فضائل و کرامات حضرت زینب (س)3
16 بازدید
تاریخ ارائه : 3/2/2014 11:22:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

ج ) وصايت و نيابت

مقام والاي وصايت و نيابت از امتيازات و خصلت هاي ويژه حضرت زينب (س) است و در شعاع اين مقام بلند معنوي و انساني است كه دختر دانشمند امير المومنين (ع) عهده دار كم سابقه ترين ماموريت براي يك زن در طول تاريخ گرديده است .

منظور از مقام وصايت و نيابت حضرت زينب (س) اين است كه آن بزرگوار بر اساس شواهد تاريخي در بعضي از مواقع عهده دار رسالت مقام امامت گرديده و سمت هدايت و راهنمايي و حتي بيان حلال و حرام را براي ديگران به عهده داشته است .

در اين باره مي خوانيم :

زينب (س) از جانب امام حسين (ع) نيابت خاص داشت و مردم در احكام حلال و حرامبه او مراجعه مي كردند و اما زين العابدين از بيماري خود شفا يافت .

د : دفاع از جان امام

در چهار مورد زينب (س) اين پاسدار بزرگ ميراث امامت توانسته است از جان امام زين العابدين تنها يادگار حسين بن علي (ع) به عنوان امام چهارم دفاع كند و جان او را از تجاوز دشمن و گردابهاي سهمگين حوادث محفوظ بدارد .

1-در روز عاشورا آنگاه كه سيد الشهدا همه ياران و برادران خود را از دست داده بود و به عنوان تمام حجت و امتحان دشمن درخواست يار و ياور مي كرد زين العابدين (ع) فرزند بيمار حسين (ع) در حالي كه نه جهاد بر او واجب بود و نه توانايي حركت و فعاليت داشت با تن تب دار و افتان و خيزان شمشير برداشت و روانه ميدان جنگ گرديد .

اما زينب با سرعت دنبال او حركت كرد تا او را از رسيدن به ميدان باز دارد و حسين (ع) هم فرياد زد خواهرم او را مهار كن و باز گردان زيرا اگر او كشته شود نسل پيامبر در روي زمين قطع مي گردد .

و زينب (س) بدين ترتيب جان امام زين العابدين را از قتل و كشته شدن حفظ كرد .

2-بعد از ظهر عاشورا آنگاه كه دشمنان تبهكار براي غارت اموال و دارايي بازمانده به خيمه هاي حسين (ع) هجوم بردند شمر خواست زين العابدين (ع) را از پاي در آورد اما زينب (س)جلو دويد و فرياد زد :

من زنده هستم نمي گذارم جان زين العابدين (ع) در خطر افتد . اگر مي خواهيد او را بكشيد اول مرا به قتل برسانيد دشمن وقتي وضع را چنين ديد از كشتن زين العابدين (ع) جلوگيري كرد .

3-امام زين العابدين (ع) براي قدامه بن زائده كه از دوستان اهل بيت است شرح مي دهد كه وقتي در كربلا آن حادثه به سر ما آمد و پدرم برادرانم و عموهايم و تعدادي از خاندان و ياران ما شهيد شدند از زنان و دختران ما را براي اسارت به طرف كوفه و شترها سوار كردند ناگهان چشمم به آن بدن هاي غرق به خون به خاك غلتيده افتاد و چنان منقلب و پريشان حال شدم كه نزديك بود جان خود را از دست بدهم .

اما عمه ام زينب (ع) متوجه وضع من شد و گفت :

اي يادگار جد پدر و بردارانم چرا ببينم با جان خود بازي مي كني و نزديك است جان خود را از دست بدهي . نگران نباش و ناله و شيون سر مده اولا به خدا سوگند تن دادن به اين مسائل و مشكلات چيزي است كه رسول خدا با جد و پدر و عموي تو پيمان و عهد آْن را برقرار كرده است .

ثانيا خداوند از جماعت ممتازي از امت كه ستمگران آنان را نمي شناسند و نزد فرشتگان آسمانها مقام والايي دارند پيمان گرفته است كه :

اين جسدهاي قطعه قطعه را جمع آوري كنند و مدفون سازند و بر قبرهاي پدر تو و ساير شهيدان كربلا علامتهايي قرار دهند كه با مرور زمان هرگز محو نابود نخواهد شد .

آري زينب (ع) كه در بالا در فراز وصايت و نيابت مقام ويژه و ممتاز او را مطرح كرديم از همان نيروي مافوق بشري و درايت معنوي با قوت قلب و اعتماد به نفس شكوهمندي زين العابدين را دلداري داد و جان او را از خطر مرگ و هلاك شدن محفوظ داشت .

4-آنگاه هم كه عبيد الله زياد فرماندار كوفه به امام زين العابدين (ع) خشمناك شد و دستور داد كه آن حضرت را به قتل برسانند زينب (س) در حالي كه در دست مزدوران حكومت اموي اسير بود زين العابدين (ع) را در آغوش گرفت و با خشم و خروش كوبنده اي فرياد زد :

اي پسر زياد خون ريزي بس است دست از كشتن خاندان ما بردار نمي تواني ببيني كه حتي يك نفر از دودمان ما زنده باشد به خدا هرگز زين العابدين (ع) را رها نخواهم كرد تا اگر ميخواهي او را به قتل برساني خون مرا هم با خون او بريزي .

باري در اينجا هم كه دشمن قصد جان زين العابدين را كرده بود در برابر سماجت و شجاعت زينب (س) به زانو در آمد و در حالي كه ريختن خون يك زن را حداقل براي خود ننگ و شرمساري مي دانست گفت :

به راستي كه پيوند خويشاوندي چه مي كند و چگونه زينب از خطر براي برادر زاده خود منقلب و بر آشفته مي شود و بالاخره از كشتن امام زمان زينب (ع) بخاطر فداكاري وي خود داري مي كند .