پیشگویی امام رضا(ع) از پشیمانی مأمون در دعوت از ایشان
62 بازدید
تاریخ ارائه : 9/9/2013 7:21:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

 چنانکه امام رضا(ع) جريان پشيماني و رسوايي مأمون را قبل از برگزاري مناظرات با علماي اديان، به «نوفلي» چنين فرمود: "اي نوفليّ! ميخواهي بداني چه زماني مأمون پشيمان مي شود؟ گفتم: بله. فرمود: زماني که ببيند با اهل تورات با توراتشان و با اهل انجيل با انجيلشان و با اهل زبور با زبورشان و با صابئين به عِبري و با زردشتيان به فارسي و با روميان به رومي و با هر فرقه اي از علما به زبان خودشان بحث مي کنم، و آنگاه که همه را مجاب کردم و در بحث بر همگي پيروز شدم و همه آنان سخنان مرا پذيرفتند، مأمون پشيمان خواهد شد."
 
 با توجه به جوّ عقلگرايي که در زمان مأمون اوج گرفته بود و درگيري معتزله و اشاعره و انشعابات اين دو و سر برآوردن فرقه هاي گوناگون در آن دوره که منشأ آن رواج و توسعه کاربرد عقل در مسائل کلامي و ديني بود، حضور امام رضا(ع) براي تبيين و تحکيم مواضع شيعه و رفع شبهات از آن و رهنمون شيعيان بسيار ضروري و مفيد مي نمود.
 
 علي بن موسي الرضا(ع) افزون بر شرکت در مناظرات عمومي و مجالس علمي که مأمون آنها را تدارک مي ديد، در منزل خود و مسجد مرو نيز حوزه علمي تشکيل داد و پذيراي شيعيان و پيروان خويش شد، شيعياني که از شهرها و روستاهاي دور و نزديک و از طبقات گوناگون براي زيارت آن حضرت و گرفتن راهنمايي و کسب معارف علمي و ديني و حل شبهات و مسائل گوناگون مي آمدند تعداد ايشان هر روز بيشتر ميشد، تا جايي که مأمون احساس خطر کرد و به «محمدبن عمرو طوسي» دستور داد مانع ورود و اجتماع آنها در خانه حضرت شود.
 
 امام(ع) از هر فرصتي در جهت اعتلاي اسلام و گسترش فرهنگ ناب شيعي استفاده نموده و در صدد بود به شيوه خالصانه امر به معروف و نهي از منکر نمايد و جلوي انحرافات را مسدود کند. از جمله روزي مأمون از امام رضا(ع) خواست که نماز عيد را اقامه کند، اما امام ابتدا نپذيرفتن تا اينکه مأمون اصرار کرد، حضرت فرمود: "... من آنگونه که رسول خدا(ص) و اميرالمۆمنين(ع) (براي نماز عيد) بيرون ميرفتند، بيرون خواهم رفت.
 
  مأمون پذيرفت، آن حضرت با پاي برهنه به راه افتاد، پس از اندکي راه را رفت و آنگاه سر به سوي آسمان بلند کرد و تکبير گفت همراهان و مواليان او نيز تکبير گفتند، گويي آسمان و در و ديوار نيز با او تکبير مي گفتند، مردم که حضرت رضا(ع) را با آن حال ديدند، صداي تکبيرش را که شنيدند، چنان صداها را به گريه بلند کردند که شهر مرو به لرزه در آمد.
 
 خبر به مأمون رسيد، «فضل بن سهل» به مأمون گفت: اگر علي بن موسي الرضا(ع) بدين حال به مصلي برود، مردم شيفته او خواهند شد و همه ما بر خون خود بيمناک هستيم. مأمون نيز دستور بازگشت حضرت را داد و امام(ع) نيز بازگشت. از اين جريان روشن مي گردد که امام(ع) در برنامه هاي عبادي خويش نيز بر آن بود تا سنت رسول الله(ص) و اميرالمۆمنين را که در تبيين جايگاه شيعه و معارف اسلامي نقش برجسته اي دارد، محقق کند.
 
اقامه نماز باران توسط امام رضا(ع) و وحشت عباسيون
 
 يکي از حوادث مهمي که باعث محبوبيت بيشتر امام رضا(ع) در ميان مردم خراسان و شيعيان گرديد، نزول باران رحمت بر اثر دعاي حضرت بود. هنگامي که حضرت به ولايتعهدي مأمون منصوب شد، منطقه خراسان دچار کم آبي شد و مزارع و باغات در معرض خطر قرار گرفت. مأمون از امام(ع) خواست که دعا کند و از خداوند بخواهد تا باران رحمت خود را نازل نمايد. امام(ع) به خواسته مأمون پاسخ مثبت داد و پذيرفت که در پيشگاه الهي دعا کند.
 
 سرانجام در موعد مقرر به بيابان رفت و مردم زيادي نيز گرد آمده بودند. حضرت بر فراز منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثناي پروردگار عرض کرد: "بارالها! تو قدر و منزلت اهل بيت(ع) را بالا بردي و به آنان بزرگي و عظمت بخشيدي، مردم به اميد فضل و رحمت تو به ما متوسل شدهاند، از تو درخواست دارم حاجت آنها را برآوري و باران رحمتت را نازل نمايي، باراني که ويراني و زيان به بار نياورد، باراني که شروع آن موقعي باشد که مردم از صحرا برگشته و به منازل و قرارگاههاي خود رسيده باشند. "
 
 سرانجام دعاي حضرت مستجاب شد و همانطور که از پيشگاه الهي درخواست نموده بود عملي گرديد. نزول باران رحمت بر اثر دعاي حضرت(ع) موجب قدرشناسي مردم گرديد و همه يک زبان مي گفتند: بزرگواري ها و کرامات حضرت باري تعالي بر فرزند پيامبر اسلام(ص) گوارا باد.
 
 محتمل است که هدف مأمون از فرستادن حضرت براي دعاي باران، اين بود که ايشان پس از حضور در بيابان به اتفاق انبوهي از مردم و دعا در پيشگاه الهي، دعايشان مستجاب نشود و ايشان را در ميان عامه مردم تحقير نمايد. اما با استجابت دعاي حضرت، موقعيت مأمون نيز تضعيف و اين حادثه براي وي گران تمام شد.
 
 استجابت دعاي حضرت و نزول باران رحمت، از يک سو موجب فزوني محبوبيت و علاقمندي به امام رضا(ع) در افکار عمومي شد و از ديگر سو، زمينه نفوذ تشيع و گرايش به آن را مخصوصاً در افرادي که معرفت و علاقمندي آنها به امام(ع) ريشه دار و عميق بود، فراهم کرد.
 
کلام نوراني امام رضا (ع )
 
 هديه کينه ها را از دل مي زدايد.
 کسي که اندوه مؤمني را بگشايد خدا روز قيامت اندوه را از قلبش مي زدايد.
 از ما نيست آن که دنياي خود را براي دينش و دين خود را براي دنيايش ترک کند.
 عبادت به بسياري روزه و نماز نيست، بلکه به بسيار انديشيدن درکار خداست.
 کسي که از خدا توفيق بخواهد ولي تلاش نکند خود را مسخره کرده است.
 از ما نيست کسي که همسايه اش از شر او در امان نباشد.
 در هر زمان که مردم گناه جديدي را رايج کنند، خداوند تبارک و تعالي، بلاي جديدي که تا آن زمان سابقه نداشته بر آنها نازل مي کند.
 
سفارشى از امام رضا(ع)
 
 على بن شعيب، يکى از شاگردان با استعداد و لايق آن حضرت، مي گويد: روزى به ديدار امام رضا(ع) رفتم، از من پرسيد: يا على! چه کسى از نظر زندگى بهترين مردم است؟ جواب دادم: اى سرور و آقاى من! شما به اين مطلب از من داناتريد. بعد از آن فرمود: «يا على، مَنْ حَسَّنَ مَعاشَ غَيْرِهِ فى مَعاشِهِ.»؛ کسى که امور زندگى ديگران را از طريق امورِ زندگى خويش نيکو مي گرداند. و سپس ادامه داد: مي دانى چه کسى از نظر زندگى از همه مردم بدتر است؟ جواب دادم: شما داناتريد. فرمود: کسى که ديگران از زندگى او بهره اى ندارند.