اگر خشم را کنترل نکنی، شیعه نیستی
14 بازدید
تاریخ ارائه : 9/30/2013 10:32:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

اگر خشم را کنترل نکني، شيعه نيستي

غضب يكي از غرايز انساني است و بهره هاي فراواني براي انسان دارد و در دفاع از هويت و باورها و فرهنگ او نقش مهمي ايفا مي كند.

سه گروه متفاوت

در واقع انسان ها را مي توان در مورد اين حالت نفساني، به سه گروه تقسيم كرد:

دسته اول: انسان هايي كه در هنگام غضب افراط مي كنند و از حد و مرز ايمان بيرون مي روند. اين گونه اشخاص همواره گرفتار اعمال ناپسند خود هستند و بسا كه پشيماني هم سودي به حالشان نخواهد داشت.

دسته دوم: افرادي هستند كه اساساً خشمگين نمي شوند و اصلا قوه غضبيه خود را به كار نمي گيرند و در جاهايي كه حتي شرع و عقل هم براي آنان خشم را لازم دانسته است، به هيچ وجه حركتي ندارند. اينان نه تنها عملي ناپسند انجام مي دهند، بلكه از افراد عصباني بدترند و افرادي بي غيرت و بي هويت تلقي مي شوند.

دسته سوم: كساني كه براساس كمال وجودي خود هرگاه خشمگين شوند، از مرز اعتدال خارج نمي شوند. اينان با ايمان راسخ و اعتماد به نفسي كه دارند، هنگام بروز حالت خشم بر وجودشان تسلط كامل دارند و تمام اعضا و جوارح آنان تحت فرمان عقل و ايمانشان قرار دارد.

خداوند متعال يكي از مهم ترين ويژگي هاي انسان هاي الهي و پارسا پيشه را كظم غيظ و عفو از مردم مي شمارد و مي فرمايد:

«وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (آل عمران.134) ؛ مومنان در هنگام عصبانيت خشم خود را فرو مي برند و ازخطاي مردم در مي گذرند و خدا نيكوكاران را دوست دارد.» «كظم» در لغت به معني بستن سر مشكي است كه از آب پر شده باشد و به طور كنايه در مورد كساني كه از خشم و غضب پر مي شوند ولي از اعمال آن خودداري مي نمايند، به كار مي رود.

«غيظ» به معني شدت غضب و حالت برافروختگي و هيجان فوق العاده روحي است، كه بعد از مشاهده ناملايمات به انسان دست مي دهد.

حالت خشم و غضب از خطرناک ترين حالات انسان است و اگر جلوي آن رها شود، در شكل يک نوع جنون و ديوانگي و از دست دادن هر نوع كنترل اعصاب خودنمايي مي كند و موجب مي شود كه بسياري از جنايات و تصميم هاي خطرناك از انسان صادر شود كه انسان يك عمر بايد كفاره و تاوان آن را بپردازد. 

امام صادق عليه السّلام فرمود: «اي شيعيان آل محمّد، بدانيد که هر کس هنگام خشم، خود را نگه ندارد و در مصاحبت و همنشيني و همراهي و همسايگي، برخوردِ پسنديده اي نداشته باشد از ما نيست.»

با ديدن سفارش هاي فراوانِ اوليا و انبيا و حکيمان و مصلحان اجتماع به عفو و گذشت، به طور طبيعي از خود مي پرسم: چرا عفو، امري ارزشمند است؟ در پاسخ بايد گفت: علت اين ارزشمندي آن است که بازتاب هاي مثبت فراواني در عرصه هاي فردي و اجتماعي دارد.

انسانِ بي گذشت، نه تنها آسايش زندگي از او و ديگران سلب مي شود بلکه گرفتار بسياري از گناهان و لغزش ها مي شود که گاه تا ابد در آتش ندامت آن خواهد سوخت، از همين رو در روايات معصومين عليهم السّلام، عفو و مدارا، در رديف ورع و تقوا ذکر شده که همانند سپري در برابر گناهان عمل کرده است؛ حتي فرموده اند که بدون عفو و مدارا، هيچ عمل نيکي به کمال خود نمي رسد.

قهر و جدايي دو مسلمان- که نتيجه بي گذشتي است- حتي مانع قبول شدن اعمال نيک ديگر نيز مي شود، چنان که رسول خدا صلّي الله عليه و آله به ابوذر فرمود: «اي ابوذر، از جدايي و ترک برادرت بپرهيز که در اين حال، عمل نيکي قبول نمي شود» .1

نکته دوم در ارزشمندي عفو و گذشت اين است که عفو، موجب تقويت اتحاد و همبستگي و ايجاد الفت و محبت ميان افراد جامعه مي شود. اسلام روا نمي دارد که دو فرد با ايمان- جز زماني اندک- در قهر و جدايي به سر ببرند. 

امام باقر عليه السّلام مي فرمايد: «هر گاه دو مۆمن، بيش از سه روز، پيوند خود را بگسلند، روز سوم از هر دوي آن ها بيزاري مي جويم. عرض شد: اين در مورد ستمگر است، اما مظلوم چه گناهي دارد؟ فرمود: چرا مظلوم، نزد ظالم نمي رود و به او نمي گويد: من ستم کردم (و مقصّر من بودم) تا صلح و آشتي برقرار شود؟».2

آنان که در زندگي اجتماعي خود، شيوه اي جز خشونت و دفع ندارند، از جرگه شيعيانِ واقعي خارجند.

امام صادق عليه السّلام فرمود: «اي شيعيان آل محمّد، بدانيد که هر کس هنگام خشم، خود را نگه ندارد و در مصاحبت و همنشيني و همراهي و همسايگي، برخوردِ پسنديده اي نداشته باشد از ما نيست.»3

با توجه به نکته هاي فوق است که پي مي بريم انسان عاقل و متعادل بايد ديگران را عفو کند و از روحيه گذشت، برخوردار باشد .



پي نوشت ها :

1. وسائل الشيعه، ج8، ص587.

2. همان، ج8، ص586.

3. همان، ص402.