تدبیر امام علیه السلام در برابر دسیسه ها
14 بازدید
تاریخ ارائه : 9/11/2013 7:12:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام هر چند از روی ناگریز و به منظور حفظ مصالح برتر اسلام و مسلمانان ، ولایتعهدی را پذیرفت ، ولی این به معنای تسلیم فرو گذاردن رسالت و وظیفه امامت نبود ، بلکه آن حضرت مانند همه امامان تقیه را وسیله ای برای حفظ موجودیت و دست یابی به زمینه های مساعد و نشر افکار صحیح می دانست

اگر بخواهیم نگاهی گذرا به سرفصل های این تدبیر امام علیه السلام داشته باشیم ، باید موارد زیر را یاد کنیم

-  آموزه های عمومی آن حضرت برای شیعیان و مرتبطان با اهل بیت علیه السلام در زمینه مسائل اعتقادی و سیاسی

- تأیید شیوه زندگی سیاسی و دینی امامان پیشین و استمرار آن

-  خروج مدینه ، همراه با اکراه و اظهار نگرانی، به همراه نداشتن خانواده ، ترغیب خانواده به مرثیه سرایی هنگام حرکت امام علیه السلام از مدینه به سوی مرو ، خداحافظی با مرقد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با شیوه ای خاص که نارضایتی و ناگریزی امام را از پذیرش فرمان مأمون می رساند

- روایت تاریخی امام در نیشابور که مسئله امامت و رهبری اهل بیت را شرط کلمه توجید دانسته و در آشکارترین مطرح کرده است.

-  رد پیشنهاد های مأمون و انکار امام از پذیرش خلافت و ولایتعهدی در طول دو ماه پافشاری مأمون(15)

- خبر دادن از عمر کوتاه خود و اطمینان به بهره نگرفتن از ولایتعهدی

-  مشاهده نشدن آثار خشنودی در سیمای علیه السلام پس از تحمیل ولایتعهدی بر آن حضرت و اظهار غم و اندوه در موقعیت های مناسب(16)

-  پیش شرط های امام برای پذیرش ولایتعهدی مبنی بر این که آن حضرت در هیچ امر حکومتی نظر ندهد و در هیچ عزل و نصبی دخالت نکند(17)

-          نوع زندگی و مشی اجتماعی و ارتباطات مردمی امام در طول مسیر مدینه تا مرو وپس از مسئله ولایتعهدی و جلب نظر مردمان نسبت به مراتب علم و عمل و زهد و معنویت و اخلاق آن حضرت

- جلوه علمی مام در مناظره ها و مباحثه های بزرگ بین ادیان

-برگزاری نماز عید با شیوه و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و تأثیر عمیق آن مردم و کارگزاران حکومت مأمون

- ارتباط با شیعان و ارائه رهنمودهای لازم به ایشان و افشای چهره مأمون برای آنان

مجموعه این تدابیر و عوامل سبب گردید تا امام بر خلاف پندار مأمون ، بیش از بیش در میان مردم شناخته شود و محبوب قلب ها واقع گردد و در فاصله ای نه چندان طولانی، مأمون از ترفند سیاسی خود احساس نارضایتی کند و در اندیشه محدود کردن امام و حتی از بین بردن آن حضرت فرو رود.