بخشنده علم و خوبی
25 بازدید
تاریخ ارائه : 10/6/2013 9:43:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

ابو جعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده‌گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است، مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا عليه السلام و مادرش ريحانه از مردم نوبي (شمال سودان) است در سال 195 هجري قمري در مدينه به دنيا آمده و در سال 220 هجري قمري در بغداد به شهادت رسيدند مرقد آن حضرت در کاظمين کنار مرقد امام موسي کاظم عليه السلام قرار دارد.

آغاز دوران امامت

امام جواد عليه السلام در سال 203 هجري قمري پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام رضا عليه السلام در سن هشت سالگي، به امامت رسيدند. دوران هفده ساله امامت ايشان با حکومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي که امام رضا عليه السلام به دعوت مأمون از مدينه به توس رفتند امام جواد عليه السلام که کودک بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا عليه السلام در مدينه ماندند و در سال 202 هجري قمري براي ديدار پدر به مرو رفته و سپس به مدينه بازگشتند.

امام در بغداد

پس از شهادت امام رضا عليه السلام مأمون به بغداد رفت. او که از کمالات علمي و معنوي امام جواد عليه السلام آگاهي داشت امام عليه السلام را از مدينه به بغداد منتقل نمود. اما دولتمردان حکومت عباسي و اطرافيان مأمون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنکه مأمون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد عليه السلام در آورد. مأمون در بغداد مجلس بحثي ميان آن حضرت و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. در اين مجلس، امام به پرسشهاي علما و دانشمندان پاسخ گفت و ميزان دانش و علم ايشان برهمگان آشکار شد.

ميراث علمي امام جواد عليه السلام

به طور معمول، پس از رحلت هر امام، تا مدتي به دليل مشکلاتي که پيش مي آمد، ارتباط شيعان با امام بعدي بسيار محدود مي شد. حتي وکلاي امام پيشين هم که در بلاد اسلامي حضور داشتند برقراري ارتباطشان با امام با دشواريهايي مواجه مي‌گشت در آغاز امامت امام جواد عليه السلام کمي سن آن حضرت نيز مشکلي بر مشکلات ديگر افزوده بود و تا زماني که شک و ترديد شيعيان بر طرف شود، مدتي به طول انجاميد. در نص ديگري آمده که امام تا ده سالگي امامت خويش را مخفي مي‌داشت. اين خود دليل ديگري بر پيچيدگي برقراري ارتباط ميان او وشيعيانش بود. از سوي ديگر حکام نيز سخت‌گيريهايي در اين زمينه اعمال مي‌کردند که برقراري ارتباط را به ميزان بسيار زيادي مشکلتر مي‌کرد؛ در نتيجه شيعيان نمي‌توانستند آزادانه با امامشان آمد و شد داشته باشند. ساده‌ترين و کم مشکل‌ترين راه ارتباط نگاشتن نامه به امام و دريافت جواب آن بود؛ لذا از امام جواد عليه السلام به بعد و حتي پيش از‌ آن از زمان امام رضا عليه السلام شيعيان از طريق نامه نگاري با امام خود ارتباط داشتند.

وانگهي امام جواد عليه السلام هنوز 25 سال  از عمرش نگذشته بود که رحلت فرمود. کوتاه بودن عمر آن حضرت، سبب شد تا زمينه بسط روابط با شيعيانش کمتر به وجود آيد. در عين حال، علاوه بر مطالبي که درباره اصحاب و يا کتب آنها از امام جواد عليه السلام روايت شده بيش از دويست و بيست حديث پيرامون مسائل مختلف اسلامي از آن حضرت در دسترس ما قرار دارد نيز گفتني است که  تعداد يکصد و بيست نفر ، احاديث صادره از آن حضرت را روايت کرده‌اند.

شيخ طوسي يکصد و سيزده تن از روايان حديث امام جواد عليه السلام را برشمرده است. از اين مقدار حديث که از آن امام نقل شده، مي‌توان به عظمت علمي و احاطه او بر مسائل فقهي، تفسيري و عقديتي و نيز دعا و مناجات پي برد، چنان که در لابلاي کلمات قصار، زيبايي که از آن حضرت برجاي مانده، کملات اخلاقي وي بخوبي نموار است.

بخشي از کلمات قصار امام را ابن صباغ مالکي درالفصول المهمه آورده است؛ چنانکه در تحف العقول و مصادر ديگر نيز از اين دست کلمات فراوان يافت مي‌شود بخش عمدة روايات فقهي امام را بايد  در نامه‌هايي که در پاسخ اصحاب بلاد مختلف اسلامي فرستاده‌اند جستجو کرد.

برخورد با فرقه‌هاي مختلف

امام جواد عليه السلام در برابر فرقه‌هايي که در دوران آن حضرت وجود داشتند، شيعيان خود را از اين نظر که اين فرقه‌ها چه مواضعي در مقابل آنان به خود گرفته‌اند راهنمايي مي‌فرمود. يکي از اين فرقه‌ها اهل حديث بودند که مجسمي مذهب بوده و خدا را جسم مي‌پنداشتند. امام دربارة آنان به شيعيان مي‌فرمود که اجازه ندارند پشت هر کسي  که خدا را جسم مي‌داند نماز گزارده و به او زکات بپردازند.

واقفه، يکي ديگر از فرقه‌هاي موجود انشعابي از شيعه در زمان امام جواد عليه السلام بود که به صورت مشکلي در مقابل شيعيان مطرح شده بود آنان کساني بودند که پس از شهادت امام کاظم عليه السلام بر آن حضرت توقف کرده و امامت فرزندش علي بن موسي الرضا عليه السلام را نپذيرفتند وقتي از امام دربارة خواندن نماز پشت سر واقفي مذهبان سئوال شد، آن حضرت در جواب، شيعيان خود را از اينکار نهي کردند.

زيديه نيز فرقه‌اي بود منشعب از شيعه که دشمني زيديه با اماميه بر امامان عليه السلام سبب موضع‌گيري تند ائمه در برابر آنها شد؛ چنانکه در روايتي از امام جواد عليه السلام واقفيه و زيديه مصداق آيه: وجوه يومئذ خاشعه عامله ناصبه خوانده شده و در رديف ناصبي‌ها قرار گرفتند.

غلات نيز به سبب آن که در بدنام کردن شيعه سهم بسزايي داشتند مورد تنفر امامان بودند خطر اينها براي شيعيان بسيار جدي بود؛ زيرا آنها به نام امامان عليه السلام رواياتي را جعل کرده و بدين وسيله شيعيان را که پيرو ائمه عليه السلام بودند به انحارف مي‌کشاندند.

امام جواد عليه السلام دربارة ابوالخطاب که از سران غلات بود، فرمودند: لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و کساني که دربارة لعن بر او توقف کرده و يا ترديد کنند آنگاه امام به ابوالغمر، جعفر بن واقد و هشام بن ابي هاشم اشاره کرد و پس از تذکر دربارة بهره‌گيري آنها از ائمه عليه السلام به منظور بهره‌کشي از مردم، آنان را در رديف ابوالخطاب دانستند؛ حتي در روايتي به اسحاق انباري فرمودند: دو تن از غلات به نامهاي ابوالمهريو ابن ابي الزرقاء ـ که خود را سخنگويان امامان عليه السلام قلمداد مي‌کردند به هر طريقي هست بايد کشته شوند. اسحاق در صدد اجراي دستور امام بود، ولي آن دو از دستور امام مطلع شده و خود را از ديد اسحاق مخفي کردند. دليل اين تصميم امام نقش بسيار حساس آنان در منحرف ساختن شيعيان ذکر شده است.

ارتباط شيعيان ايران با امام جواد عليه السلام

شيعيان امامي در سرتاسر بلاد اسلامي زندگي مي‌کردند بسياري از آنان در بغداد مدائن و سواد عراق و عده‌اي نيز در ايران و يا ساير نقاط کشورهاي آن روز بسر مي‌بردند. اينها علاوه بر ارتباط از طريق وکلاي آن حضرت در ايام حج نيز در مدينه با امام ديدار مي‌کردند.

در روايتي آمده است که يک نفر از شيعيان خراسان خدمت امام جواد عليه السلام مشرف شده است.

روايت ديگري از حربن عثمان همداني حاکي از آن است که گروهي از شيعيان ري به محضر آن حضرت شرفياب شدند تا آنجا که مي‌دانيم همواره شيعياني در ري زندگي مي‌کردند که به طور مرتب و به مرور زمان بر تعدادشان افزوده شده است.

قم نيز يکي از مراکز مهم شيعيه بوده و در دوران امام جواد عليه السلام، شيعيان آن ديار با حضرت در ارتباط نزديک بودند. احمد بن محمد بن عيسي که وي با عنوان شيخ القميين ياد شده، از اصحاب امام رضا عليه السلام و پس از ايشان از ياران امام جواد عليه السلام و فرزند گرامي آن حضرت بو.ده و حتي محضر امام حسن عسکري عليه السلام را نيز درک کرده است وي تأليفات فراواني در حديث از خود بر جاي گذاشت. صالح بن محمد بن سهل يکي ديگر از اصحاب امام جواد عليه السلام در قم بود که رسيدگي به امور موقوفات آن حضرت در آن شهر را عهده‌دار بود.

بررسيهاي دقيق درباره روابط موجود ميان امام شعيه عليه السلام و شيعيان آنها نشان مي‌دهد که اين روابط از زمان امام رضا عليه السلام به بعد رو به گسترش بوده است اين مي‌تواند به معناي افزايش شيعيان در اين مناطق در عهد اين امامان باشد. اين گستردگي ارتباط پيش از هر چيز ناشي از سفر امام رضا عليه السلام به خراسان و همچنين مديون شبکه وکلاي آن بزرگواران در مناطق مختلف ايران مي‌باشد.

بازگشت به مدينه

امام جواد عليه السلام پس از سفر به حج، به مدينه بازگشتند و تا پايان خلافت مأمون در همان شهر ساکن بودند. پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسي در سال 220 هجري قمري امام جواد عليه السلام به همراه همسر خود ام الفضل، به بغداد رفتند و سرانجام به دستور معتصم مسموم و به شهادت رسيدند.

در دوران آن حضرت همگان ايشان را انساني بردبار نيکو سخن، عابد و بسيار باهوش مي‌شناختتند. حديث هاي بسياري از آن امام در کتاب هاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا تحف العقو، مناقب، بحار الانوار، و ..... نقل شده است. آز آن جمله‌اند.

نيازهاي مومن

المومن يحتاج الي ثلاث خصال: توفيق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ينصحه

مؤمن نياز دارد به توفيقي از جانب خدا و به پندگويي از سوي خودش، و به پذيرش از کسي که او را نصيحت کند.

آشکاري پس از استواري اظهار الشيء قبل ان يستحکم مفسده له

اظهار چيزي قبل از آن که محکم به پايدار شود سبب تباهي آن است.

ناسپاسي و قطع نعمت

لاينقطع المزيد من الله حتي ينقطع الشکر من العباد

افزوني نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام که شکر گزاري از سوي بندگان بريده شود

منابع

1 ـ دايره المعارف شيعه جلد دوم

2 ـ حيات فکري و سياسي امام شيعه ـ رسول جعفريان