گهر های کاظمی (علیه السلام)(3)
9 بازدید
تاریخ ارائه : 5/24/2014 8:56:00 AM
موضوع: علوم حدیث

9- قالَ(علیه السلام): مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی الله [بحار الانوار، ج۷ ، ص۱۴۳]

هرکه می خواهد که قویترین مردم باشدبرخداتوکل نماید.

10- قالَ(علیه السلام): أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ [تحف العقول، ص۴۰۳]

بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند ، انتظار فرج و گشایش است.

11- قالَ(علیه السلام): رَجُلٌ مِنْ أهْلِ قُمَ یَدْعوُ النّاسَ إلَی الحَقِّ، یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الحَدیدِ

[بحارالأنوار، ج ۵۷، ص ۲۱۶]

مردی از قم، مردم را به حق فرا می‌خواند و گروهی چون پاره‌های آهن، پیرامون او گرد می‌آیند.

12- قالَ(علیه السلام): الغَضَبُ مِفتَاحُ الشَّر.

[تحف العقول، ص ۴۱۶]

خشم کلید هر بدی است

13-قالَ(علیه السلام): وَاللّه‏ِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَةِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ.

[بحارالأنوار، ج ۶، ص ۲۸، ح۲۹]

به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.

14-قالَ(علیه السلام): إنَّ الحَرامَ لا یُنمى‏ وإن نُمِىَ لا یُبارَکُ فیهِ. [الکافى ، ج ۵، ۱۲۵]

مال حرام افزون نمى‏ گرددواگرهم افزون گرددبرکت نمى‏یابد.

15-قالَ(علیه السلام): مَنِ اقتَصَدَ وَقَنَعَ بَقِیَت عَلَیهِ النِّعمَةُ ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَةُ. [تحف‏ العقول، ص ۴۰۳]

هرکه میانه‏ روى کند و قناعت ورزد، نعمت بر او بپاید و هر که بى ‏جا مصرف نماید و زیاده ‏روى کند، نعمتش زوال یابد

16-قالَ(علیه السلام): طوبى لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِکَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القیامَةِ. [تحف العقول، ص ۳۹۳]

خوشا به حال اصلاح‏ کنندگان بین مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‏اند.

17-قالَ(علیه السلام): إنَّ العاقِلَ لایَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ. [تحف العقول ، ص ۳۹۱]

خردمند دروغ نمى‏گوید ، اگرچه میل او در آن باشد.

18-قالَ(علیه السلام): مَن وَلَههُ الفَقرُأبطَرهُ الغِنى. [بحارالانوار،ج۷۴ص۱۹۸]

آنکه نَدارى حیرانش کند،توانگرى سرمستش مى سازد.

19-قالَ(علیه السلام): مَن رَأى أخاهُ عَلَى أمرٍ یُکرِهُهُ فَلَم یَرِدهُ عنهُ وَ هُو یقدِر عَلَیهِ، فَقَد خَانَه.

[الامالى صدوق،ص۳۴۳]

هر که برادرش را در کارى ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است.