آیت الله گلپایگانى (م: 1414هـ.ق.) دیدگاه ایشان درباره ولایت فقیه
14 بازدید
تاریخ ارائه : 1/29/2014 8:59:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

ديدگاه ايشان درباره ولايت فقيه در كتاب (الهداية الى من له الولايه) كه تقريرات درس ايشان است، بازتاب يافته است.

ايشان در اين كتاب، به بررسى ولايتها پرداخته و در بحث ولايت فقيه، به اين نتيجه مى رسد كه فقيه بر امور سياسى و اجتماعى جامعه، حاكميت دارد.

خلاصه ديدگاه ايشان در باب ولايت فقيه از اين قرار است:

1.(قد تقدم ان ما يقتضيه الاصل الاولى ان لا يكون لاحد الولاية على غيره خرج منه النبى والائمة بالدليل.)1

اصل اين است كه هيچ فردى بر ديگرى ولايت ندارد، پيامبر و ائمه با دليل از اين اصل خارج شده اند.

2. هر امرى كه از شؤون رياست و حكومت باشد، بدون اجازه معصومان مشروعيت ندارد.2

3. پاره اى از مسائل اجتماعى، مانند حقوق مردم، نظم دادن به امور آنان و از امورى است كه خداوند بر ترك آنها خشنود نيست.

4. با در نگريستن به روايات و درنگ روى آنها اين نكته بر ما ثابت مى شود كه ائمه(ع) فقيهان را به گونه اى از ولايت و حكومت در جامعه گمارده و اداره امور سياسى جامعه را به آنان واگذارده اند.3

5. دايره اختيارهاى فقيهان در زمينه حكومت گسترده است و همه موردها را در بر مى گيرد، كه دليل آنها را از ويژگيهاى امامان دانسته است: (فهم اللائقون بالوراثة منهم والنيابة عنهم فيما يتعلق بهم من الزعامة و الرياسة والولاية فيجوز لهم التصدى فى كل ما كان لهم الا ما صد عنه الدليل)4

فقيهان شايستگى به ارث بردن و جانشينى از امامان را در آن چيزى كه بسته به زعامت و رياست است، دارند. پس بر عهده فقيهان است اداره هر آن چيزى كه در اداره امور اجتماعى، انبياء سرپرستى آن را بر عهده دارند، مگر آن موردى كه دليل آن را منع كند و از اختيارهاى ويژه ايشان بداند.

6. از امور و گزاره هاى روشن است كه فقيه، ولايت تامه مطلقه ندارد به گونه اى كه بتواند در حوزه زندگى شخصى و در داراييهاى مردم، چتر ولايت خود را بگستراند و بر مردم واجب نيست در امور شخصى، از بايد و نبايدهاى او پيروى كنند.5

1. الهداية الى من الولاية، محمد رضا گلپايگانى، تقرير احمد صابرى همدانى20/ ـ 21، 25.

2. همان29/، 46، 48.

3. همان31/.

4. همان.

5. همان.