نگاه ادیان آسمانی و دین اسلام به جایگاه مادر(2)
14 بازدید
تاریخ ارائه : 4/19/2014 8:53:00 AM
موضوع: تبلیغ

2- حضرت موسي (عليه السلام) :

آن حضرت ، هنگام مناجات با خدا، درخواست کرد که همنشين وي در بهشت را معرفي کند تا او را بشناسد. خطاب آمد، اي موسي! در فلان ناحيه، فلان مغازه برو، کسي که در آنجا مشغول کار است رفيق تو در بهشت خواهد بود.

حضرت موسي (عليه السلام) سراغ او رفت، ديد جواني است قصاب. از دور مراقب بود تا ببينداو چه عمل شايسته اي دارد. اما چيز فوق العاده اي از او مشاهده نکرد.

شب هنگام که جوان محل کار را ترک مي‌کرد، موسي بدون آن که خود را معرفي کند، نزد جوان آمد واز او خواست تا شب را مهمانش باشد. حضرت موسي مي‌خواست بدين طريق راز و رمز کار او را بشناسد و ببيند آن جوان چه عبادت هايي انجام مي‌دهد که اين قدر درجه پيدا کرده و همنشين پيامبر خدا شده است.

جوان وارد منزل شد، قبل از هر چيز غذايي آماده کرد، آن گاه سراغ پيرزني از کار افتاده رفت که دست و پايش فلج بود و قدرت حرکت نداشت. با صبر و حوصله غذا را لقمه لقمه به دهانش گذاشت، او را شست و شو داد و لباسش را عوض کرد . موسي هنگام خداحافظي خود را معرفي کرد و پرسيد اين زن کيست . پس از آن که به وي غذا مي‌دادي نگاهي به سوي آسمان مي‌انداخت و کلماتي بر زبان جاري مي‌کرد، چه بود؟

گفت: اين زن مادرم است و هر بار که به او غذا مي‌دهم و او را سير مي‌کنم در باره من دعا مي‌کند و مي‌گويد : خدايا او را همنشين موسي بن عمران در بهشت برين قرار بده.

موسي به جوان مژده داد که دعاي مادر درباره تو به اجابت رسيده است.