اخلاق رضوی
39 بازدید
تاریخ ارائه : 9/14/2013 10:15:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

- حلم :

در آشنايي وشناخت با‏ حلم آن حضرت ، شفاعت او در نزد مامون و در حق جلودى كافى است. جلودى كسى بود كه به امر هارون رشيد به مدينه رهسپار شده بود تا لباس زنان آل ابو طالب را بگيرد و بر تن هيچ يك از آنان جز يك جامه نگذارد. وى همچنين بر بيعت مردم با امام رضا (ع) انتقاد كرد. مامون او را به حبس افكند و بعد از آن كه پيش از وى دو تن را كشته بود او را خواست. امام رضا (ع) به مامون گفت: اى امير مؤمنان! اين پيرمرد را به من ببخش !جلودى گمان برد كه آن حضرت مى‏خواهد از وى انتقام گيرد پس مامون را سوگند داد كه سخن امام رضا (ع) را نپذيرد. مامون هم گفت: به خدا شفاعت او را درباره تو نمى‏ پذيرم و دستور داد گردنش را بزنند.

- تواضع و فروتني :

در خصوص صفات و اخلاق آن حضرت از قول ابراهيم بن عباس نقل شده كه گفت: چون امام رضا (ع) تنها بود و براى او غذا مى‏آوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفره‏اش مى‏ نشاند و با آنها غذا مى‏خورد. هم چنين از ياسر خادم نقل شده كه گفت: چون آن حضرت تنها مى‏شد همه خادمان و چاكران خود را جمع مى‏كرد، از بزرگ و كوچك، و با آنان سخن مى‏ گفت. او به آنان انس مى‏گرفت و آنان با او.

كلينى در كافى به سند خود از مردى بلخى روايت مى‏كند كه گفت : با امام رضا (ع) در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سيه چرده خود را نيز بر سفره خود نشاند.

يكى از يارانش به او عرض كرد: اى كاش غذاى اينان را جدا مى ‏كردى. فرمود : پروردگار تبارك و تعالى يكى است و پاداش ها بسته به اعمال و كردارهاست.

- حسن خلق :

از ابراهيم بن عباس نقل شده كه گفت : امام رضا (ع) هرگز به هيچ كس با سخن جفا نكرد و كلام كسى را نبريد تا مگر شخص از گفتن باز ايستد و حاجتى را كه مى‏ توانست‏ برآورده سازد رد نمى‏ كرد. پاهايش را دراز نمى ‏كرد و هرگز روبه ‏روى كسى كه نشسته بود ، تكيه نمى ‏داد و هيچ كس از غلامان و خادمان خود را دشنام نمى‏ داد. هرگز آب دهان بر زمين نمى‏ افكند و در خنده ‏اش قهقهه نمى‏ زد، بلكه تبسم مى ‏نمود.

كلينى در كافى به سند خود نقل كرده است :  مهمانى براى امام رضا (ع) رسيد، امام در كنار مهمان نشسته بود و با وى سخن مى‏گفت كه ناگهان وضع چراغ تغيير كرد. مرد مهمان دستش را دراز كرد تا چراغ را درست كند ولى امام او را از اين كار بازداشت و خود به درست كردن چراغ پرداخت و آن را درست كرد. سپس فرمود: ما قومى هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمى‏گيريم.

- سخاوت :

روزي يكى از شاعران به نام ابراهيم بن عباس صولى به خدمت حضرت آمد و امام به او ده هزار درهم داد كه نام خودش بر آن ضرب شده بود. همچنين آن حضرت به ابو نواس سيصد دينار جايزه داد و چون جز آن، مال ديگرى نداشت استر خويش را هم به وى بخشيد. و نيز به دعبل خزاعى ششصد دينار جايزه داد و با اين وجود از وى معذرت هم خواست.

در مناقب از يعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه گفت: مردى به ابو الحسن رضا (ع ) برخورد كرد و گفت: به قدر مردانگى‏ ات بر من ببخش. امام گفت: به اين مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: اين قدر دارم. سپس فرمود: اى غلام دويست دينار به او بده.

همچنين در مناقب از يعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه امام رضا (ع) تمام ثروت خود را در روز عرفه تقسيم نمود. پس فضل بن سهل به وى گفت: اين ضرر است. امام فرمود: بلکه سود و بهره است ، چيزى را كه پاداش و كرامت‏ بدان تعلق مى‏ گيرد ضرر محسوب مكن .

- صدقه پنهاني :

از ابراهيم بن عباس صولى نقل شده است كه گفت: امام رضا (ع) بسيار نكويى مى‏ كرد و در نهان صدقه مى‏ داد و بيشتر اين عمل را در شبهاى تاريك به انجام مى ‏رساند