12 شاخصه مدیریت جهادی(9)
9 بازدید
تاریخ ارائه : 3/25/2014 8:55:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

9- كار با مهر

در فرهنگ جهادی افراد به صورت داوطلبانه مشغول خدمت می شوند. يكي از ويژگي فعاليتهاي داوطلبانه وجود عشق و مهر به كار است. با مهروعشق كار كردن يعني با صميم قلب و شادمانه كار كردن است.انجام كار مهمترين انگيزه براي جهادگران بوده و از نتيجه كار احساس شادماني مي نمودند.

از مجموعه تعالیم اسلامی و سیره اولیاء (ع) استفاده می شود که بعد از انجام واجبات برترین وسیله برای تقرب به خداوند متعال خصلت نیکوی خدمت به مردم مخصوصا خدمت به مومنان و صالحان می باشد.اولیای خداوند همواره در خدمت مردم بودند و شخصاً در رفع حوائج آنان اقدام می کردند

از رسول خدا(ص)پرسیدند:محبوب ترین مردم کیست؟فرمود:«آنکس که وجودش برای مردم سودمندتر باشد(1)

خدمات فکری و فرهنگی معصومین (ع) در هدایت و ارشاد مردم خلاصه نمی شود بلکه احیاء و گسترش احادیث، تبیین و اشاعه علوم مختلف همچو تفسیر، کلام، فقه و احکام، پرورش شاگردان و افراد مستعد و مبارزه با مسلکهای اغراضی نیز از خدمات فکری و فرهنگی آن بزرگواران شمرده می شود.

افزون بر مسئولیت رهبری و خدماتی که اهل بیت (ع) در آن جایگاه به مردم می رساندند شخصیت حقیقی آن بزرگان نیز با مهربانی، دلسوزی، خیرخواهی و خصیصه خدمت رسانی به مردم عجین است به گونه ای که در هیچ موقعیت، هیچ گونه خدمت بزرگ یا کوچکی را از هیچ کس دریغ نمی دارند. امام صادق(ع) فرمود: و الله لرسول الله (ص) اسربقضاء الحاجه المومن إذا وصلت الیه من صاحب الحاجه. به خدا سوگند! پیامبر خدا(ص) آن گاه که نیاز مومنی را بر می آورد خود بیش از آن نیازمندند.

و حضرت صادق (ع) درباره خود می فرماید: همراهی با برادر دینی برای کمک به او نزد من محبوب تر است از آزاد کردن هزار برده و آماده ساختن هزار اسب برای مجاهدان راه خدا.

ابورافع، سحابی پیامبر می گوید:رسول خدا (ص) بدهکار را برای پرداخت وام کمک می کرد و تنگدست را از ناداری نجات می داد و هیچ کس را از بخشش خود بی نصیب نمی ساخت و در زمان قحطی به دیگران

می بخشید هم از یاران تهیدست خویش پذیرایی می کردو به آنان که قصد هجرت داشتند خرجی راه می داد.

روزی عبدالرحمن بن عوف به مقداد گفت: « چرا ازدواج نمی کنی ) مقداد پاسخ داد: تود دختر خود را به همسری من درآورد. عبدالرحمن ناراحت شد و با او درشتی کرد و مقداد شکایت نزد پیامبر برد. ایشان فرمود: مقداد نگران نباش من خودم همسری برایت می یابم، آن گاه صباعه دخترعموی خود را به ازداواج داو درآورد.

انس بن مالک نیز گفته است روزی بانویی برای انجام کاری از پیامبر (ص) کمک طلبید آن حضرت برخاست و مشکل او را حل کرد.

نقل است که روزی امام حسن مجتبی (ع) مشغول طواف خانه خدا بود. شخصی به ایشان مراجعه و درخواست کمک کرد امام طواف را رها کرد و به یاری او شتافت کسی به امام گفت آیا طواف خانه خدا را به خواهش فردی ترک می گویی؟ امام پاسخ داد: چرا چنین کاری نکنم؟ پیامبر اکرم (ص) فرموده است: هر کس در پی حاجت برادر مسلمانش برود اگر آن را برآورد پاداش حج عمره دارد و اگر برآورده نشود پاداش عمره دارد.

من افزون بر پاداش حج و عمره باز می گردم و طواف خویش را نیز انجام می دهم. در حالات امام زین العابدین وامام صادق(ع) آورده اند که شبها پول و غذا بر می داشتند و به خانه بیچارگان می بردند.

اگر خدمت رسانی به خیر مردم نیاز به شفاعت و واسطه گری داشت و از دست خودشان خارج بود معصومین (ع) ابایی نداشتند که واسطه خیر شوند و مشکل مسلمانی را آسان نمایند. شخصی از اهالی ری گفته است:

در زمان محکومیت یحیی بن خالد مالیات فراوانی بر من بسته بودند که توانایی پرداخت آن را نداشتم و احتمال داشت که اموالم مصادره و خود نیز زندانی شوم چاره ام را در این یافتم که به محضر امام زمانم حضرت موسی بن جعفر شرفیاب شوم و از ایشان استمداد جویم. امام (ع) نیز درخواستم را اجابت کرد و نامه ای به والی ری مرقوم فرمود با این مضمون که اگر کسی خدمتی به برادر خویش کند یا آن را شاد نماید مورد عنایت قرار می گیرد. والی با مشاهده نامه امام آن را بوسید و بر چشم نهاد و علاوه بر بخشش مالیات یاد شده اموال بسیاری نیز به من بخشید.

در قرآن مجید می خوانیم: و من أحیاها فکانما أحیا الناس جمیعا- و هر کس انسانی را زنده کند گویی همه مردم را زنده کرده است.امام صادق(ع) در تفسیر آن فرموده است: هر کسی انسانی را از گمراهی به سوی هدایت ببرد در واقع او را زنده کرده است.افلاطون نیزگفته است بر اثر تربیت جسم و روح انسان به بلندترین پایه جمال و کمالمی رسد. بنابراین عالی تر و مقدس تر از تربیت فنی نیست.

بدین سان عالی ترین خدمت به مردم راهنمایی و هدایت و ارشاد آنان به سوی صلاح و سعادت دنیاو آخرت است و چنین خدمتی در ارجمندترین نوع آن توسط پاکان معصوم انجام می گیرد و همه معلمان و مربیان واقعی روحی و فکری جهان سرسفره معصومین (ع) ارتزاق می کنند و خمیرمایه فکری و فرهنگی آنان ریشه در علوم اهل بیت دارد از وحی الهی سرچشمه می گیرد. قران مجید رسول اکرم (ص) را برای همه عالم رحمت دانسته و فرموده است: و ما أرسلناک إلا رحمه للعالمین : تو را جز رحمت برای همه عالم نفرستادیم.

این رحمت بی انتهای الهی حرز و محدوده زمان و مکان را در می نوردد. و شامل حال همه موجودات عالم تا قیامت می شود. در زیارت جامعه کبیره نیز خطاب به اهل بیت آمده است:بموالاتکم علمناالله معالم دیننا و أصلح ما کان فسد من دنیانا و بموالاتکم تمت الکلمه و عظمت النعمه و ائتلفت الفرقه ... بکم یسلک إلی الرضوان.به واسطه ولایت شما خدا حقایق دینمان را به ما آموخت و تباهی های دنیای ما را اصلاح کرد به وسیله دوستی شما کلمه توحید به حد کمال رسید و نعمت بزرگ شد و پراکندگی و اختلاف به الفت گرایید. به وسیله شما مردم به سوی بهشت رضوان رهسپار می شوند.وجود امامان همچون خورشید برفکر و دل انسان ها می تابد و به آنها نور و گرما می بخشد و همان گونه که همه موجودات زنده در پرتو نور خورشید به زندگی خویش ادامه می دهند، حیات معنوی آدمیان درپرتو انوار معنوی اهل بیت (ع) تامین می شود و آیا خیر و خدمتی بیش از این می توان تصور کرد.نقل کرده اند که اسحاق بن یعقوب توسط محمد بن عثمان سفیر حضرت مهدی (ع) نامه ای به محضر امام می فرستد و ضمن آن سوال می کند که وجود امام غائب چه منافعی برای مردم دارد.

اما در پاسخ مرقوم می فرماید:و اما وجه الإسقاع بی غیبتی فکا لانتفاع بالشمس اذا غیبها عن الأبصار السخاب و إنی لامان لأهل الارض کما أن النجوم أمان لاهل السماء

اما سود من درزمان غیبت بسان سود خورشید است زمانی که پشت ابرها پنهان می شود. من مایه امان اهل زمین هستم چنانکه ستارگان مایه امان اهل هستند.چنین منزلتی برای هیچ کسی جز معصومین (ع) ثابت نیست زیرا جز معصوم شایستگی چنین مقامی را ندارد.