فاطمه مادر امامت
23 بازدید
تاریخ ارائه : 3/26/2014 5:27:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

محبت مادرانه، نیاز اساسی تربیت فرزندان است و فاطمه (علیهاالسلام) مهربان ترینِ مادران دنیا بود. سلمان دراین باره می گوید: روزی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) را دیدم که مشغول آسیاب بود. دراین هنگام فرزندش حسین گریه می کرد و بی تابی می نمود. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم. ایشان فرمود: )من به آرام کردن فرزند اولی هستم،شما آسیاب را بچرخانید(.حضرت زهرا (علیهاالسلام) با آگاهی هایی که از نیازهای کودکان داشت، به ابعاد گوناگون آن نیازها، پاسخ می داد. ایشان چنان مراقب سلامت فرزندان خود بود که گاه می شد شکم فرزندان خودرا به قیمت گرسنگی خود سیر می کرد یا در مواقعی برای حفظ شادابی و پویایی آنان به بازی کردن با ایشان می پرداخت که در این مورد نقل است که: حضرت زهرا (علیهاالسلام) با امام حسن بازی می کرد و او را بالا می انداخت و برایش این اشعار را می خواند: پسرم! حسن، مانند پدرت باش، ریسمان را از گردن ظلم بَرکن، خدایی را بپرست که صاحب نعمت های متعدد است، هیچ گاه با صاحبان ظلم دوستی نکن. با توجه بدین اشعار بدیهی است که حضرت زهرا (علیهاالسلام) از همان اوان کودکی در قالب بازی های کودکانه در اندیشه تکمیل و تثبیت شخصیت فرزندان خویش بودند.یکی از محورهای اساسی که حضرت زهرا(علیهاالسلام) بدان توجه و تأکید داشت، بُعد پرستش و گرایش کودکان به انجام تکلیف عبادی و الهی بود. دختر گرامی رسول اکرم، فرزندان را از کودکی به انجام عبادت فرا می خواند و آنان را به خدا پیوند می داد. حضرت زهرا (علیهاالسلام) کودکان خود را در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان به بیداری و شب زنده داری وادار می کرد و به حدی در این کار جدی و قاطع بود که نمی گذاشت کسی ازاهل خانه بخوابدومی فرمود:)کسی که از برکات شب قدردور بماند، محروم است(.حضرت زهرا (علیهاالسلام) با سرلوحه قرار دادن این امر در رفتار با کودکان خود، از هرگونه تبعیض و رعایت نکردن انصاف پرهیز می نمود. در سیره رفتاری آن حضرت نقل است که: روزی امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) در یک مسابقه خطاطی به رقابت پرداختند. امام حسن (علیه السلام) گفت: خط من بهتر است وامام حسین (علیه السلام) گفت: آن چه من نوشته ام زیباتر می باشد. سرانجام هر دو برای داوری خدمت مادرشان رسیدند. فاطمه زهرا (علیهاالسلام) نمی خواست بچه ها آزرده شوند؛ به همین دلیل گردن بند خود را پاره کرد و دانه های آن را که زوج نبود بر زمین ریخت و سپس فرمود: هر که بیشترین دانه ها را جمع کرد، برنده خواهد بود. دراین هنگام جبرئیل یکی از این دانه ها را به دو نیم تقسیم کرد تاهر دو به طور مساوی دانه بردارند؛ بدین ترتیب مسابقه دو برنده داشت.

تهیه و تنظیم :حسن بابایی