سلسله جنبان فقه جعفری
15 بازدید
تاریخ ارائه : 8/29/2013 10:09:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

سلسله جنبان فقه جعفري

زندگاني بابركت امام صادق سلام الله عليه، همچون آباء واجداد گرامش به ماننددريائي ژرف وعميق است كه غواصاني بسيار متبحرولايق بايددرآن غواصي كنند و درحد وسع خويش گوهرهائي رااستخراج نمايندوتوشه راه خويش وطالبان حقيقت سازند،ماهم به بهانه لحظه هائي باآن نازنين، و بياد او بودن بخشهائي اززندگي سراسر نور او را به اميدآنكه به اوتمسك جوئيم وازكرامات آن كريم بهره مند شويم مرور مي كنيم

امام ششم،حضرت امام جعفرصادق (ع) درمدينه منوره، هفدهم ماه ربيع الاول سال هشتادوسه ازهجرت رسول اكرم (ص) دربيت نوراني امام محمدباقرسلام الله عليه ازمادري با تقوا و با  شخصيت متولد شد، ودرشوال سال صدوچهل وهشت هجري قمري، به شهادت رسيد.

كنيه والقاب آن حضرت عليه السلام

كنيه آن حضرت، ابوعبدالله وبعضي ازالقاب ايشان- صادق، فاضل،كامل، صابر، طاهر،باقي، منجي است،كه مشهورترين آنها،صادق است واين لقبي است كه پيامبر اكرم (ص) به ايشان داد

ازابن خالدكابلي روايت شده، كه به علي ابن حسين(ع) گفتم:امام بعد ازشما كيست؟ فرمود:محمدپسرم،    ميشكافد علم را، شكافتني،وبعدازمحمد پسراوجعفراست كه اسم اونزد اهل آسمان صادق است، گفتم:چگونه اسم اوصادق است؟درحالي كه همه شما صادق هستيد؟فرمود:پدرم براي من،ازپدرش حديث كرد كه رسول خدا(ص)فرمود:هرگاه جعفربن محمدبن علي بن حسين بن علي بن ابيطالب متولد شد اسم اوراصادق بگذاريد.(1)

فضايل ومناقب آن حضرت عليه السلام

انوارفضايل ومناقب آن ستاره فروزان آسمان امامت، وخلافت،آنچنان برآفاق وانفس تابيده است،كه عامه وخاصه

دوست ودشمن به علم واجابت دعوت اوكه دوبرهان امامت است اعتراف نموده اند

نمونه اي ازكلمات  علماءو بزرگان عامه درباره آن حضرت (ع)

امام مذهب مالكيه مي گويد«والله چشم من افضل ازجعفر بن محمددرزهدوفضل وورع وعبادت نديده است»(2)

ونيزهم اوگفت:چشمي نديده وگوشي نشنيده،وبه قلب بشري خطورنكرده است،افضل ازجعفرصادق ازجهت فضل وعلم وعبادت وورع(3)

آري اوانسان كاملي است كه بااحاطه به ملك وملكوت،خليفه الله و رابط بين خلق وخالق است اوكسي است كه با وجود سيطره حكومت آل مروان وبني عباس ودستبرد حوادث روزگار،آنچه ازآن حضرت به يادگار مانده دراصول دين مبدء تامعاد، اقيانوس بي پاياني است كه غواصان درياي معارف ازهر روايتي جواهرعرفان استخراج مي كنندودرگروه دين، ازطهارت تاديانت كتاب مبين است كه تبيان تمام حقوق واحكام شخصيه ونوعيه است.

يكي ازشاگردان آن حضرت عليه السلام محمدبن ابي عميركه نردخاصه وعامه ، اورع و اعبدمردمان بوده،هارون و مامون اوراحبس كردندمنصب قضاوت را بپذيرد-خواهرش كتب اوراكه نودوچهاركتاب بوده دفن كرده وازبين برده است.اين يك نمونه .اگرآثاري كه نزد چهارهزارشاگردآن حضرت بودباقي مي ماند؛چه مي شد:

معيارمعرفت امام معصوم عليه السلام

معيارمعرفت امام دوامراست: علم واجابت دعوت . علم آن حضرت كه اظهرمن الشمس است.امانمونه اي ازاجابت دعوت آن حضرت: داودبن علي والي مدينه ،پنج نفررابراي احضارامام فرستادوگفت :اورابياوريد،واگرازآمدن امتناع كردسراورابياوريد.

چون برآن حضرت وارد شدند،ديدند به نماز ايستاده ،گفتند: داود را  اجابت كن ،فرمود اگراجابت نكنم؟گفتندبه امري ماموريم فرمود، برگرديدكه خيردنيا وآخرت شمادربرگشت است،چون بربردن آن حضرت اصراركردند،دو دست بالابردوبردوشانه خودگذاشت،بعدهردودست رابازكردوبه انگشت سبابه دعاكردوگفت«الساعه، الساعه،و بعد فرمود: برگرديد كه صاحب شما مرد او كسي فرستادكه گردن مرابزند ،اسم اعظم خواندم،خداملكي فرستادوبه حربه اي اوراكشت.(4)

نمونه هايي از معجزات آن حضرت :

1- شيخ مفيدوشيخ طوسي بااسنادازسديرصيرفي روايت كرده اند:رسول خدا(ص)رادرخواب ديدم درمقابل اوطبقي پوشيده بود ،برآنحضرت سلام كردم واو جواب داد ،سپس روپوش رابرداشت .درآن رطب بود تناول فرمود ،ازآن حضرت رطبي خواستم بمن دادتاهست دانه مجددا طلب كردم فرمود تورابس است :

فرداي آن روز نزدجعفربن محمد الصادق عليه السلام رفتم ،مقابل ايشان طبقي ديدم مانندهمان كه خواب ديده بودم،برآن حضرت سلام كردم پس ازجواب سلام من روپوش طبق را برداشت وازآن تناول فرمود،من تعجب كردم ،گفتم يابن رسول الله فدايت شوم به من رطبي بده ،داد تاهشت مرتبه ،مجدداطلب كردم فرمود،تورابس اگرجدم زيادكرده بود،زياد ميكردم(5)

2-ازابي بصير كه نابينا بود ،روايت شده كه امام صادق عليه السلام ،به اوفرمودياابابصيردوست داري مراببيني ؟گفتم بلي ،فدايت شوم   ،برچشم من دست كشيد چشمم بيناشدوبرچهره آن حضرت نظركردم ،فرمود ياابامحمد اگرترس شهرت درميان مردم نبود ،تورابرهمين حال بيناميگذاشتم ،مجددابرچشمم دست كشيدوبه حالت اول برگشتم (6)

3-ازمفضل ابن عمرروايت شده كه گفت باامام صادق عليه السلام ميرفتيم ،به زني رسيديم كه مقابل اوگاوي مرده بود و آن زن گريه ميكرد ،حضرت ازحال اوپرسيد، گفت من وبچه هايم زندگيمان ازاين حيوان تامين ميشد،كه مرد ومن دركارخودمتحيرم امام فرمود ميخواهي خدازنده اش كند؟زن گفت مرابااين مصيبتي كه به آن مبتلاشده ام مسخره ميكني؟حضرت دعايي فرمود وپاي مبارك رابه حيوان زدكه بلافاصله به پاخواست زن گفت ،به خداي كعبه عيسي بن مريم است ،امام به ميان مردم رفت وزن اورانشناخت (7)

از مكارم اخلاق امام عليه السلام

1-سفيان ثوري گفت:

برآن حضرت واردشدم، ديدم رنگ مباركش دگركون است ،سبب پريشاني حالش راپرسيدم ، فرمود،آنان را از رفتن به بالاي خانه نهي كرده بودم ،چون داخل خانه شدم ،كنيزي ازنردبان بالارفته وفرزندخردسالم راباخودبرده بود ،چشمش به من افتاد،لرزيدوفرزندم به زمين افتادوجان داد،من براي مرگ فرزندم متغير نشدم ،بلكه براي ترس ووحشت آن كنيزكه ازديدن من رنگش پريده است ناراحتم ، سپس به جاريه اش فرمود ، توبراي خداآزادي،ازاينهمه كرامت وبزرگواري الله اكبر.

2-اسماعيل ابن جابرميگويد :

امام صادق عليه السلام، پنجاه ديناردركيسه اي به من دادوفرمود،اين رابه فلان مردازبني هاشم بده وبه اونگومن داده ام ،

اسماعيل ميگويدآمدم كيسه زررابه اودادم ،گفت ازكجاآورده اي؟چيزي نگفتم گفت ،خداجزاي خيربدهدبه آن كس كه هرساله معيشت يكساله مرابمن ميرساند،ولي جعفربن محمد درهمي بماكمك نمي كند.

نمونه اي ازفرمايشات آن حضرت

فرمود ،راه رسيدن به ايمان به پروردگارسه چيزاست :

الف :شناخت ومعرفت خداوند

ب :ازطريق فطرت انسان ،كه هنگام قطع اميدازخلق ونااميدي ازهردادرسي ظهورميكند:

ج:تفكردرمخلوقات خداوند،ازجهت محتاج بودن همه آنها :

درحالات يك عارف حقيقي چنين فرموده :

عارف شخص اوباخلق وقلب اوباخداست اگردل اولحظه اي ازخداغافل شود ، ازاشتياق به اوجان ميدهد

عارف امين امانتهاي خدا، گنجينه اسرارخدا،

معدن انوارخدا ، دليل رحمت خدابرخلق خدا ،

حامل علوم خدا ، ميزان فضل وعدل خداست :

ازخلق ومرادودنيا بي نيازاست ، مونسي براي اوجزخدانيست ، برايش نطقي واشاره اي ونفسي نيست ، الابه خدا ، واز خدا ، وباخدا

اودرباغستانهاي قدس خدا تردد مي كند وازلطايف فضل خدا توشه بر مي دارد،

ومعرفت اصلي است كه فرع ونتيجه آن ايمان است

درمورد ضرورت معاد ازحضرتش سؤال شد پاسخ فرمود:

اينجا داروخانه ابتلاوآزمايش است ، وجاي تجارت ثواب ، واكتساب رحمت است

دنيا جايي است پراز آفات ، ودرآن شهوات جمع شده است ، وجاي عمل است ومحل جزا نيست :

پرسيد : چگونه بدني كه پوسيده شد واعضاي آن پراكنده ومتلاشي شدوبعضي از اعضاء خوراك حيوانات شدند، زنده ميشود؟! فرمود : آنكس كه اورا ازهيچ وبدون الگوگيري ازجايي آفريد ، دوباره مي آفريند (الاحتجاج جلد 2)

اماتوصيه آن ولي خدا درلحظات آخرين حيات با بركتش :

ابابصير نقل مي كند كه پس از شهادت آقا جهت عرض تسليت به درخانه حضرت رفتم ، درزدم ، همسرحضرت (بانو ام حميده )دررابازنمود تاچشمش بمن افتاد سخت گريست چنانكه منهم متاثرشدم بشدت گريستم ، پس از آنكه آرام گرفت فرمود اي ابابصير كاش درلحظات آخر نزد امام بود ي وآن واقعه عجيب رامي ديدي ، قضيه چنين بود كه در لحظات آخر آقا چشم مباركش را گشود وفرمود همه آنان كه بين من وآنها نسبت خويشاوندي يادوستي است جمع كنيد وچشم برهم نهادمابلافاصله به دستورآقا عمل كرديم امام پس از لحظاتي مجددا چشم مبارك راگشود وفرمود ، (لاتنال شفاعتنا مستخفا بالصلواة ) شفاعت ما((خاندان عصمت وطهارت )) به كسي كه نماز راسبك شمارد نمي رسد ، پس از اين فرمايش براي هميشه چشمان معصوم وخدا بين براي هميشه برهم نهاد :

خداوند به همه ما توفيق  شناخت ومودت ومحبت اهل بيت عصمت وطهارت عليهم السلام راعنايت فرمايد .

اين مختصر را بافرمايشي ديگر ار آن حضرت به پايان مي بريم ، فرمود:

كسيكه چهار چيز را منكر شود از ما نيست،

1- معراج پيامبر (ص)

2- پرسش شب اول قبر

3- آفرينش بهشت

4- شفاعت (درقيامت)

پي نوشت ها:

1- الاحتجاج ج 2- ص9 4

2-مناقب آل ابيطالب

3-همان مدرك

4-مناقب آل ابيطالب

5-الامالي للمفيد

6-بصائرالدرجات

7-بحارالانوارج 47