هدیه ناب آسمانی
33 بازدید
تاریخ ارائه : 2/27/2014 9:35:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

هديه ناب آسماني

نماز, ياد يار و سرود سبز ديدار است كه جان آدمي را آرامش مي‌بخشد و او را همدوش عرشيان مي‌كند.

اين هديه ناب آسماني, زمزمه دلنشين پرستش است كه در هنگامه وصال شيفتگان حضرت دوست را به زيارت فرا مي‌خواند و روح عطشناكشان را از شهد شهود سيراب مي‌سازد. پرواز دل در فضاي قرب حق جز با نماز و راز و نياز ممكن نيست. آنان كه حلاوت نيايش و بندگي را چشيده‌اند معراج خود را در ركوع و سجود و قيام و قعود جستجو مي‌كنند. راز خرمي دل ابرار و صفاي جان احرار در اين فريضه قدسي نهفته است. اينك از قنوت تا سلام را مرور مي‌كنيم.

قنوت

قيام و قعود, ركوع و سجود و آواي قنوت, بهترين هنگام سرودن غزل شيدايي است و تو افتان و خيزان راه بندگي طي مي‌كني و قدم بر ستارگان توفيق مي‌گذاري و اينك هنگام قنوت است.

قنوت اجابت را مهمان دستانت مي‌كند. دستي كه به آسمان مي‌گشايي با بهشت مي‌پيوندد. هرچه مي‌خواهي از او مي‌طلبي مگر دوست مهمانش را بي نصيب از لطف باز مي‌گرداند؟! تو كه از غير دست شسته‌اي و رو به سوي او برگ‌هاي نيازت را گسترده‌اي حتما ستاره باران رحمت خواهي شد و از خوان توكل بهره‌مند, چه خوب است كه در اين مرحله نيز وقت به تسبيح و به ذكر بگذراني و از هر كه غير اوست جدا شود.

تشهد

به رسم ادب, اينك به پيشگاه او زانو مي‌زني و شهادت بر يكتايي اوو رسالت رسولش را تكرار مي‌كني در اذان و اقامه با شهادت راه را گشودي و سير را آغاز كرده‌اي, اينجا نيز بر يكتايي خدا و حقانيت رسول گواهي مي‌دهي و اين درس را تمرين مي‌كني كه: ترك اين مرحله بي همرهي خضر مكن.

اگر اولياي الهي دست آدم را نگيرند,‌ او فقط به ظاهر نماز مي‌پردازد و از روح آن غافل مي‌ماند:

نماز بي‌ولايت بي‌نمازي است

تعبد نيست نوعي حقه بازي است

در ساحل تعبد به تشهد مي‌نشيني و كلام را جرعه نوش جام محمد مي‌كني و با نام مصطفي صفا مي‌يابي و از زمزم عبوديت او مصفا مي‌گردي.

در تشهد بار ديگر به وحدانيت خداوند, نفي هرگونه شريك از او و نيز عبوديت و رسالت نبي اكرم گواهي مي‌دهي و بر آن حضرت و خاندان پاكش درود مي‌فرستي.

امام صادق عليه‌السلام مي‌فرمايد:

تشهد ستايش خداوند متعال است. پس تو همان گونه كه به زبان و گفتار ادعاي بندگي او را داري در ضمير باطن نيز بايد بنده او بوده و در عمل هم در برابرش خاضع باشي.

تسبيحات اربعه

باز مي‌ايستي و حمد تسبيح و تهليل و تكبير را چون دانه‌هاي تسبيح در كنار هم مي‌آوري تا زنگارهاي باقي مانده از جلوه‌هاي فريبنده دنيا, از آينه وجود و انديشه‌ات پاك شود و عكس رخ يار را در جام دل نظاره كني. سپس به ميمنت اين مرحمت, باز افتان و خيزان مي‌شوي, الله گويان, از اين حال خوش به وجد مي‌آيي, باز ركوع و سجود و تشهد.

سلام

اكنون هنگام وداع است, اگر به سلامت اين سفر را گذرانده‌اي, اگر حال تو جهت, زخمي القائات شيطان نشده, وقت آن است كه

تا سلامي كه مي‌دهي پاسخ بشنوي.

از سلام بر رسول نور آغاز مي‌كنيد:

السلام عليك ايها النبي و رحمة‌الله و بركاته

سلام بر تو اي برترين انسان‌ها, اي پيك خوش خبر پرستش, اي بهار دلرباي جان‌ها, سلام خدا بر تو و اولاد طاهرينت باد.

السلام علينا و علي عباد الله الصالحين

سلام بر ما و بندگان شايسته خدا.

السلام عليكم و رحمة‌الله و بركاته

سلام بر آن دلباختگاني كه به شرق بندگي جوهر يافتند و به گوهر عبوديت بها پيدا كردند. همانا كه خدا بر عرش دل‌هاشان حكومت مي‌كند. سلام بر بندگان خوب خدا.

نماز معراج مؤمن است, اتمام نماز به منزله بازگشت از اين سفر روحاني است و چون نمازگزار آهنگ بازگشت مي‌كند, سه سلام مي‌دهد. به اين ترتيب كه اول به منظور قدرشناسي از زحماتي كه رسول خدا صلي‌الله عليه و آله در راه هدايت انسان‌ها متحمل شده به ايشان سلام مي‌دهد. اين سلام با رحمت و بركات خداوند نيز همراه است. آنگاه بر خود و بندگان شايسته خداوند و سپس بر همه فرشتگان و مؤمنان سلام مي‌كند.

امام خميني (ره) درباره ادب سلام مي‌فرمايد:

كسي كه در نماز غايب از خلق نبوده و مسافر الي الله نشده, براي او سلام, حقيقت ندارد و جز لقلقه لسان نيست. پس ادب قلبي سلام, به ادب جميع صلاة است. و اگر در اين نماز كه حقيقت معراج است عروجي حاصل نشده و از بيت نفس خارج نشده, سلام بر او نيست. و نيز در اين سفر اگر سلامت تصرفات شيطان و نفس اماره بود و در تمام اين معراج حقيقي, قلب را علتي نبود, سلام او حقي دارد.

نماز پايان مي‌يابد, اما نياز هرگز.

تهیه و تنظیم :حسن بابایی