دهه کرامت
49 بازدید
تاریخ ارائه : 9/3/2013 8:48:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

پيش گفتار:

چند سالي است در ايران اسلامي از روز اول ذي القعده كه سالروز ولادت حضرت معصومه (ع) مي باشد تا روز 11 ذي القعده كه سالروز ولادت حضرت علي بن موسي الرضا (ع) است با عنوان دهه كرامت جشنواره هاي فرهنگي ، هنري و مراسم ويژه اي در سراسر كشور برگزار مي گردد خاصه در آستانه مقدسه قم و مشهد، پروانگان عاشق گرد مزار آن دو سرور و سالار ابرار گرد هم آمده ابراز ارادت مي نمايند ، عليهذا براساس تناسب آن دو ميلاد مسعود بر خود لازم ديــــــــدم كه از باب بهره مندي از كرامت خاندان عصمت و طهارت و تبرك جويي به اين ذوات مقدسه به قدر وسع ريزه خوار خوان نعمت اين دو برادر و خواهر شوم و خوشه اي بر چينم .

قم قبل و بعد از اسلام :

گرچه حدود جغرافيايي و خصوصيات قم قبل از اسلام بخوبي روشن نشده است اما آنچه مسلم مي نمايد اين است كه قم قبل از اسلام داراي سكنه و آبادي بود . و بصورت قلعه هاي متعدد وجود داشته كه در برخي از آنها از اقوام زرتشتي و غيره زندگي مي كردند ، اسم قم و حتي نام بعضي از محصولات آن در كتب دوران ساساني ذكر شده است و در بعضي از نوشتارها قدمت بناي قم را به تهمورث دومين يا سومين پادشاه پيشدادي نسبت داده اند . بهر حال سابقه آبادي و سكونت مردم در قم در دوره ساسانيان جزء مسلمات تاريخي است و در دوران باستان اسم اوليه قم ، براوستان بوده و حوزه رستاقي آن كميدان و بعضي گفته اند كمندان و مركز آن بنام كوم يا كم ناميده مي شد .

پس از ظهور اسلام و انقراض ساسانيان وضع مناطق قم در سال 23 هجري قمري در حمله مسلمانان بــــه ايران به سرپرستي ابو موسي اشعري، رفت و آمد و نفوذ مسلمانان و اعراب در اين منطقه زياد شد تا اينكه در زمان خلافت عبدالملك مروان گروهي از عربهاي منسوب به اشعريون با نام بني الاشعر به قم مهاجرت نمودند و از همان آغاز منطقه شهري و اطراف قم ملازم با تشيع و ولايت خاندان عصمت و طهارت گرديد . لازم به ذكر و ياد آوري است كه در دوران خلفاي عباسي از آنجا كه شيعيان حضرت علي بن ابي طالب (ع) و خاندان آل علي (ع) تحت تعقيب و آزار شكنجه قرار داشتند بسياري از پيروان آن حضرت به قم پناهنده مي شدند و همين موضوع مـــــوجب شد كه شهر قم بعنوان منطقه شيعه نشين مورد بي توجهي و بي مهري خلفاء قرار گيرد و بصورت استقلالي اداره نمي شد و تا اواخر قرن دوم هجري تابع اصفهان بوده تا اينكه در زمان هارون الرشيد شخصي بنام حمزه بن يسع كه از مشاهير قم بود پس از باريابي به حضور هارون الرشيد از او درخواست كرد كه قم از اصفهان جدا شود و به آنها اجازه داده شود كه در قم نماز جمعه و نماز عيد فطر و قربان بصورت مستقل برگزار گردد ، خليفه نيز تقاضاي او راپذيرفت لذا ايشان پس از دريافت اين اجازه و استقلال قم بعنوان مامور وصول خراج و ماليات كشاورزي و تجاري قم تلاش فراوان نمود خصوصا اينكه براي تعيين حدود جغرافيايي ،سرزمين قم را تعيين مساحت نموده اقدامات اداره مستقل قم را به اجراگذاشت .

علت نامگذاري شهر قم ( وجه تسميه)

علل گوناگوني براي نام گذاري شهر قم به اين نام ذكر شده است كه نمونه هايي از آنها را بيان مي نمايد

1- از آنجا كه شهر قم در ابتدا بصورت قلعه ها يا تپه و گـــودال ساخته شده بود و با نام گذاري هاي اوليه ،كوم يا كومه تلفظ مي شد بر اثر نفوذ ادبيات عرب در ايران بعدها بصورت كم (به ضم کاف )تلفظ شد و در نهايت مبدل به قم گرديد و رايج شد .

2- بدليل آنكه اسم قريه هاي اطراف قم ، كميدان يا کمندان بوده ،پس از مدتي بعضي از حروف كمندان يا كميدان از تلفظ افتاد و بصورت كم بكار مي رفت و آنگاه معرب به قم گرديده و مشهور شد.

3- در بعضي از كتب ذكر شده كه در شب معراج رسول خدا (ص) به ملكوت اعلي ،آنحضرت به جائي از سرزمين جبل رسيدند و مشاهده نمودند كه جائي در روي زمين خوش رنگتر از زعفران و خوش بوتر از مشك مي باشد ،لكن ملاحظه نمودند كه شخص پيري با برنس ( كلاه دراز ) برسر در آنجا نشسته است ، از جبرئيل پرسيدند اين بقعه و مكان كجاست ؟

جبرئيل عرض كردند: آنجا محل گردهم آمدن شيعيان علي بن ابيطالب (ع) است ،پيامبر اكرم (ص) پرسيدند: نام اين شخص پير چيست ؟ گفت ابليس ( شيطان ) است كه ميخواهد آنان را از ولايت و دوستي علي (ع) منع كند و آنان را به فسق و فساد بكشاند .

رسول خدا (ص) به ابليس فرمودند : قم يا ملعون ..... ، برخيز اي ملعون و دور افتاده از رحمت خدا، چه اينكه اينجا محل شيعيان من و وصي من علي بن ابي طالب (ع) است ، از اين جهت بود كه اسم آن مكان معروف به قم شد در همين خصوص دو بيت شعري از شاعري سروده شد.

به ابليس گفتا شه دين كه قم

 از اين بقعه قم تـــــــو مي باش گم

به قـــــم گفتن سيد المرسلين

 مسمي به قم گشت اين سرزمين

4- از حضرت امام صادق (ع) روايت شده است كه قم را قم گفته اند چون اهل قم با قائم آل محمد (عج) قيام مي كنند و به نصرت و پشتيباني آن حضرت مي روند .

ورود امام رضا (ع) به قم :

در خصوص شهر قم مباحث گوناگوني مطرح است از جمله احاديث و رواياتي كه در مورد اهميت شهر قم مي باشد يا مباحثي كه پيرامون امام زادگان ، سادات و علماء بزرگوار مي باشد كه در بعضي از كتابها امام زادگان در قم را به 400 مورد ذكر كرده اند و مباحث ديگر ، لكن يك نكته مهم را بايد در باره ورود امام رضا (ع) به قم ياد آوري نمايم ، بعضي از بزرگواران مورخين تلاش دارند بگويند ،كه ورود امام رضا (ع) از مدينه بسوي نيشابور و مشهد از مسير منطقه جبل يعني قم نمي باشد،ولي بسياري از تاريخ نگاران با دلايل گوناگون ثابت مي كنند كه حضرت رضا (ع) در مسير خود به طوس و خراسان از شهر قم گذشته است و وقتي وارد قم شدند در خصوص دعوت از ايشان ميان شيعيان كشمكش زيادي بود تا اينكه امام رضا (ع) فرمودند: شترم هر جا توقف كند من آنجا خواهم رفت ، لذا شتر را آزاد گذاشتند و شتر در كنار منزل مرد صالحي كه قبلا در خواب ديده بود كه امام رضا (ع) ميهمان او شده است زانو زد و حضرت در آنجا استراحت فرمودند، امروزه محل آن خانه درشهر قم در خيابان آذر است و فعلا بصورت مدرسه علميه رضويه معروف است، ضمن آنكه نقل شده است كه حضرت امام رضا (ع) در شهر قم توقف داشته و در محلي غسل نموده است و اينك محله اي در قم در خيابان آذر بنام شاه خراسان در اطراف مدرسه رضويه مشهور است ، عليهذا آنچه كه بيش از همه محل كلام است وضعيت قم پس از ورود حضرت معصومه عليها السلام و مدفون شدن آن حضرت در اين شهر مذهبي مي باشد كه آنرا شهره عالم نموده است

تاريخ زندگي حضرت معصومه (ع) و ورود ايشان به قم :

قبل از پرداختن به دوران زندگي حضرت معصومه (ع) ضروري مي دانم كه حديثي از حضرت امام صادق (ع) ياد آور شوم اين حديث در زماني بيان شده كه نه تنها حضرت معصومه(س) بدنيا نيامده بود بلكه پدرايشان يعني امام كاظم (ع) هم هنوز متولد نشده بود لذا از اهميت فوق العاده اي برخوردار است .

امام صادق (ع) فرمودند : الا ان لله حرما و هومكه ، الاان لرسول الله حرما و هوالمدينه الاان لاميرالمومنين حرما و هو الكوفه الا ان حرمي و حرم ولدي بعدي قم ، الا ان قم كو فتنا الصغيره الا ان للجنه ثمانيه ابواب ، ثلاث منها الي قم تقبض فيها امراه هي من ولدي و اسمها فاطمه بنت موسي تدخل بشفاعتها شيعتنا الجنه باجمعهم . ( كتاب حضرت معصومه(س) فاطمه دوم بنقل از انوار المشعشعين و بحار الانوار جلد 6 )

آگاه باشيد كه براي خدا حرمي است و آن مكه است و براي پيامبر خدا(ص) حرمي است و آن مدينه است و براي امير مومنان(ع) حرمي است و آن کوفه است، آگاه باشيد كه حرم من و فرزندان من بعد از من قم است ، آگاه باشيد كه قم كوفه كوچك ماست آگاه باشيد كه براي بهشت هشت در است كه سه در آن بسوي قم مي باشد ، يك بانوئي از فرزندان من بنام فاطمه دختر موسي در آن قبض روح مي شود و رحلت مي كند كه با شفاعت او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند . اين حديث حقايق فراواني را در خود نهفته دارد و هر فراز از آن مي تواند موضوع مقاله و كتاب خاصي باشد اما اهميت بيان آن امام بزرگوار در مورد فرزندي از فرزندان خود بنام فاطمه است كه هنوز بدنيا نيامده است و در قم مدفون مي شود عليهذا پرواضح است كه بايد راجع به اين فاطمه سخن بيشتري به ميان آوريم .

 حضرت معصومه (ع) فرزند امام هفتم شيعيان جهان و نام مادرش نجمه است كه مادر امام هشتم نيز مي باشد .قابل توجه اينكه فرزندان امام كاظم (ع) را بعضي مورخين 37 نفر و بعضي 39 فرزند ذكر كرده اند كه از همسران مختلف بوده اند و به شرح ذيل مي باشند .

1- فاطمه كبري 2- فاطمه وسطي 3- فاطمه صغري 4- فاطمه اخري

فاطمه كبري همان حضرت معصومه (ع) است است كه در قم مدفون مي باشند و گفته مي شود كه فاطمه وسطي ملقب به زينب در اصفهان مدفون است و فاطمه صغري مشهور به بي بي همت در آذربايجان شوروي در جنوب بادكوبه دفن است و فاطمه اخري معروف به فاطمه طاهره و در اصطلاح عمومي مشهور به خواهر امام در رشت مدفون است كه بارگاه و حرم با صفايي دارد .

تاريخ ولادت حضرت معصومه (ع) اول ذي قعده سال 173 هجري قمري است و فاصله سني اين خواهر با برادرش امام رضا (ع) 25 سال است يعني حضرت معصومه (س)پس از 25 سال از تولد امام رضا (ع) و در واقع بعد از يك ربع قرن انتظار، ديده به جهان گشوده است و موجب خوشحالي زايد الوصف مادرش نجمه و خاندان عصمت و طهارت شد .

حضرت معصومه دوران خردسالي و نوجواني خود را در شهر مدينه در جوار رحمت پدر بزرگوار و برادر گراميش ميگذراند تا اينكه 10 ساله شد مبتلا به داغ شهادت پدر گرامي خود در زندان بغداد گرديد و تنها مايه تسلي او برادرش امام رضا (ع) بود كه در اوج خفقان هاروني و خلفاي عباسي فريادرس محرومان بود .

سال 200 هجري قمري در سن 27 سالگي بود كه مامون با ترفند سياسي امام رضا (ع) را به ايران دعوت كرد و اين آغاز مشكلي ديگر براي خاندان نبوت شد . حضرت معصومه يكسال دوري برادر را تحمل نمود تا اينكه كاسه صبر و انتظار او لبريز شد فلذا به اشتياق ديدار برادر به قصد ورود به مرو شهر مدينه را ترك نمود .

عزيمت بسوي ايران :

بانوي با فضيلت سراپرده عصمت كه هر گز بدون همراهان واجد شرايط به سفر نمي رفت اين بار نيز بعضي از برادران و برادر زادگان راكه آماده سفر به ايران شدند گرد خود جمع نمود به سفر پر مخاطره ديدار برادر اقدام نمود در اين سفر 5 برادر بنامهاي فضل ، جعفر ، هادي ، قاسم و زيد و تعدادي از برادر زادگان و تني چند از غلامان و كنيزان او را همراهي نمودند .

رنج سفر و طول مسير راه از شهر مدينه تا ساوه بر او گران آمد و وقتي به ساوه رسيدند در شهر ساوه هنگام ورود توسط دشمنان خاندان عصمت و طهارت با آنان درگيري بوجود آمد و برادران و برادر زادگان حضرت معصومه به شهادت رسيدند در اين ماجرا 23 تن از همراهان آن بانوي شايسته در برابرش قطعه قطعه گرديدند ، اين موضوع بر شدت خستگي افزود و روح اورا آزرده كرد لذا مصائب جانكاه موجب بيماري وي گرديد .

در اين اوضاع و احوال بود كه اهالي قم از ماجرا خبر دار شدند ، جمعي خود را به ساوه رسانيدند و از آن حضرت خواستند كه وارد قم شوند آن بانو با وقار با همان حال بيمار ي آماده حركت به سوي قم شد ، بزرگ اشعر يهاي قم يعني موسي بن خزرج شخصا زمام ناقه حضرت معصومه را بدوش مي كشيد و به همراه عده فراواني كه پياده و سواره گرد كجاوه حضرت پروانه وار او را همراهي مي كردند درروز 23 ربيع الاول سال 201 قمري وارد قم شدند .

موسي بن خزرج آن بانوي شايسته را در محله ميدان مير امروزي قم در منزل خود برد و افتخار ميزباني پيدا كرد و جايگاهي براي عبادت و استراحت حضرت معصومه(ع) را مهيا كرد ، روزگار مي گذشت تا اينكه 17 روز پس از ورود ايشان به قم به دليل شدت بيماري و تالمات روحي ، آن خواهر دور مانده از برادر در روز 10 ربيع الاول سال 201 قمري در سن 28 سالگي وفات نمود و شيعيان و علاقمندان به سوگ او عزادار شدند .

محل سكونت و عبادت حضرت معصومه (ع) امروزه در قم خيابان چهار مردان در ميدان مير بنام بيت النور مشهور و محل زيارت دوستاران خاندان عصمت و طهارت مي باشد .

ماجراي دفن حضرت معصومه (ع):

پس از وفات حضرت معصومه (ع) مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را تشييع نموده دفن نمودند ، زميني كه امروزه آستانه مقدسه آنحضرت در آن واقع است با بلان نام داشت و باغي بود متعلق به بزرگ اشعر يهاي قم بنام موسي بن خزرج كه ميزبان حضرت معصومه (ع) در دوران بيماري ايشان بود . او اين محل و باغ شخصي خود را براي براي دفن آنحضرت معين کرد، براي دفن آن بانو ، سرداب و قبري نسبتا بزرگ حفر نمودند تا آن مقبره حضرت قرار دهند ، جنازه مبارك را غسل داده و كفن كرده و آماده سپردن به قبر نمودند دربين مردم گفتگو بود كه چه كسي داخل سرداب شود و جنازه را داخل قبر به خاك بسپارد با خود مشورت نمودند ، پير مرد پرهيزگاري بنام قادر كه فردي سيد و صالح بود انتخاب شد ، بدنبال او فرستادند تا بيايد اما قبل از آنكه قادر برسد مردم متوجه شدند كه از جانب صحرا دو نفر نقاب دار پيدا شدند ، همينكه نزديك شدند از مركب پياده شده بر پيكر حضرت معصومه (ع) نماز گزاردند و سپس بدن مباركش را برداشتند و داخل سرداب نموده دفن نمودند آنگاه از قبر بيرون آمده بدون آنكه با كسي سخن بگويند از محل دور شدند . سيره نگاران اهل البيت (ع) ترديدي ندارند كه آن دو نفر ، يكي امام هشتم (ع) و ديگري نور ديده اش امام جواد (ع) بوده اند كه براي دفن حضرت معصومه (ع) به امر خداوند وارد شده بودند .

دو نكته قابل توجه :

 الف - حضرت معصومه (ع) هنگام وفات 28 ساله بودند و در آن دوران ازدواج نكرده در حالت مجردي دنيا را وداع گفت ، علت عدم ازدواج آن حضرت را دلايلي ذكر نموده اند از جمله اينكه اين دختر و بعضي ديگر از دختران امام كاظم (ع) كه ازدواج نكردند در سطحي از كمال بودند كه هم كفو مناسبي نيافتند ديگر اينكه به دليل وضعيت سياسي و ترس از حكومت پر از خفقان عباسي ، كسي جرات ازدواج با دختران امام (ع) را پيدا نكرد چون حكومت طاغوتي بني العباس موجبات آزار و شكنجه را براي آنان فراهم مي كردند .

ب- در كنار بدن مبارك حضرت معصومه (ع) در سرداب مجاور آن حضرت امام زادگان ديگري نيز دفن مي باشند زيرا پس از دفن حضرت معصومه (ع) چند نفر ديگر از زنان و منسوبين آن حضرت را بعد ها در كنارش دفن نمودند و امروزه همه آنها با هم زير يك بارگاه قرار دارند. بعضي از مورخين اسامي 5 نفر و بعضي اسامي 6 نفر را ذكر مي نمايند كه عبارتند از :

1- ام محمد دختر موسي مبر قع ابن امام جواد (ع)2- ميمونه دختر ديگر موسي برقع 3- بريهه دختر ديگري از سوي مبرقع 4- زينب دختر امام جواد (ع) 5-ام اسحاق كنيز محمد بن موسي مبرقع 6- ام حبيب كنيز نوه امام رضا (ع) يعني محمد بن احمد بن موسي مبرقع ابن امام جواد (ع)

مشهد نگين ايران زمين :

سرزمين طوس كه با حضور قلب عالم امكان ، امام انس و جان و امام رئوف و مهربان حضرت علي بن موسي الرضا(ع) بخود باليد و در پوست خود نمي گنجد پس از آنكه در بر گيرنده بدن مطهر و مبارك ميوه دل حضرت زهرا (ع) گرديد و از آن پس نام مشهد بخود گرفت همچون نگيني در تارك ايران زمين درخشندگي دارد ، البته بايد گفت كه امروزه اين شهر نه تنها براي مردم ايران در بردارنده تاج افتخار است بلكه براي جهانيان و بسياري از مردم دنيا كه آرزوي زيارت آنرا سالياني بدل مي پرورانند آشنا و شناخته شده است .

به يقين مامون و حاكمان بني العباس كه در پي محو حاكميت ديني و خاموش كردن چراغ وجود اهل البيت (ع) بودند هرگز تصور نمي كردند كه با ريختن خون فرزند زهرا (ع) و با مسموم نمودن جگر گوشه پيغمبر اكرم (ص) نامشان پرفروغتر گردد و سعه وجودي آنان جهانگير شود ، علي كل حال خاك خراسان به بركت وجود امام رضا (ع) مقدس شد و مردم منطقه طوس و مرو عزت خويش را مديون وجود مبارك حجت خدا علي ابن موسي الرضا (ع) مي باشند .

تاريخ مختصر زندگي امام رضا (ع):

 امام رضا (ع) در روز پنجشنبه 11 ذي قعده سال 148 هجري در شهر مدينه ديده به جهان گشود حميده خاتون مادر حضرت امام كاظم (ع) وقتي نجمه مادر امام رضا(ع) را به خانه آورد ،پيامبر خدا (ص) را در خواب ديد كه به او فرمود ، حميده اين نجمه متعلق به فرزند تو موسي است و از او فرزندي متولد مي شود كه بهترين فرد روي زمين است . ( كتاب سيره امام رضا (ع) به نقل از كتاب بحار الانوار ج 49)

نام مبارك امام هشتم علي و كنيه اش ابوالحسن و لقب مشهورش رضاست .

همسر امام رضا (ع)

مامون عباسي در جريان ولايت عهدي با انگيزه سياسي دخترش ام حبيب را به عقد امام رضا (ع) در آورد لكن اين دختر به خانه امام رضا (ع) راه نيافت و همچنان دوشيزه باقي ماند ، امام رضا همسر ديگري داشت بنام سبيكه كه مادر امام جواد (ع) مي باشد نكته قابل دقت اينكه از قول امام رضا (ع) روايت شده است كه فرمودند خداوند تنها يك فرزند بمن عنايت مي كند كه نسل فراواني از وي به وجود مي آيد

امامت حضرت رضا (ع)

حضرت رضا (ع) 55 سال عمر نمودند كه مدت 20 سال پس ازشهادت پدرش به عنوان دوران امامت مي باشد اين دوره 20 ساله مصادف بود با زمان حاكميت سه تن از خلفاي بني العباس يعني مدت 10 سال دوران هارون الرشيد و مدت 4 سال حكومت امين و مدت 6 سال در دوران حكومت مامون عباسي .

سفر از مدينه به خراسان :

شخصي بنام محول سجستاني ( سيستاني ) مي گويد زماني كه فرستاده مامون براي بردن امام رضا (ع) وارد مدينه شد من در مدينه بودم حضرت براي وداع با پيامبر (ص) وارد حرم رسول الله شدند و با صداي بلند گريه مي كرد و با جدش خداحافظي مي نمود من نزد امام رضا (ع) رفتم و براي سفر به او تبريك گفتم حضرت فرمودند مرا خوب زيارت كن من در حالي از كنار جدم خارج مي شوم كه در غربت از دنيا خواهم رفت و در كنارهارون دفن مي شوم ، آنحضرت هنگام خارج شدن از مدينه تمام خويشان خود را جمع نمود و به آنان فرمود ، بر من گريه كنيد زيرا ديگر به مدينه باز نخواهم گشت با چنين مقدماتي بود كه امام رضا (ع) به سفر سياسي و تحميلي خروج از مدينه و عزيمت به سوي خراسان تن در داد و تمام سياستها و برنامه هاي مامون را در هم كوبيد و با يك مبارزه منفي و آرام نقشه شيطاني دشمن را خنثي كرد.

مسير حركت امام رضا (ع) :

برخي از تاريخ نگاران مسير حركت حضرت را بشرح ذيل بيان نمودند :

مدينه - بصره - اهواز - فارس - اصفهان - قم - ري - سمنان - دامغان - نيشابور - طوس - سرخس - مرو .

صاحب كتاب تحفه الرضويه مي نويسد وقتي امام رضا (ع) به نواحي دامغان رسيدند چند آهو به خدمت آن امام همام رسيدند و عرض كردند يابن رسول الله مخالفان قصد كشتن شما را دارند و صلاح شما در اين است كه از راه برگردي حضرت فرمودند از اجل نتوان گريخت و براي آنها دعاي خير نمود و بدين جهت آن محل را آهوان مي گويند .

حديث تاريخي سلسله الذهب :

پس از ورود امام رضا (ع) به نيشابور و توقف چند روزه آنحضرت آماده حركت به شهر مرو كه مقر حكومت مامون بود شد شهر مرو بر اساس روايتي از رسول اكرم (ص) بدست ذوالقرنين ساخته شد و عزير پيامبر در آن نماز خواند . امام رضا (ع) بنا به روايت شيخ صدوق پس از چهار ماه طول سفر در نيمه اول سال 201 قمري وارد مرو گرديد اما موضوع مهم در مسير حركت از نيشابور اين بود كه هنگام خروج آنحضرت ، محدثان و عالمان و مردم زيادي آن حضرت را تا كيلو مترها بدرقه نمودند در اين ميان ابوزرعه و محمدبي اسلم طوسي كه دوتن از حديث شناسان بودند به امام رضا (ع) عرض كردند كه اي آقا ي ما اي پيشوائي كه فرزند ائمه طاهريني ... تو را به حق پدرانت قسم ميدهيم که چهره خود را بر ما بگشايي تا جمال مبارکت را ببينيم و درخواست ميکنيم که حديثي برايمان نقل كني تا يادگار ي براي ما باشد .

حضرت مركب را از حركت باز داشت و پرده محمل را كنار زد ، وقتي چشم جمعيت به جمال او منور شد همگان محو تماشاي جمال او شدند و برخي از شوق اشك مي ريختند و برخي از هوش مي رفتند اين ديدار جمال بطول انجاميد و با غلغله استمرار يافت تا آنكه محدثان مردم را به آرامش دعوت كردند كه سخن امام رضا (ع) را بشنوند ، گفته مي شود كه در اين هنگام 24000نفر قلم بدست آماده نوشتن حديث شدند امام رضا (ع) فرمودند : پدرم عبد صالح موسي بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد او از پدرش محمد بن علي او از پدرش علي بن الحسين و او از پدرش حسين بن علي اواز پدرش اميرالمومنين علي ابن ابيطالب عليهم السلام نقل كرد كه از پيامبر اكرم (ص) شنيده است كه پيامبر از جبرئيل شنيده است كه خداوند متعال فرمودند:

لااله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي ( به نقل از كتاب بحار الانوار ج 49 ص 123) مركب آن امام آماده حركت شد در اين هنگام بود كه امام بار ديگر صدا بلند نمود و فرمود :

بشرو طها و انا من شروط ها .

اين حديث مبارك بدون شرح و بيان، بيانگر حقايق فراواني است .

پذيرش ولايتعهدي :

پس از ورود امام رضا (ع) به مرو مردم خراسان دسته دسته به ديدار امام رضا (ع) مي رفتند ، مامون نيز به دفعات اظهار مودت و دوستي مي نمود تا اينكه در يكي از ملاقاتها نيت شوم خود را ابراز داشته به امام رضا (ع) پيشنهاد خلافت و زمامداري نمود حضرت با آگاهي از نيت پليد مامون پاسخ دندان شكني به او داد و فرمود :

اگر خلافت حق توست و خداوند به تو داده جايز نيست خود را خلع كني و جامه اي را كه خدا برتن تو آراسته است به ديگري بدهي و اگر خلافت حق تو نيست نمي تواني چيزي كه حق تو نيست به من بدهي .

مامون چندين بار اصرار بر پذيرش خلافت مي كرد و امام قبول نمي نمود تا اينكه مامون نا اميد شد و بنا چار گفت حالا كه خلافت را قبول نمي كني ولايتعهدي را بپذير كه بعد از من به خلافت برسي امام فرمودندبخدا قسم پدرم از پدرانش از اميرمومنان و او از پيامبر اکرم(ص) برايم حكايت نموده اند كه من قبل از تو به وسيله زهر ستم از دنيا مي روم و ملائكه آسمان و زمين بر من گريه مي كنند و در بلاد غربت كنار هارون دفن خواهم شد .

با اين بيان بود كه امام رضا (ع) يك سر غيبي را مجددا آشكارا بيان نمود و مامون را تماما خلع سلاح نمود مامون در نهايت خشمگين شد و گفت ولي عهدي را بپذير و گر نه به زور وادارت مي كنم و اگر نپذيري گردنت را مي زنم .

امام رضا (ع) به حكم اجبار ولايتعهدي را پذيرفت ولي شرايطي براي آن گذاشت و فرمود در صورتي قبول مي كنم كه در عزل و نصب فرمانداران و حاكمان و امور حكومت دخالت نداشته باشم و روش مردم را تغيير ندهم و فقط از دور مشاور تو باشم . مامون بناچار به همين مقدار راضي شد . در يكي از ملاقاتها يكي از اصحاب امام رضا (ع) بنام محمد بن عرفه مي گويد به امام رضا (ع) عرض كردم چه موجب شد كه ولايتعهدي را بپذيري امام فرمودند آنچه كه جدم امير مومنان (ع) را وادار كرد كه در شورا وارد شود . ( به نقل از عيون اخبار الرضا (ع) ج 2 ص 123) .

پاره اي از اقدامات امام رضا (ع) در دوران ولايتعهدي :

امام رضا (ع) در دوران ولايتعهدي كه دوران مبارزه منفي ايشان با حاكميت خاندان عباسي و بويژه مامون عباسي بود اقدامات سياسي گوناگوني انجام داد كه نمونه هايي را به شرح ذيل بيان مي كنم .

1- بر اساس مصالح اسلام عمل نمودند نه طبق دستور مامون

2- اقدامات امام رضا (ع) مستقل و با نظر خاص خودش بود كه اين كار باعث توجه مردم به او گرديد و مردم دانستند كه امام رضا (ع) وابستگي به حاكميت مامون ندارد و او را برحق نمي داند .

3- سادات و علويان و خاندان پيامبر (ص) را حفظ نموده و آنان را از خطرات محفوظ داشتند .

4- مردم ايران را از شر حاكميت مامون و فضل بن سهل در امان داشتند .

5- با افشاگريها و عدم دخالت در كارهاي حكومتي حقانيت خود را ثابت كردند بهمين جهت بود كه بغض مامون برانگيخته شد و ابزار شهادت آن حضرت را فراهم نمود و آن بزرگوار را به شهادت رسانيد .

سخن پاياني :

درپايان اين نوشتار كه از اول قصد طولاني كردن آنرا نداشتم لكن به كرامت وجود حضرت معصومه (ع) و حضرت امام رضا (ع) از قم تا مشهد را با سير فكري و ارادت قلبي جستجو گر بودم توفيقي حاصل شد كه تبرك جويم و صفحاتي بنگارم و بسيار اميدوارم كه اين اندك ران ملخي باشد در پيشگاه سليمانان وجود و خانداني که كم را با زياد پاسخ مي دهند بر اساس مفهوم يامن يعطي الكثير بالقليل گوشه نظري نيز بما نموده از عنايت و كرامت خود بهره مند مان سازند .

با تبريك خجسته ميلادفاطمه معصومه (سلام الله علیها) و علي بن موسي الرضا (علیه السلام) و ملتمس دعاي خير .

والسلام علي من اتبع الهدي

منابع

1- سيره امام رضا (ع) مركز مطالعات حوزه نمايندگي ولي فقيه در جهاد كشاورزي

2- كريمه اهل بيت (ع) علي اكبر مهدي پور

3- حضرت معصومه فاطمه دوم - محمد محمدي اشتهاردي

4- تذكره الخواص

5- بحار الانوار جلد 48 و49 و 60

6- انوالمشعشعين جلد 1 و 2

7- عيون اخبار الرضا (ع)

8 كشف الغمه ج 2