جز خدا نباید ترس داشت، تنها ترس از خدا ( یا صحیح تر ترس از نافرمانی او)، شعار هر مسلمان باایمان است؛ که اگر این اصل بر روح و جان آن ها پرتو افکن شود، هرگز شکست نخواهند خورد .

ج) تکمیل نعمت خداوند به عنوان آخرین هدف برای تغییر قبله ذکر شده، می فرماید: « این به خاطر آن بود که شما را تکامل بخشم و از قید تعصّب برهانم و نعمت خود را برای شما تمام کنم، تا هدایت شوید ». ( وَ لِأتِمَ نِعمَتی عَلَیکُم وَ لَعَلّکُم تَهتَدُونَ ).

در حقیقت تغییر قبله، یک نوع تربیت و تکامل و نعمت برای مسلمان ها بود، تا با انضباط اسلامی آشنا شوند و از تقلید و تعصّب برهند؛ زیرا همان گونه که گفتیم خداوند از آغاز برای جداکردن صفوف مسلمان ها از بت پرستان - که دربرابر کعبه که آن روز بت خانه بزرگی بود سجده می کردند - دستور داد که به سوی بیت المقدّس نماز بخوانند، تا موضع آن ها در برابر مشرکان مشخّص گردد. امّا بعد از هجرت پیامبر ( صلّی الله علیه و آله ) و همزمان با تشکیل حکومت اسلامی دستور توجّه به کعبه صادر شد و مسلمان ها، متوجّه قدیمی ترین خانه توحید شدند و به این ترتیب یک مرحله از تکامل جامعه اسلامی تحقّق یافت ».[11]

« وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلّوُا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ اِلاَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنى‏ وَ ِلاُتِمَّ نِعْمَتى‏ عَلَيْكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ».[12]

« ( آری ) و از هر جا بیرون آمدی، روی خود را ( در حال نماز ) به سوی مسجد الحرام بگردان و هرجا که باشید روی خود را به سوی آن بگردانید، تا مردم را حجّتی بر شما نباشد - مگر کسانی از آن ها که ستم ورزیده اند ( و بی منطق سخن می گو یند) پس از آن ها نترسید و از من بترسید - و تا نعمتم را بر شما تمام کنم و شاید هدایت شوید ».

« قُلْ اَمَرَ رَبّى بِالْقِسْطِ وَ اَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَاَ كُمْ تَعُودُونَ ».[13]

« بگو: پروردگارم به قسط و عدل فرمان داده و ( گفته ) روی خود را در هر نمازی ( یا هر مسجد ی ) به سوی خدا کنید، و او را در حالی که دین و طاعت را برای او خالص کرده اید بخوانید. همان گونه که شما را در آغاز آفریده ( در روز قیامت ) بازمی گردید ».

« وَ ما لَهُمْ اَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ ماكانُوا اَوْلِيآءَهُ اِنْ اَوْلِيآؤُهُ اِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَ لكِنَّ اَكْثَرَهُمْ لايَعْلَمُونَ ».[14]

« و آن ها را چیست که خداوند عذابشان نکند، در حالی که ( مردم را ) از مسجد الحرام باز می دارند؛ با آن که آن ها سر پرست آن نیستند، سرپرست آن کسی جز پرهیزگاران نیست، و لکن بیشتر شان نمی دانند ».

« کَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ اِلاَّ الَّذينَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقيمُوا لَهُمْ اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ ».[15]

« چگونه مشرکان را پیمانی در نزد خدا و نزد فرستاده اش تواند بود. جز کسانی که با آن ها درنزد مسجد الحرام پیمان بسته اید؟! پس مادامی که ( بر عهد خود ) با شما پایداری کنند شما نیز ( بر عهد خود ) با آن ها پایداری کنید، که همانا خدا پرهیزگاران را دوست دارد ».

«وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرارًا وَ كُفْرًا وَ تَفْريقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَ اِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ اِنْ اَرَدْنآ اِلاَّ الْحُسْنَى‏ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ اِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ‏ ».[16]

« و ( نیز ازمنافقان ) کسانی هستند که مسجدی اتّخاذ کردند برای زیان ( مسلمانان ) و ( تقویت ) کفر و تفرقه افکنی میان مؤمنان و انتظار ( آمدن ) کسی که از پیش، با خدا و فرستاده اش به محاربه برخواسته بود، ( منظور مسجد ضرار است ) و قطعاً سوگند یاد می کنند که ما جز کار خیر، قصدی نداشتیم؛ و خدا گواهی می دهد که آن ها قطعاً دروغگویند ».

«سُبْحانَ الَّذِى اَسْرَى بِعَبْدِهِ‏ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلَى الْمَسْجِدِ الْاَقْصَی الَّذِى‏ بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنآ اِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ ».[17]

« منزّه و پاک است آن خدایی که بنده خود ( محمّد صلّی الله علیه و آله ) را در شبی از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی سیر داد - مسجدی که اطراف آن را مبارک کرده ایم - تا برخی ازنشانه های خود را به او نشان دهیم. البتّه او ( خدا ) است که شنوا و بینا ست ».

« وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ اَحَدًا ».[18]

« و این که مساجد از آن خداست، پس احدی را با خداوند ( به عنوان پرستش ) مخوانید ».

«لَا تَقُمْ فِيهِ اَبَداً لَمَسْجِدٌ اُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى‏ مِنْ اَوَّلِ يَوْمٍ اَحَقُّ اَنْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُّحِبُّونَ اَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ‏ ».[19]

« هرگز در آن ( مسجد به نماز ) مَایست، به یقین مسجدی که از نخستین روز ( بنایش )، بر پایه تقوا بنا شده ( مانند مسجد قبا و مسجد مدینه و غیره ) شایسته تر است که در آن به نماز بایستی ؛ مردانی در آن هستند که دوست دارند پاکیزه گردند، و خدا پاکیزگان را دوست دارد ».

« خداوند در این آیه تأکید بیش تری روی این موضوع حیاتی کرده، به پیامبرش صریحاً دستور می دهد که :« هرگز در این مسجد قیام به عبادت نکن » و نماز مگذار. ( لاتَقُم فِیهِ اَبَداً ).

بلکه به جای این مسجد « شایسته تر است که در مسجدی قیام به عبادت کنی، که شالوده آن از روز نخست، بر اساس تقوا گذارده شده است ». ( لَمَسجِدٌ اُسِّسَ عَلَی التّقوَی مِن اَوّلِ یَومٍ اَحَقّ أن تَقُومَ فِیهِ ).

نه این مسجدی که شالوده و اساسش از روز نخست بر کفر و نفاق و بی دینی و تفرقه بنا شده است. سپس قرآن اضافه می کند : علاوه بر این که این مسجد، از اساس بر شالوده تقوا گذاشته شده، « گروهی از مردان در آن به عبادت مشغولند که دوست می دارند خود را پاکیزه نگه دارند و خداوند پاکیزگان را دوست می دارد ». ( فِیهِ رِجالٌ یُحِبّونَ أن یَتَطَهّرُوا وَ الَلّهُ یُحِبُ المُطَّهِّرِینَ ).

پاکیزگی و طهارت در اینجا معنی وسیعی دارد؛ که هر گونه پاکسازی روحانی از آثار شرک و گناه، و جسمانی از آثار آلودگی به کثافات را شامل می شود ».[20]

« اُحِلَّ لَکُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلَى‏ نِسائِکُمْ هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَکُمْ فَتابَ عَلَيْکُمْ وَ عَفا عَنْکُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَکُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاکِفُونَ فِي الْمَساجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها کَذلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ».[21]

« برای شما درشبِ روزه همبستر شدن با زنانتان حلال شد، آن ها لباسند برای شما و شما لباسید برای آن ها ( هر یک زینت دیگری هستید و پوشاننده عیوب و حافظ از گناه او ). خداوند می دانست که شما به خود خیانت می کردید، پس بر شما عطف توجّه کرد و از شما درگذشت، پس اکنون ( می توانید ) با آن ها همبستر شوید و آنچه را خدا برای شما ( درباره این عمل ) مقرّر داشته طلب کنید، و ( درشب های روزه رواست که ) بخورید و بیاشامید تا وقتی که رشته سپید صبح ازرشته سیاه ( شب ) برای شما روشن گردد، پس روزه را تا شب به اتمام رسانید. و با زنان درحالی که در مسجدها معتکفید ، همبستر نشوید. این ها مرزهای ( حلال و حرام ) خداوند است، نزدیک آن ها نروید. این گونه خداوند آیات خود را برای مردم روشن می سازد، شاید بپرهیزند ».

« اَلَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْکَرُ فيهَا اسْمُ اللَّهِ کَثيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ ».[22]

« آنان که از خانه های خود به ناحق اخراج شدند ( و جرمی نداشتند ) جز آن که می گفتند : پروردگار ما خدای یکتاست. و اگر خداوند برخی از مردم را با برخی دیگر دفع نمی کرد البتّه دیرهای راهبان و کلیسا های ترسایان و کنشت های جهودان و مسجد های مسلمان ها که بسیاری از اوقات نام خدا در آن ها ذکر می شود، ویران می گردید. و بی تردید خدا هر که را که او را یاری می کند یاری خواهد کرد، همانا خدا نیرومند و شکست ناپذیر است ».

« وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى يُقاتِلُوکُمْ فيهِ فَإِنْ قاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذلِکَ جَزاءُ الْکافِرينَ ».[23]

« و هر جا به آن ها ( به مشرکین مکّه ) دست یافتید آن ها را بکشید، و از جایی که شما رابیرون راندند ( از مکّه ) بیرون رانید، و فتنه ( شرک آن ها و آزاردادن مسلمان ها و بیرون کردن آن ها ازمکّه ) از کشتن بدتر است. و با آن ها در نزد مسجد الحرام نجنگید مگر آن که در آنجا با شما بجنگند، پس اگر ( در آنجا ) با شما جنگیدند آن ها را بکشید، که کیفر کافران همین است ».

« وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَريضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ ذلِکَ لِمَنْ لَمْ يَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ ».[24]

« و ( عمل ) حج و عمره را برای خداوند به اتمام رسانید، و اگر ( پس از بستن احرام به واسطه ی دشمن یا بیماری ) ممنوع از عمل شُدید، ( بر شماست ) قربانی کردن آنچه میسّر گردد ( از شتر یا گاو یا گوسفند، که به قربانگاه مکّه یا مِنَی بفرستید )، و سر خود را نتراشید تا آن قربانی به محلّ خود برسد و اگر کسی از شما ( در حال احرام ) مریض باشد یا ناراحتی از ناحیه سر داشته باشد ( و مجبور به تراشیدن سر شود، سر را بتراشد و ) کفّاره ای از قبیل روزه یا صدقه یا قربانی انجام دهد. و اگر ( در مورد حج و عمره از دشمن و بیماری ) ایمن بودید پس هر که با تقدیم عمره تمتّع ( عمره بهره مندی از تقرّب به خدا، و برخورداری از ممنوعات احرام پس از احرام آن ) به سوی حجّ تمتّع رود، بر اوست آنچه میسّر گردد از قربانی ( شتر یا گاو یا گوسفند ) و کسی که قربانی نیابد ( یا پول آن را نداشته باشد ) بر اوست سه روز در همان سفر حج روزه داشتن و هفت روز هنگامی که برگشتید، این ده روز کامل است. این ( حج که تمتّع نامیده می شود ) فریضه کسی است که ( خود و ) خانواده اش ساکن مسجد الحرام ( مکّه و اطرافش تا 24 کیلومتر ) نباشند. و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است ».

« يَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُلْ قِتالٌ فيهِ کَبيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَکُمْ حَتَّى يَرُدُّوکُمْ عَنْ دينِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ ».[25]

« از تو درباره جنگ در ماه حرام ( رجب، شوال، ذی قعده و ذی حجّه ) می پرسند ( چون عدّه ای از سپاهیان اسلام اشتباهاً در آن ماه جنگیده بودند )، بگو: هر نوع جنگی در آن ( گناهی ) بزرگ است، ولی هر نوع جلوگیری از راه خدا ( از اسلام آوردن مردم )، و کافر شدن به او و ( منع مردم از ) مسجد الحرام و بیرون کردن اهلش ازآن ( گناه این اموری که کفّار انجام می دهند ) درنزد خداوند بزرگ تر( از جنگ درماه حرام ) است و فتنه ( شرک و آزارمسلمین ) ازکشتار بزرگ تر است! و همواره (مشرکان ) با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان باز گردانند و هر که از شما از دینش برگردد و در حال کفر بمیرد، چنین کسانی عمل های نیکشان در دنیا و آخرت تباه می شود ( در دنیا نیز ذکر خیر و دعا و ترحّم مردم به واسطه آثار نیکشان تبدیل به عکس می شود ) و آن ها اهل آتشند و در آنجا جاودانند ».

« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَ لاَ يَجْرِ مَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى‏ وَ لاَ تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ ». [26]

« ای کسانی که ایمان آورده اید، حرمت نشانه های ( توحید و پرستش ) خدا ( مانند اعمال حج و عمره و مکان های آن عبادات ) و حرمت ماه های حرام ( که رجب و ذی قعده و ذی حجّه و محرّم است ) و حرمت قربانی بی نشان و قربانی قلّاده در گردن و حرمت قاصدان بیت الحرام را که فضل و خشنودیی از پروردگارشان را می طلبند نشکنید. و چون از احرام درآمدید می توانید شکار کنید، و عداوت گروهی بدین جهت که شما را از مسجد الحرام بازداشتند شما را وادارنکند که ( برحقوق آن ها ) تجاوز کنید. و در هر کار خیر و تقوا یکدیگر را یاری دهید و بر گناه و تجاوز همکاری نکنید، و از خدا پروا نمایید، که همانا خداوند سخت کیفر است ».

« يَا بَنِي‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاَ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ ».[27]

« ای فرزندان آدم، در وقت هر نماز و در هر مسجدی آرایش و زینتتان را ( به تناسب آن عمل و محل ) برگیرید، و از ( همه خوراکی های حلال خداوند ) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید ، که او اسراف کنندگان را دوست ندارد ».

مراد از به همراه داشتن زینت درتمام مساجد، آن است كه انسان به هنگام حضور در مسجد، زینت هاى نیكو و پسندیده را به همراه داشته باشد و البتّه این كار براى نماز، طواف و سایركارهایى است كه جنبه یاد خدا دارد. پس فرمان خداوند به زینت كردن در هنگام ورود به مساجد، در حقیقت به معناى مطلوب بودن زینت براى نماز و دیگر عبادات مشابه مى‏باشد و شامل زینت كردن در نمازهاى عید و جماعات یومیّه و سایر عبادات نیز مى‏شود .

لازم است انسان در نماز دو نوع زینت داشته باشد :

الف) زینت ظاهرى : در روایت است كه امام سجّاد ( علیه ‏السّلام ) به هنگام نماز، زيباترين لباس خود را مى‏پوشيد و بعد این آیه را تلاوت مى‏نمود: « خُذُوا زینَتَكُم عِندَ كُلِ مَسجِدٍ ».[28]

ب) زینت ‏معنوى : حالت خشوع در نماز است، در حدیث است كه ‏امام ‏على ( علیه السّلام ) فرمود: « اَلخُشُوعُ زینَةُ الصَلاةِ ».[29]

قرآن كریم در وصف مؤمنان مى‏فرماید :« آنان كسانى هستند كه در نماز خویش، خشوع دارند ». « قَد اَفلَحَ المُؤمِنُونَ * الَّذِینَ هُم فِى صَلاَتِهِم خَاشِعُونَ ».[30]

زینت كردن هنگام ورود به مساجد شامل: لباس زیبا، بوى خوش، آراستگى و نظافت نیز مى‏شود .[31]

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هَذَا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيکُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شاءَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ حَکِيمٌ ».[32]

« ای کسانی که ایمان آورده اید جز این نیست که مشرکان نجس و پلیدند پس نباید بعد ازامسال ( سال نهم هجرت، سال نزول سوره برائت ) به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر ( به واسطه ی قطع رابطه با آن ها ) از فقر و تنگدستی بیم داشتید خدا اگر بخواهد به زودی شما را از فضل خویش بی نیاز می کند، حقّا که خداوند بس دانا و با حکمت است ».

« مشرکان حق ورود به مسجدالحرام را ندارند! یکی از فرمان های چهارگانه ای که علی (علیه السّلام ) در مراسم حجّ سال نهم هجرت، به مردم مکّه ابلاغ کرد، این بود که از سال آینده هیچ یک از مشرکان حقّ ورود به مسجد الحرام و طواف خانه کعبه را ندارند، این آیه اشاره به این موضوع و فلسفه آن کرده، می گوید :« ای کسانی که ایمان آورده اید! مشرکان آلوده و نا پاکند، بنابراین نباید بعد از امسال نزدیک مسجد الحرام شوند ».

سپس در پاسخ افراد کوته بینی که اظهار می داشتند :« اگر پای مشرکان از مسجد الحرام قطع شود، کسب و کار تجارت ما از رونق می افتد و فقیر و بیچاره خواهیم شد » می گوید :« اگر از فقر و احتیاج می ترسید، به زودی خداوند اگر بخواهد از فضلش شما را بی نیاز می کند ».

همان گونه که به عالی ترین وجهی بی نیاز ساخت، و با گسترش اسلام در عصر پیامبر ( صلّی الله علیه و آله )، ( سیل زائران خانه خدا به سوی مکّه به حرکت درآمد و این موضوع تا امروز ادامه دارد؛ و مکّه که در میان یک مشت کوه های خشک و سنگلاخ های بی آب و علف است، به صورت یک شهر بسیار آباد و یک کانون مهمّ داد و ستد و تجارت درآمده است ».[33]

« ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْنا کُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْنا کُمْ أَکْثَرَ نَفيراً ».[34]

« سپس غلبه و تسلّط بر آن ها را به شما باز می گردانیم و شما را به وسیله ی اموال و پسرانی یاری می کنیم و از حیث نفرات، بیش تر ( از آن ها ) قرار می دهیم ».

« إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبيراً ».[35]

« اگر نیکی کنید نیکی به خود کرده اید و اگر بدی کنید از آن خودتان است و چون زمان وعده ( کیفر طغیان ) دیگر فرا رسد ( دشمنانی بر شما بگماریم ) تا صورت های شما را ( از شدّت شکست و عذاب ) غمبار و سیاه کنند و وارد مسجد ( الاقصَی ) شوند همان گونه که در مرتبه اول وارد آن شدند و بر هر چه دست یافتند نابود سازند ».

« هُمُ الَّذِينَ کَفَرُوا وَ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْکُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لاَ رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَکُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي‏ رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَليماً ».[36]

« آن ها هستند کسانی که کفر ورزیدند و شما را از ( زیارت ) مسجد الحرام بازداشتند و نیز قربانی ( شما ) را منع کردند از این که به محلّ خود ( مکّه یا مِنَی ) برسد. و اگر نه این بود که مردان و زنان مؤمنی را که نمی شناختید ( و مخلوط با کفّار مکّه بودند ) زیر پای گذارید و از این راه ، نا آگاهانه گزند و ناخوشایندی ( و دیه هایی ) به شما برسد ( شما را از جنگ با آن ها باز نمی داشت ، و چنین کرد ) تا کسانی را که می خواهد ( شما و مسلمین مخلوط با کفّار را ) در رحمت خود داخل کند. و اگر آن ها ( از مسلمان ها ) جدا بودند بی تردید کسانی از آنان را که کفر ورزیدند به عذاب دردناکی عذاب می کردیم ».

« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرينَ لاَ تَخافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِکَ فَتْحاً قَريباً ».[37]

« به یقین خداوند رؤیای فرستاده خود را به حقّ تحقّق بخشید که ( درخواب به او گفته بود ) شما حتماً به خواست خداوند، در حال امن و در حالی که سرها یتان را تراشیده و موی و ناخن خود را کوتاه کرده اید و بیمی ( از کسی ) ندارید وارد مسجد الحرام خواهید شد. پس خداوند آنچه را شما نمی دانستید ( که این وعده مربوط به سال بعد و در تأخیر آن حکمت هاست ) دانست و پیش از آن پیروزی نزدیکی قرار داد ( صلح حدیبیه را که در واقع فتحی بزرگ بود )».

« وَ کَذلِکَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لاَ رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً ».[38]

« و همان گونه ( که آنان را از خواب طولانی بیدار کردیم مردم آن دیار را ) از ( وضع ) آن ها آگاه ساختیم آن گاه که در میان خودشان در کار بعث خود نزاع داشتند، تا بدانند که وعده خدا حقّ است و در ( آمدن ) روز قیامت تردیدی نیست. پس ( مشرکان آن ها که از این حادثه قانع نشده بودند ) گفتند : بر ( اجساد ) آن ها بنایی بسازید ( و رهاشان کنید ) پروردگارشان به آن ها داناتر است. ( امّا مؤمنان یعنی ) کسانی که برکار آن ها غالب بودند گفتند: ما بر اجساد آن ها مسجدی بنا خواهیم کرد ( تا یادگار جاویدان آن ها باشد )».

[1]- عباس برومند اعلم، درآمدی بر جایگاه مسجد در تمدن اسلامی، ص26.

[2] - توبه/ 18،ترجمه آیت الله مشکینی.

[3] - درآمدی بر جایگاه مسجد در تمدن اسلامی، ص 28.

[4]- توبه/ 17.

[5] -www.manareh.ir .

[6]- توبه/ 19.

[7] - بقره/ 114.

[8] - روزنامه همشهری، ضمیمه هفتگی اندیشه، شماره 77، 2/9/1384.

[9] - بقره/ 144.

[10] - بقره/ 149.

[11] - ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج1، ص507.

[12] - بقره/ 150.

[13] - اعراف/ 29 .

[14] - انفال/ 34.

[15] - توبه/ 7.

[16] - توبه/ 107.

[17]- اسری/ 1.

[18] - جن/ 18.

[19] - توبه/ 108.

[20] - تفسیر نمونه، ج2، ص253.

[21]- بقره/ 187.

[22] - حج/ 40.

[23] - بقره/ 191.

[24] - بقره/ 196.

[25] - بقره/ 217.

[26] - مائده/ 2.

[27] - اعراف/ 31.

[28] - مجلسی، محمد تقی، بحار الانوار، ج83، ص284.

[29] - حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج3، ص375.

[30] - مؤمنون/ 2- 1.

[31] -www.manareh.ir

[32] - توبه/ 28.

[33] - تفسیر نمونه، ج2، ص192.

[34] - اسری/ 6.

[35] - اسری/ 7.

[36] - فتح/ 25.

[37] - فتح/ 27.

[38] - کهف/ 21.