«کارکردهای فرهنگی اعتکاف در جامعه امروز»
68 بازدید
تاریخ ارائه : 4/21/2015 9:33:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله‌هایی به جانب افلاک» این سخن جبران خلیل جبران در شرایطی که می‌رود روح انسان لا به لای زندگی ماشینی، فولاد شود، تجلی آن در ذهن، روان را تازه می‌کند. حلاوت این تازگی روح در ماه رجب که به واقع از شورانگیزترین ماه‌های قمری خداست، بیشتر بر رگ‌های وجودی جان می‌نشیند. «ایام البیض» از آن جهت که فرصتی برای یافتن آرامش در هیاهوی زندگی پر دغدغه امروز است، می‌باید با بازشناسی دوباره آن بتوان روحی دوباره را در کالبد جسم ببخشد تا در فرصتی حداقل سه روزه، روان را از تمام آلودگی‌های بشری تصفیه کند. معتکف در عبادتی که محور آن راز و نیاز باخداوند و تهذیب نفس و تقویت روح به مدت طولانی در نقطه ای معین است، مجالی می‌یابد تا به دور از زندگی مادی به خود بازگردد، چه زیبا سخن گفته‌اند مولایمان امیرالمؤمنین (ع) که «براستی هر که خود را شناخت، خدا را شناخت» اعتکاف فرصتی را به انسان می‌دهد که در مسیر خود شناسی به خداشناسی برسد. بنای روانی و روحانی اعتکاف که بر چهار پایه نیت، توقف در مسجد جامع شهر، کمتر از سه روز نبودن اعتکاف و روزه دار بودن معتکف استوار است، آثار فردی و اجتماعی بسیاری دارد. اما تا کنون چه قدر شاهد این آثار پایدار فردی واجتماعی در جامعه بوده‌ایم؟ البته از آثار آن درجامعه نمی‌توان چشم پوشی کرد اما آیا میزان این تأثیرات مورد انتظار بوده است؟ آیا در شرایط کنونی که جامعه ما از بحران‌های هویتی و اجتماعی رنج می‌برد، فرصت این نیست که با واکاوی ابعاد مختلف آیین اعتکاف و یافتن راه‌های اثربخشی آن، غبار غفلت از وجوه مختلف آن زدوده شود؟پیشینه این آیین در تاریخ مذهبی ما بسیار قدیمی است و به کشتی نوح، ماجرای یونس پیامبر در شکم نهنگ و اصحاب غار کهف بر می‌گردد، اعتکاف حفاظی برای مراقبت روح و روان اوست، علاوه بر منافع معنوی، اعتکاف نمادی از سالم سازی روح و روان است. محل اعتکاف و شرایط آن فرد را از آسیب‌های بیرونی نگه می‌دارد تا به پختگی روانی و معنوی برسد و بتواند در بیرون از محل اعتکاف بدون آسیب‌های خارجی به زندگی ادامه دهد، تقوا، مراقبت نفس از آسیب‌ها و تقویت سیستم ایمنی روانی انسان است و فرآیند اعتکاف، تقوا را در فرد بیشتر می‌کند.معتکفین در محل اعتکاف، روح خود را تصفیه کرده و در همه حالات از خود مراقبت می‌کنند. اعتکاف، علاوه براینکه معتکف را به اصل خود پیوند می‌زند، فرآیند تقوا را نیز در او تسهیل می‌کند، زیرا فرد در آن محیط، سیستم روانی و معنوی خود را ترمیم می‌کند. معتکف خود را از سموم معنوی، روانی و جسمانی پاک می‌کند. در حقیقت اعتکاف تمرینی برای خود سازی و نوسازی وجود است. زمانی که انسان خود را از این سموم آزاد می‌کند، دلش شفاف می‌شود. با افکار سنجی و رفتار سنجی افراد، قبل و بعد از اعتکاف می‌توان تفاوت در شرایط روحی آنان را دید. در جریان اعتکاف شعر مولوی اتفاق می‌افتد که می‌گوید «رو سینه را چون سینه‌ها/ هفت آب شو از کینه‌ها/ وانگه شراب عشق را/ پیمانه شو، پیمانه شو» بعد از تصفیه از آسیب‌های بیرون، دل معتکف هم به تبع تقواهای درون، آیینه شده و دل برای عشق به خدا و خدمت به مردم آماده می‌شود. اکنون این قلب پذیرای بینش، دانش و خوبی‌هاست. غباری اظهار می‌کند: مطالعات نشان می‌دهد که معتکفین در زمان اعتکاف بسیار با هم رئوف و سازگار هستند، زیرا قلب آن‌ها شفاف شده و آمادگی روحی بالایی پیدا کرده‌اند. زمانی که عشق خدا در دل انسان تعبیه شود، زندگی او عوض می‌شود و به گفته روان شناسان انسان تولدی دوباره می‌یابد. در این شرایط که انسان مصون از آسیب‌ها شده است، می‌تواند زندگی خودش را بسازد. این مرحله خودسازی است. در این شرایط فرد در نماز خود، معراج را حس می‌کند، رابطه او با دیگران بهبود می‌یابد، روحش بالاتر می‌رود و ارتباط بهتری با مردم دارد. زمانی که درون انسان تلطیف شود، او از زیبایی‌های بیرونی لذت می‌برد و آن را تحسین می‌کند. هر اندازه معتکف، آداب را به درستی انجام دهد و پیوندی میان این ذکرها و قلب خود ایجاد کند قطعاً تأثیر پایدارتری بر روح و روانش می‌گذارد. به اعتقاد من باید بر روی آیین اعتکاف مطالعات و تحقیقات علمی انجام شود. فقها، عرفا و روان شناسان باید مجموعه‌ای داشته باشند و بر روی اثر بخشی بیشتر اعتکاف و کارکردهای اجتماعی آن کار علمی انجام دهند. قطعاً باید کیفیت و کمیت این امر جدی گرفته شود. اعتکاف در مجموع تأثیرات فردی و اجتماعی دارد، اما میزان تأثیر آن به عمق و تعداد اعتکاف کنندگان بستگی دارد.