چرا نماز بخوانم؟
22 بازدید
تاریخ ارائه : 9/25/2013 10:45:00 AM
موضوع: علوم تربیتی

جهان مجموعه اي از آيات و نشانه هاي عظمت حضرت حق تعالي مي باشد که همه براي بهره مندي انسان به وجود آمده اند و زماني انسان مي تواند از نعمات هستي به خوبي بهره مند شود که هدف از خلقت را درک کرده و به نظام و قوانين توحيدي پاي بند باشد.

از آنجا که انسان يک موجود فوق العاده و برخوردار از روحياتي است که مي خواهد همه ي دنيا را در قبضه ي خود درآورد؛ لذا حضرت حق تعالي براي او نسخه هايي پيچيده تا آن روحيات را تنظيم کرده و آدمي را با خودش همراه و هماهنگ سازد و اولين نسخه بعد از معرفت الله، نماز است. چرا که نماز زنده نگه داشتن ياد خدا در دلها است، و با نماز همه چيز رنگ الهي پيدا مي کند مشروط بر اينکه نماز، نماز باشد. چون نماز ظاهري دارد و باطني.

همه ي دستورات الهي از جمله نماز داراي حکمت و راز و رمزي است که بايد به آن ها توجه شود، تا اهداف خداوند محقّق گردد.

وضو و شروع صعود

اگر دقّت شود وضو از مقدمات نماز است که پاکيزگي و نورانيت را به ارمغان مي آورد، مشروط بر اينکه آب وضو غصبي نباشد و يا در ملک غير بدون اجازه وضو گرفته نشود، هم چنين بايد توجه داشت که مکان و لباس نمازگزار و حتي نخي از آن نبايد مال غصبي باشد و اين اولين درسي است که نه تنها در نماز، بلکه بايد در تمام امور زندگي جاري و ساري باشد تا حقوق مردم رعايت شود در غير اين صورت نماز باطل خواهد بود.

اذان دعوت نامه ي رستگاري

دومين مقدّمه، اذان و اقامه است. با گفتن اين اذکار زمينه ي مناسبي براي گفت و گو با خدا فراهم مي شود. قلب نمازگزار با مرور اين مفاهيم بلند، آمادگي و تمرکز لازم را کسب مي کند تا عظمت کاري را که مي خواهد به آن بپردازد، درک نمايد. به عنوان مثال با ذکر حي علي الفلاح و حي علي خير العمل در مي يابد، که نماز مايه ي رستگاري است.

نماز، ياد خداست

يکي از هنرهاي زيباي بندگان شايسته خدا، نگه داشتن دل هنگام نماز است. مناجات با خدا با تمام وجود در طول چند دقيقه، اراده بلند مي خواهد. بسياري از ما بعد از سال ها نماز خواندن، معترفيم کمتر به ياد داريم که نمازي سراسر حضور را تجربه کرده باشيم. يادمان باشد که پيامبر اکرم (ص) فرمودند: «نماز ستون دين است» و اينکه قبولي همه اعمال انسان بستگي به قبولي نماز دارد و در قيامت اولين سؤال در مورد نماز است. و همان مقدار از نماز قبول مي شود که دل متوجه ياد خدا بوده است.

قيام، ادب حضور

نمازگزار با ايستادن مقابل قبله، خود را در محضر خدايي مي بيند که او را آفريده است. خود را آماده کرده است تا از خداوندي تشکر کند که آسمان ها و زمين را رام و فرمانبر انسان قرار داده است. او به زيارت خداوند مي رود. تمام قامت مقابل او مي ايستد و با درک عظمت خداي بي همتاي عالم، ناخودآگاه شانه هايش فرو مي افتد و دينداري اش در ادب او نمود مي يابد و همچون امام حسن (ع) بهترين لباسش را بر تن مي کند. جامه ي تقوايش را با رايحه ي اخلاص معطر مي کند و در زيارتگاه عشق به جمع بندگان خدا مي پيوندد؛ تا به آيه ي «خذوا زينتکم عند کل مسجد» عمل نمايد.

پيش از آن، سفارش جبرئيل را عملي مي سازد؛ محل شکفتن اذکار و اوراد الهي را از آلودگي ها پاک مي کند تا سيره ي حضرت رسول اکرم (ص) در مسواک زدن را پيروي کرده باشد. او با اين آمادگي سايه ي رحمت خداوندي را بيش از پيش احساس مي کند وقتي که مي فهمد: « با عطر، ثواب نمازش هفتاد برابر شده است».

چه لذتي دارد حضور در چنين اجتماع با شکوهي که به نور اخلاص و زينت ظاهر آراسته شده اند.

نيت، همراهي با خدا

با شنيدن بانگ «قد قامت الصلوه» خبر مي رسد که عن قريب، کاروان بنده گان خدا به سوي عرش حرکت مي کند و نبايد از اين قافله عقب ماند، خودش را آماده مي سازد، با نيتي خالصانه و عاشقانه که خدايا آمده ام تا فرمان تو را اجرا کنم و با تو همراه باشم؛ اگر کوچک ترين غفلت و انحرافي( مثل ريا و خود نمايي) در اين حرکت آغازين باشد، کاروان مي رود و تو بر جا مي ماني، ظلمت ريا تو را زنداني مي کند، ذکر «الله اکبر» بانگ رحيل است براي فراموشي متاع کم ارزش دنيا و دل بستن به قيومي که تو را نظاره مي کند. و اين هم درس ديگري است براي زندگي توحيدي که همه ي اعمال انسان بايد در راستاي رضاي حضرت حق باشد تا جاودانه بماند و الا فناپذير خواهد بود و به حساب نخواهد آمد.

اتصال با خدا

نماز گفت و گويي بين خلق و خالق است؛ در سوره ي حمد ما با خدا راز و نياز داريم و در سوره ي توحيد خدا با ما سخن مي گويد. اگر در اين گفتمان با زبان دل با او سخن بگوييم و گوش جان دهيم؛ به فرموده حضرت زهرا (س) از زندان کبر و خودبيني رهايي يافته و آنگاه خود را ارزشمند و در بزرگراه صراط مستقيم خواهيم ديد.

زيباترين کلمات

وقتي انسان در يک شبانه روز حداقل هفده مرتبه خدا را با تمرکز و حضور قلب مورد خطاب قرار مي دهد و با گفتن الله اکبر مي رساند که خدايا غير از تو تمام هستي در نظرم کوچک است و تنها تو قابل پرستش و ستايش مي باشي و با گفتن الحمد لله رب العالمين مي رساند که مديريت جهان هستي به دست تو است و تويي که احاطه به همه هستي داري، عزت ها و ذلت ها و شدن ها و نشدن ها همه به دست تو است و تو نه تنها مالک دنيايي که مالک يوم الدين هم هستي، با تمام وجود ميگويد "اياک نعبد و اياک نستعين" "خدايا تنها تو را عبادت مي کنم و از تو هم ياري مي خواهم" وقتي همه از آن توست و هر گره اي تو اراده کني باز مي شود، پس به غير تو توسل پيدا کردن بيهوده است.

در دنيايي که همه بدنبال منافع خودشان هستند، چاره جويي و درخواست صراط مستقيم از غير خدا نيز گمراهي است. لذا در نماز از خداوند مي خواهيم که ما را همسو و همراه با صالحين و قبول شدگان درگاهت قرار بده نه با گمراهان و ضالين.

بنابراين نماز با توجه، به انسان بصيرت مي دهد و ما را در دو راهي ها هدايت مي کند. "ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنکر" نماز بازدارنده زشتي هاست. افراد نمازگزار کم تر پاي شان به محاکم قضايي مي رسد.

نياز به درگاه بي نياز

بايد دانست که مراد از فرمان خدا به اقامه نماز، حظ و بهره بردن خداوند نيست بلکه سود اين عبادت براي خود انسان و مفيد براي جامعه است. خداوند در سوره ي توحيد اين مفهوم را يادآور شده و خطاب به نمازگزار مي فرمايد: بگو " الله الصمد "من تنها کسي هستم که بي نيازم و احدي را همتاي من ندان .

ارتباط متقابل

قنوت حالت خاصي براي اظهار خضوع و تحکيم عبوديت با خدا و دعا نمودن است، خداوند به بنده اش رخصت داده تا در حين مناجات با او، مشکلات خودش را با او در ميان بگذارد تا ضعف ها تبديل به قوت شود، نه تنها براي خودش که براي همه ي ذوي الحقوق، خانواده، فاميل، همسايگان، دوستان، جامعه مسلمين. اين رخصت علاوه بر درس مهرورزي، عزت و سربلندي و ارتباط متقابل بين خالق هستي و انسان ضعيف را به ما مي آموزد. از ديگر سو به ما مي آموزد که انسان هر مقدار هم که قوي باشد بايد با زير دست خود ارتباطي متقابل و کريمانه داشته باشد.

نهايت خضوع

وقتي انسان براي چنين خدايي سر تعظيم و تواضع فرود آورد به رکوع رود و ذکر "سبحان ربي العظيم و بحمده" را به زبان جاري کند، بالاتر به سجده رود و پيشانيش را روي خاک نهاده و ذکر سبحان ربي الاعلي و بحمده را بگويد، ديگر حاضر نخواهد شد براي هر موجودي تواضع و فروتني کند، زنده باد يا مرده باد بگويد؛ مگر آن که او را از اهل ايمان و انساني موحّد بداند.

ذکر تشهد نيز اقرار بر همين مفهوم است که بندگي و عبادت تنها بايد براي خدا باشد و الا انسان از جرگه موحدين خارج مي شود. ( اگر پيامبر خاتم حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم تا عرش اعلي عروج نمود و عزيزترين فرد جهان نزد خدا قرار گرفت؛ براي اين بود که متواضع ترين فرد جهان نزد خدا به شمار آمد).

سلام

اگر شروع نماز با ذکر الله اکبر است، پايانش درود و سلام و رحمت و برکت براي کساني است که واسطه ي فيض الهي بوده و براي هدايت بشري، خالصانه تلاش کرده اند و در راه اعتلاي کلمه الله لحظه اي درنگ نکرده اند. در اين راه از خون خود و اهل بيتشان نيز گذشته اند. سلام به اين بزرگواران تکريم از بنده گان شايسته اي است که براي روشن نگه داشتن نور خدا جان فشاني کرده اند و به امامت ايشان است که مي توان به ساحل نجات رسيد. آري سلام هاي پاياني نماز پهلو گرفتن در ساحل نجات و پيوستن به بندگاني است که مهمان خوان رحمت الهي اند.

خروجي نماز

چنين نمازي مي تواند ما را پالايش سازد و وابستگي ما را به رب الارباب مستحکم نمايد و رفتارهاي ما را توحيدي کند، تا صادقانه به خدا بگوييم:

انَّ صَلاتي و نُسُکي و مَحيايَ وَ مَماتي لِله رَبِّ العالَمينَ (انعام-162)

خدايا نماز و عبادت هايم، رفتار و زندگي و مرگم، همه و همه براي توست و احدي را جز تو سزاوار پرستش نمي دانم. همه ي حرکت ها و برنامه هايم را به حول و قوه ي تو انجام مي دهم.

شروع سقوط

حال اگر انسان نخواهد به اين نسخه عمل نمايد و اين فريضه الهي را «که همه هستي به شکلي انجام مي دهند» انجام ندهد يعني از ذکر و ياد خدا غافل شود، ثمره اش غفلت و فراموشي از انسانيت خود خواهد شد، زيرا خدا فرموده: يا ايها الذين آمنوا لا تکونوا کالذين نسوا الله فانسهم انفسهم. زماني که انسان نخواهد تحت فرمان خدا و ولايت او باشد بايد بداند که تحت فرمان شيطان و ولايت او و طاغوتيان و سلطنت طلبان و شهوت پرستان درآمده است و چنين انساني به مرور زمان بر جرگه هوسرانان و دنياطلبان پيوسته و از دايره انسانيت خارج شده، چنانچه پيامبر اکرم (ص) در حديثي فرموده: هر کس نماز را ضايع کند شيطان بر او جرأت پيدا کرده و او را ساقط مي نمايد.

لذا از دعاهاي امام سجاد (ع) اين بود که خدايا هر گاه شيطان خواست به سراغ من آيد و من را چراگاه خود قرار دهد جانم را قبضه نما.

براي همين است که نخستين دستور الهي به پيامبران، اقامه نماز است.

"اقم الصلوه لذکري" بر پا داريد نماز را تا ياد من باشيد

فلسفه ي نماز براي ياد خدا بودن است. و براي همين است که خداوند به مسلمين مي فرمايد: هر زماني به قدرت و حکومت رسيديد، نماز را اقامه نماييد. ان مکّنّاهم في الارض اقاموا الصلوه (حج-41)

برکات دوستي با خدا

به راستي چه فرمولي است که بتواند ظرف چند دقيقه، اين همه آموزش و آثار و برکات را به همراه داشته باشد؟ درس هايي چون ايستادن مؤدبانه، همراهي با موحّدان در جهت گيري به سوي قبله اي واحد، تکلم عارفانه با معبود، دستيابي به استقلال و عزت ماندگار، بصيرت قرآني در تعامل با مردم، تکيه کردن بر قدرت بي نظير الهي، دشمن ستيزي با دشمنان اسلام، همراهي با بنده گان صالح خدا، رهايي از دام هاي شيطان، گريختن از گرداب تکبر و خودمحوري، گريز از تنهايي و دل مرده گي و پيوستن به خيل بنده گان اميدوار و تلاشگر، رعايت حقوق مردم و قناعت به اموال خود، رعايت پوشش و عفاف اسلامي، عدم اختلاط با نامحرم، لذت آرامش و تقرب الهي در کنار ديگر مؤمنان، نپوشيدن لباس فاخر ابريشمي و طلا و زندگي همسان با مردم، رعايت حقوق همسايگان، تکريم بنده گان خدا و راه يافتن به بهشت جاودانه الهي.

تاکيد مي شود؛ زماني نماز سودمند است که انسان با تمام وجود و برنامه هايي که گفته شد وارد نماز شود، خواست خدا، اقامه نماز است نه قرائت نماز.

همانطور که در سوره مؤمنون آمده رستگاري، در نمازي است که در آن خشوع باشد، بازدارنده از لغو و زشتي ها باشد. عامل زکات و کمک کننده ي ضعفا باشد. موجب عفت و پاک دامني باشد. عامل به وفاي عهد و امانت دار باشد.

اولين نماز

در کتاب علل الشرايع جلد 2 صفحه 334 از مرحوم صدوق آمده است مجموعه ي نماز،  از قيام تا رکوع و سجود و تشهد حتي وضو همه در هنگام معراج حضرت پيامبر اکرم (ص) در عرش و در برابر خداوند متعال با آموزش جبرئيل صورت گرفته است (اگر چه انبياء گذشته و پيروان شان همه اهل عبادت بودند، اما شکل عبادت آنان متفاوت بوده است) و اولين نماز را حضرت پيامبر اکرم (ص) انجام داده است.

جمع خواني چرا؟

اگر چه راز و نياز با دوست در خلوت و تنهايي بهتر صورت مي گيرد و بهترين موقعيت قبل از اذان صبح است، اما تاکيد شده در صورت امکان بايد نمازهاي يوميه در مساجد و خانه هاي امن الهي صورت گيرد تا تجمعي از مؤمنين به وجود آيد و حضور جمعيت باعث آشنايي مسلمانان با يکديگر شده تا از احوال هم باخبر شوند. مسجد مي تواند به عنوان يک پايگاه اطلاع رساني و گره گشايي از زندگي جامعه ي مسلمين باشد و براي همين است که گفته شده اگر نماز جماعتي به ده نفر برسد جز خداوند متعال کسي ثواب آن را نمي تواند احصا نمايد.

در حديثي آمده است که وقتي پيامبر اکرم (ص) اوصاف و برکات نماز در مسجد را بيان نمود، شخصي سؤال کرد: «يا رسول الله! من که نابينايم چه کار کنم؟» حضرت فرمودند: «از خانه تا مسجد ريسمان ببند و با کمک آن در نماز جماعت حضور پيدا کن».

ظاهرا تدبير چنين است که حضور مردم در مساجد محلّه علاوه بر انجام نماز براي کارگشايي و حل مشکلات محل نيز مي باشد. حضور مردم در روزهاي جمعه براي اقامه ي نماز جمعه در مصلاي بزرگ شهر علاوه بر اقامه ي نماز جمعه، براي حل مشکلات شهري و کشوري است، و حضور سالانه ي مسلمين جهان در مکه و مسجد الحرام علاوه بر برگزاري مراسم حج، براي رفع مشکلات جهان اسلام و کشورهاي اسلامي است.

بنابر اين اگر اقشار مختلف جوامع اسلامي گرفتار عقب مانده گي شده اند، به دليل بي توجهي به دستورات الهي است.

يکتا پرستي که تنها دغدغه اش اعتلاي کلمه ي توحيد در گستره ي هستي بود، حضرت ابراهيم(ع) بود که فرمود: «رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي ربنا و تقبل دعاء » (ابراهيم-40)

پروردگارا! مرا و ذريه ام را برپا دارنده نماز قرار ده و دعايم را بپذير.