بایستگی ها و شاخصه های مدیریت از نگاه امیرالمومنین(ع)
37 بازدید
تاریخ ارائه : 5/11/2014 10:49:00 AM
موضوع: علوم تربیتی

آشنايي مسؤلين و مديران با اصول مديریت آنها را جهت ايجاد محيط مناسب ، خود آگاهي ، خود سازي ، و الگو بودن براي كاركنان رهنمون مي كند . مطالعات نشان مي دهد عملكرد مديران متعهد ، با تجربه و متخصص با استفاده از اصول صحيح مديريتي ، محيطي كارآمدتر ايجاد مي كند . بايد دانست گرچه تخصص و تجربه حرفه اي از شرايط لازم براي مديريت است اما شرط كافي نيست و تنها داشتن تخصص چاره ساز نمي باشد ، بلكه بايد دانش مديريتي خود را با تجربيات علمي و ابتكاري توأم سازد تا بازدهي مديريتي او بيشتر شود . اكثر سازمانهاي ناموفق داراي مديريتهاي نا كارآمد و ضعيف بوده اند .

با اين وجود مديريت در زمان ما از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست و در بسياري از موارد مديران مؤسسات فاقد ديد علمي هستند. با اين وصف مي توان گفت تخصص ( دانش ، بينش ، كوشش ) و تجربه حرفه اي امري ضروري در مديريت مي باشد كه در امر تصميم گيري به مدير كمك مي كند . بايد دانست تصميم گيري يكي از امور مهم مديريتي و پر اهميت ترين وظيفة يك مدير مي باشد ، بعضاً افرادي ، مديريت و تصميم گيري را به عنوان يك مقوله تعريف كرده اند .گريفث معتقد است كه تصميم گيري ، جوهر و عصاره كار مديريت است . برنارد نيز معتقد است تصميم گيري فراگردي است كه از طريق سنجش ، محاسبه و انديشيدن بدست مي آيد . گرك تصميم گيري را در قلب مديريت دانسته و معتقد است كه اين وظيفه در كانون فرآيند مديريت قرار دار د .

تقوي براي همه كس لازم است و براي كساني كه متصدي امور كشور هستند ، لازم تر ( امام خميني ره )

اما مديريت خود داراي تعريفي مناسب و مشخص كنندة فعاليت فرد مدير مي باشد و افراد زيادي در اين خصوص به تعريف و توضيح آن پرداخته اند و مي توان گفت مديريت به كارگيري موثر و كار آمد منابع مادي و انساني در برنامه ريزي ، سازماندهي ، بسيج منابع و امكانات ، هدايت و كنترل است كه براي دستيابي به اهداف سازماني و بر اساس نظام ارزشي مورد قبول ، صورت مي گيرد.

بدون شك تدبير ، سياست و مديريت جامعة بشري سر آغاز كار پيامبران الهي بوده است و دعوت به اطاعت از خداوند تبارك و تعالي و تسليم در برابر دستورات خداوند در مقابل حكومتهاي طاغوت ، مقابله با فساد و فحشاء در ابعاد فردي و اجتماعي و برقراي عدالت از جمله اصول مشترك برنامه رسالت انبياء الهي و مكاتب توحيدي مي باشد .

خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد : در ميان هر ملتي پيامبري فرستاديم تا مردم را به پرستش خداي يگانه و اجتناب از طـاغوت دعــوت كند. ما پيامبران را با دلايل روشن فرستاديم و كتاب و ميزان به ايشان داديم تا مردم بر قسط و عدل پا بر جا شوند و آهن را كه موجب هراس متجاوزان بوده و داراي منافعي براي مردم است نازل كرديم.

سيرة رسول مكرم اسلام حضرت محمد (ص) در زمان تصدي ايشان بر امت اسلامي الگويي پر بار براي مديران ما مي باشد و در نهج البلاغه امام متقين علي (ع) نيز در فرمان تاريخي خود به مالك اشتر نخعي ، اصول مديريت اسلامي را به ايشان گوشزد نموده كه اگر به اساس تفكرات مديريتي در عصر حاضر به نامة امام (ع) به مالك اشتر نخعي نگاهي بيندازيم.مي توان آنرا به حق جامعترين دستور و منشور براي سياست و مديريت و ترسيم اصول اساسي و ويژگيهاي مديريت اسلامي دانست.كه در اينجا به پاره اي از اين موارد مي پردازيم .

در اين فرمان دستورات متناسب با سازمانهاي اسلامي بيان شده است كه عبارتند از :

حاكميت خدا و وحدت فرماندهي

اولين اصل در زمينة حكومت و مديريت پذيرش فرماندهي خداوند ، بندة او بودن و خدا ترسي است به طوري كه در جاي جاي دستورات امام (ع) نام خدا و رضاي او به وضوح ديده مي شود وآنجا كه مي فرمايند : اين دستوري از بندة خدا به مالك ، و امر ميكند او را به تقواي الهي و برگزيدن فرمان او و پيروي از آنچه كه در كتابش امر فرموده است .

در اينجا به افراد مي گويد اگر در نظام الهي اسلام ، مديريتي را قبول مي كنيد و داراي پست و مسئوليتي مي شويد ، در پيشگاه خداوند مسئول و پاسخگو خواهيد بود و بايد خدا ترس و با تقوا باشيد و اين مقام و مسئوليت شما را از خدمت به خلق غافل نكند . فرد را به وحدت و فرماندهي در قالب اصل حاكميت خداوند و تبعيت از او فرا مي خواند .

مردم داري و مهرباني با مردم

يكي ديگر از اصول مهم مديريتي ، مردم داري و مهرباني با مردم است زيرا كلية ساختار و نظم اداره يا سازمان و به طور كلي تشكيلات ايجاد شده جهت رفاه مردم بوجود آمده است و مدير مدبر ، با ايمان ، خداپرست بايستي با مردم مهرباني و مدارا كند و در برخورد با مردم و كاركنان از اصول و قوانين اسلامي استفاده نمايد . امام (ع) در اين مورد فرموده اند : و مهرباني و خوش رفتاري و نيكويي با رعيت را در دل خود جاي ده ، مبادا با آنان چون جانور درنده باشي و خوردنشان را غنيمت شماري زيرا كه مردم دو دسته اند يا مسلمانند و برادر ديني تو و يا انسانند و در خلقت همانند تو . اين اصل توصيه مي كند مدير مردم دار و مهربان باشد و نه تنها با مسلمين بلكه با غير مسلمان نيز بايستي برخورد شايسته داشت .

عدالت بر اساس حق

يكي ديگر از اصول مديريت پيروي از حق و عدالت ورزي است و اين مورد از امور مشهود در دوران خلافت امام(ع) است ايشان چنان در امور حق و عدل قاطعانه برخورد نموده اند كه زبانزد عام و خاص مي باشند و به مالك بيان نمودند فرقي بين آشنا و فاميل و دوست و سفارش شده قرار نداده و بين مسلمان و غير مسلمان تبعيض قائل نشو به طوري كه همة افراد از مواهب حكومت عدل برخوردار باشند در فرمان خود مي فرمايند : حق را براي آنكه شايسته است از نزديك يا دور ( خويش و بيگانه ) اجرا كن.و يـا در جاي ديگر مي فرمايند : و نيكوتـرين چيزي كـه حاكمان را خشنود مـي سازد بر پا داشتن عدل و دادگري در شهرها و آشكار ساختن دوستي رعيت است.

تغافل در برخورد با مردم و چشم پوشي بزرگوارانه

يكي ديگر از اصول مديريت در برخورد مناسب با مردم ، رعايت تغافل با مردم مي باشد . زيرا انسانها به دلايل مختلف در معرض خطا و اشتباه قرار دارند و خود امام(ع) در برخورد با مردم گذشت داشت و در مقابل بعضي از اشتباهات و خطاهاي آنان خود را به تغافل مي زد و به مالك نيز بيان نموده اند : مردم از پيش گرفتار لغزش و خطا بوده و به سببهايي بد كاري به آنها روي آورده است ، به عمد يا به سهو دچار لغزش مي شوند پس اگر پيش آمدي آنها را به سهو به بد كاري وا داشت نبايد به ايشان بخشش و عفو روا نداشت ( تغافل ) با بخشش و گذشت خود آنان را عفو كن ، همان طور كه دوست داري خدا با بخشش و گذشت تو را بيامرزد.. بر مبناي اين دستور امام (ع) مدارا و چشم پوشي بجا از كارهاي مردم از اصول يك مديريت صحيح است كه با رفتار انساني اجين مي گردد.

انصاف و ميانه روي در حق

انصاف را مي توان به رفتار مناسب با زير دستان بر مبناي قوانين و مقررات ، از روي حق و عدل معني كرد . امام انصاف را نه تنها مبناي رفتار مديران با مردم بلكه اصل مبناي رفتار او را با خداوند مي داند.در اين ارتباط به مالك مي گويد : با خدا به انصاف رفتار كن ( اوامر او را به كار گير و از نواهي او بپرهيز ) ، از جانب خود و نزديكان خود در بارة مردم انصاف را از دست مده. و نيز مي فرمايد : پس رنج كار هر يك از آنان را براي خودش بدان و رنج كسي را به ديگري نسبت نده و بايد در پاداش دهي به او هنگاميكه كارش تمام مي شود كوتاهي ننمايي و بزرگي كسي تو را بر آن ندارد كه رنج و كار كوچك كسي را بزرگ شماري و پستي كسي تو را وا ندارد كه رنج و كار بزرگش را كوچك شماري .بر مبناي اين دستورات مدير بايد با رعايت انصاف به زير دستان كمك كند .

منافع اكثريت را بر منافع اقليت ترجيح دادن

يكي ديگر از اصول مديريت ، منافع عمومي را بر منافع فردي ترجيح دادن است ، بدين صورت كه نبايد به خاطر فردي منافع عمومي و مصالح سازماني را فدا نمود . امام(ع) در اين باره مي فرمايند: كاري كه بايد بيش از هر چيزي دوست داشته باشي ميانه روي در حق ، همگاني كردن آن و دادگري است كه بيشتر موجب خشنودي رعيت مي گردد زيرا خشم همگاني ، رضا و خشنودي چند تن را پايمال مي سازد و خشم چند تن در برابر خشنودي همگان اهميت ندارد .

نظارت و ارزيابي بر عملكرد

تأكيد بسيار زيادي به مديران دستگاههاي اجرايي است كه بر اعمال و كار كاركنان نظارت داشته و ارزيابي مستمري از آنها بنمايند . امام نيز مي فرمايند : پس در كارهايشان ( عمال و كار گزاران ) كاوش و رسيدگي كن و بازرسهاي راستكار و وفادار بر آنان بگمار ، نبايد نيكو كار و بد كار نزد تو به يك پايه باشند كه اين امر نيكو كار را از نيكو كاري بي رغبت و بد كاران را به بدي وا مي دارد و هر يك از ايشان را به آنچه كه گزيده است جزا بده .

انتخاب فرد لايق

يكي از مهمترين مسائل فعلي مديريت در جهان امروز و بخصوص در كشور ما نحوة انتخاب افراد توسط مديران ارشد است ، آنان با عزل و نصب مديران و زيردستان خود بر مبناي اعمال سليقه ، آزمايش و خطا و عدم تبعيت از ملاكهاي علمي و منطقي باعث شده اند افراد نا كار آمد در مشاغل حساس قرار بگيرند . امام(ع) به مالك مي گويند : پس در حال نويسندگانت ( كارگزارانت ) بنگر و بهترين ايشان را به كارهايت بگمار.چون آنان را ( كارگزاران ) تجربه و آزمايش نمودي به كار گمار .. در اينجا امام(ع) تاكيد دارند با رعايت معيار و ملاك آزمودن ، افراد را به كار گمار نه اينكه بكار گماري و بعداً بررسي كني و نيز فرمودند : براي انجام كارها از نيروهايت كساني را بگمار كه براي خدا و رسول پند پذيرند و پاكدل تر ، خردمند تر ، بردبارتر، و مهربانتر، …… باشند.

امام با اين بيان تأكيد مي كنند بايد براي انتخاب مدير ملاكها و معيارهاي مناسب تعريف تا گزينش و انتخاب افراد شايسته تر بهتر صورت گيرد .

تقسيم كار

از ديگر امور مربوط به يك مدير مدبر و لايق تقسيم كار است جهت انجام ساده تر و بهتر كارها امام(ع) در اين مورد مي فرمايند : براي هر كاري از كارهايت رئيس و كارگرداني از نويسندگان قرار بده كه بزرگي كارها او را مغلوب و ناتوان نسازد و هر گاه در آنان عيبي باشد و تو از آن غافل باشي تو را به آن بدي مي گزينند ( يعني تو بايد پاسخگو باشي ) .اين تاكيدها از طرف امام(ع) در خصوص تقسيم كار بر اساس توان و تخصص در پيشبرد امور و ارائه خدمات بهتر به مردم مي باشد .

حقوق و پرداخت پاداش

در دنياي مديريت امروز پرداخت حقوق و پاداش مناسب به كاركنان حرف اول را مي زند ، و زماني مي توان از يك فرد متخصص ، مدبر ، لايق و متعهد كار مناسب خواست كه حقوق و پاداش او نيازهاي زندگي او را مرتفع و رضايت شغلي او را فراهم كند . در غير اين صورت نمي توان رشدي در كار و پيشبرد آن را در نظر گرفت . امام(ع) در اين باره مي فرمايند : پس جيره و خواروبارشان را فراوان ده كه اين كار آنان ( كاركزاران ) را به اصلاح خودشان توانا كرده و بي نياز گرداند .و آنقدر به قاضي بده و زندگي او را فراخ ساز كه عذر او از بين برود و نيازش به مردم با آن بخشش ( حقوق مكفي ) كم باشد .

ويژگيهاي يك مدير در اسلام

انتخاب يك مدير لايق با توجه به نامة امام(ع) به مالك اشتر مي تواند دقيق صورت پذيرد و براي انتخاب مي توان خصوصيات ذيل را لحاظ كرد .

الف ) ويژگيهاي مناسب كه در شأن و منزلت يك مدير اسلامي است .

1) مدير خود را بندة خدا دانسته ، خدا ترس و متقي باشد .

2) مدير بايد نفس خو را از شهوات و خواهشهاي نفساني تزكيه كند .

3) مدير به دل ، دست و زبان ياري گر دين خدا باشد ..

4) مدير بايد با مردم ، مهربان ، خوش رفتار و نيكو باشد .

5) مدير بايد عادل ، ميانه رو در حق بوده و منافع عوام را بر منافع خواص ترجيح دهد .

6) مدير بايد بين نيكو كار ، و بد كار تفاوت گذاشته با راستگويان همنشين باشد.

7) مدير بايد پند پذير ، راست گفتار ، درست كردار و بردبار بوده و در مقابل زورگويان سختگير باشد.

8) مدير بايد بر كار كارگزاران نظارت دقيق داشته باشد .

9) مدير بايد در گزينش و بكارگماري كارگزاران بر اساس تجربه و آزمون عمل نمايد ..

10) مدير بايد از امور بازرسي داشته و براي بازرسي افراد صالح بگمارد ..

11) مدير بايد برنامه ريزي داشته باشد و كار امروز را به فردا نيندازد ..

12) مدير بايد وفاي به عهد داشته باشد .

ب) ويژگيهاي نامناسب كه در شأن و منزلت يك مدير اسلامي نيست

1) مدير بايد از كبر، خودپسندي و برابر دانستن خود با خدا بپرهيزد .

2) مدير بايد در رفتار با مردم از ستمگري و درنده خويي بپرهيزد.

3) مدير بايد از همنشيني با كساني كه به گفتن زشتي هاي مردم اصرار دارد بپرهيزد.

4) مدير بايد از افراد بخيل ، ترسو و حريص بپرهيزد.

5) مدير بايد از افراد متملق و كساني كه در گناه اشرار و ستمگران شريك بوده اند بپرهيزد .

6) مدير بايد از شكستن سنتهاي حسنه بزرگان و پيشينيان بپرهيزد ..

7) مدير بايد از جنگ طلبي ، خونريزي و بي عدالتي پرهيز نمايد ..

8) مدير بايد از خود پسندي ، منت گذاشتن و بزرگ نمايي كارهاي كوچك پرهيز نمايد ..]

9) مدير بايد از عجله و شتاب زدگي پرهيز نمايد ..

10) مدير بايد بر زبان خود مسلط بوده و هنگام خشم از تصميم گيري پرهيز نمايد.

11) مدير بايد در عزل و نصب كارگزاران از آزمايش و خطا بپرهيزد .