آیا لباس، یک کالای فرهنگی است؟
9 بازدید
تاریخ ارائه : 8/11/2013 6:44:00 PM
موضوع: جامعه شناسی

آیا لباس، یک كالاي فرهنگي است؟

حميد قبادي از كارشناسان فرهنگي كشور است كه سال‌ها در امور مختلف فرهنگي فعاليت داشته. او شش دوره مدير اجرايي نمايشگاه بين‌المللي كتاب بوده است و امروز هم مشاور امور هنري شاه‌آبادي، معاونت فرهنگي و هنري وزارت ارشاد است. او با كارگروه مد و لباس همكاري نزديكي دارد و يكي از مسئولان اين حوزه است. با قبادي درباره وضعيت پوشش مردم و راهكارهاي اصلاح آن صحبت كرديم. حرف‌هاي قبادي بيانگر اين نكته بود كه براي اصلاح وضعيت لباس راهي طولاني در پيش است كه تازه در ابتداي آن قرار داريم ولي گام‌هاي برداشته شده مي‌تواند ما را اميدوار كند كه به زودي شاهد جامعه‌اي باشيم كه پوشش‌شان معرف فرهنگ و ارزش‌هايشان باشد. متن گفت‌وگوي تهران امروز با حميد قبادي را درباره پوشش و مد و لباس را كه يكي از مطالبات مقام رهبري در زمينه سبك زندگي است، مي‌خوانيد:
به نظر شما پوشش امروز جامعه ما دچار مشكل است و آيا اين مشكل مي‌تواند روي سبك زندگي مردم تاثير بگذارد؟
مسائل و نكاتي كه رهبر معظم انقلاب در رابطه با سبك زندگي مردم بيان كردند، مسائلي است كه مردم از طبقات مختلف جامعه و به انحای مختلف با آنها مواجه هستند. بنابراين مطالبي كه فهرست‌وار، چيزي حدود 20 مورد، تحت عنوان سبك زندگي اشاره كردند يا نكاتي كه در مسير زندگي بايد به آنها توجه شود، كاملا درست و صحيح بوده است و به نظرم بحث لباس هم يكي از مهم‌ترين موارد در اين رابطه است. مي‌خواهم پاسخ سوال شما را اين‌طوري مطرح كنم كه به عنوان يك نياز و يك ضرورت بايد به بحث لباس توجه شود. شايد پرداختن به لباس جنبه‌هاي مختلفي داشته باشد از بايدها و نبايدها گرفته تا موضوع مستقيم مد و نحوه استفاده از لباس‌ها مورد توجه باشد. به هر شكل ما طي سال‌هاي گذشته همواره تاكيد بر يك الگويي داشتيم كه شايد نمونه بيروني‌اش را كمتر مي‌توانستيم به مردم عرضه كنيم. گروه قابل توجهي از خانواده‌هاي موجود در جامعه تكليف‌شان روشن است و نوع پوشش‌شان كاملا هويداست كه بهترين نوع پوشش يعني همان چادر را انتخاب كرده‌اند و سعي كرده‌اند كه با همان پوشش زندگي كنند و در جامعه ما با همان نماد ديده مي‌شوند و خوشبختانه تعدادشان هم كم نيست. خب، طبيعتا جامعه اسلامي هم با آنها همراه است و ضمانت كافي را براي اين گروه بخصوص پيش‌بيني كرده است. خود چادر في‌نفسه ضمانت‌هاي لازم و امنيت لازم را براي يك خانم فراهم مي‌كند. گروه‌هاي ديگر هم قاعدتا بايستي بر مبناي چارچوب و قاعده شهروندي تكليف خودش را در جامعه بداند. وقتي در جامعه اسلامي زندگي‌ مي‌كنيم يكي از مهم‌ترين نكات مباني ديني ماست كه بايد به آن توجه شود. حجاب يا اصلا نحوه پوشش مثل خيلي از موارد ديگر، مبتني بر يكسري موارد قانوني است. ولي مهم‌ترين نكته‌اي كه من معتقدم در اين مسير بايد مورد توجه قرار بگيرد مسئله نيازها و علاقه‌مندي آحاد جامعه است. يعني همچنان كه چادر به عنوان يك الگوي اساسي و پوشش جدي مورد توجه قرار مي‌گيرد، نياز ساير شهروندان هم براساس آن قانون كلي كه بناي فعاليت‌هاي يك شهروند است، بايد برآورده شود و به آن احترام گذاشت و به علاقه‌مندي‌اش در استفاده از الگوهاي مدرن و زيبا توجه كرد. بنابراين خيلي روشن بخواهم اشاره كنم مديريت كشور يك وظيفه دارد و مردم ما هم به عنوان شهروند طبيعتا وظيفه خاص خودشان را دارند. به هر شكل ما در چارچوب قوانين كلي‌مان سي و چند سال را بعد از انقلاب اسلامي پشت سر گذاشتيم و الان با يك مسئله جدي مواجه شديم كه شايد جايش خيلي خالي است. و آن هم اينكه تكليف مردم با اين روندي كه در ورود مد و الگوهاي غيرايراني در كشور ما وجود دارد، چگونه است؟ آيا بايد نگاهمان به مسئله منفعلانه باشد يا به عنوان مديريت دولتي و اجتماع وظيفه داريم به مردم كمك كنيم كه از يك رفتار منفعلانه خارج شده و كاملا به يك رفتار فعالانه بپردازند؟ آيا مردم ما حق ندارند كه از بهترين و زييباترين پوشش‌ها استفاده كنند؟طبيعي است و حتي در كلام مقام معظم رهبري هم وجود دارد كه مد به عنوان يك مسئله مناسب مورد توجه قرار بگيرد اما مد و لباسي كه مردم بايد به آن بپردازند، مد و لباسي است كه مبتني بر الگوهاي ايراني و ديني ما باشد كه طبيعتا در اين مورد وظيفه مردم بسيار خطير است. افراد در جامعه همانطور كه بايد طبق قوانين فعاليت‌هايشان را انجام دهند اين حق را هم دارند كه از ايده‌ها و شيوه‌هاي جديد و فعاليت‌هاي مبتكرانه بهره‌مند شود. قطعا لباس يكي از مهم‌ترين اين مسائل است كه البته منطبق بر معيارهاي جامعه بايد داراي تنوع و خلاقيت باشد.
بيشتر صحبت‌هاي شما درباره پوشش بود در چارچوب قانون. پوشش در چارچوب قانون خيلي معيار مشخص و تعريف شده‌اي ندارد. حالا سوال اينجاست كه اين چارچوب قرار است چه چيزي باشد كه مردم در قالب آن سليقه خودشان را اعمال كنند؟
نكته كاملا درستي را اشاره كرديد شايد مشكل اينجاست كه ما در طول اين سال‌ها دقيق روشن نكرديم كه تكليف مردم در مورد مسئله قانوني پوشش چيست. فعاليت‌هايي كه جديدا طراحي و پيش‌بيني شده و دارد اعمال مي‌شود پاسخ خيلي روشني است به اين نيازها. ببينيد اساسا مد در دنيا قدرت انتخاب مردم را بالا مي‌برد. شايد مهم‌ترين فاكتور مد اين باشد كه مردم مجاز باشند از انواع الگوهايي كه يك طراح يا يك گروه طراحي به آنها عرضه مي‌كنند، برخوردار شوند. يعني تعداد انتخاب مردم در اين حالت بالا مي‌رود. من معتقدم با فعاليت‌هايي كه جديدا صورت گرفته داريم به سمتي پيش مي‌رويم كه قدرت انتخاب مردم را در زمينه مد و لباس بالا مي‌‌بريم. مثلا در مورد مانتو تعداد آثاري كه در حال حاضر در جامعه ما عرضه مي‌شود خيلي محدود است. لااقل مي‌شود گفت كه مدل‌هاي مختلف مانتو فقط تغيير در برخي جزئيات است. اينكه طراحي نمي‌شود. با تغييرات جزئي كه طرح جديد ايجاد نمي‌شود. من معتقدم يك لباس حداقل بين 50 تا 70 درصد بايد در مدلش تغيير ايجاد شود تا بتوانيم بگوييم داريم يك لباس جديد عرضه مي‌كنيم وگرنه نياز مخاطب را پاسخ نگفته‌ايم. وقتي مي‌گوييم در چارچوب قانون طراح‌هاي ما هم در همين چارچوب كار خواهند كرد و بر مبناي دو الگوي اساسي؛ ايراني بودن و اسلامي بودن. وقتي اين اتفاق بيفتد در عين تامين نياز مردم، به قانونمدار شدن جامعه هم كمك كر‌ده‌ايم. مردم ما استحقاق اين را دارند كه زيباترين‌ها و بهترين‌ها را بپوشند. ما به تنوع رنگ خيلي اعتقاد داريم. هيچ منع قانوني براي استفاده از رنگ‌هاي متنوع وجود ندارد. البته ما در اين مورد نياز به زمينه‌سازي و ايجاد بسترها داريم. اين ظرفيت هم در بدنه طراحي و هم در بدنه توليد ما وجود دارد.
درباره ايراني بودن الگوها صحبت كرديد ولي همينجا يك نكته وجود دارد. شما اگر الان بخواهيد مانتويي با معيارهاي ايراني و سنتي بخريد كمتر از 200هزارتومان نخواهد بود. اما مانتوي ديگري كه در بازار هست و مي‌گويند كه مثلا از تركيه وارد شده است را با 70 يا 80 هزارتومان هم مي‌شود خريد. آيا براي اصلاح پوشش مردم فاكتور اقتصادي و قدرت خريد را درنظر داريد؟
نكته بسيار درستي است. ما بايد نگاهمان اين باشد كه طراحي را تبديل به توليد انبوه بكنيم. يعني اگر به چيزي كه در قالب طراحي ارائه مي‌شود حالت كاربردي بدهيم، اين مشكل تا حد زيادي برطرف خواهد شد. الان برخي از لباس‌هايي كه در اين قالب‌ها توليد مي‌شود شايد ظرفيت سراسري شدن يا توليد انبوه را نداشته باشد. الان ارتباط كافي بين جامعه طراحي و توليد وجود ندارد. دوستان توليدكننده دنبال طرحي هستند كه به قول خودشان بازار از آن استقبال كند. اين وظيفه ساماندهي مد و لباس است و همان نكته‌اي است كه مقام معظم رهبري هم در سخنان‌شان درباره سبك زندگي به آن اشاره كردند كه چرا ايده‌هاي خلاقانه طراحان جنبه عيني و بروز عمومي پيدا نمي‌كند و چرا توليدكننده ما كمتر تمايل دارد كه اثر هنري توليد كند. اين دو مسئله است. شخص مقام رهبري با قانون ساماندهي مد و لباس، درواقع لباس را به عنوان يك كالاي فرهنگي شناسايي كردند. اينجا وظيفه كارگروه است كه بتواند نگاه‌ طراحي را تبديل به توليد كند.