دریای فضایل امام جواد(ع) بی کرانه است
125 بازدید
تاریخ ارائه : 4/29/2015 3:38:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

 امامت هديه اي الهي براي همه آحاد امت است تا به مدد آن در صراط مستقيم قرارگيرند. امام جواد ضامن اجراي احکام قرآن، مشعل هدايت در شب هاي تيره و فروغ يقين افروز در پيچ و خم‌هاي شک واضطراب است. امام جواد(ع) دردوران سياه حکومت خلفاي بني عباس ،به رغم عمر کوتاه خود توانست کشتي امت را به خوبي هدايت کند و براي مومنان ، مشعلي تابان در شب سياه انحراف و کج انديشي باشد. آن حضرت با بيان مسائل بنيادي دين، از پرچم هماره برافراشته اسلام پاسداري کرد. درياي فضايل امام جواد(ع) بي کرانه است. او برگزيده خداوند ، قرآن ناطق، حقيقت مجسم و هدايتگر توحيديان است. امام جواد(ع) در دوران کوتاه امامت خود، با کردار وگفتار خود معارف ناب را بر جان تشنه مومنان جاري مي ساخت. واميدواريم بتوانيم در قالب بيان نکاتي موجز، مروري مختصر بر زندگي آن امام همام داشته باشيم؛

 اول) حضرت امام محمدتقي دهم ماه رجب سال ۱۹۵ هجري قمري درمدينه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت رضا (ع) و مادر ارجمندش بانويي مصري تبار به نام سبيکه بود که ازخاندان ماريه قبطيه همسر پيامبر (ص) به شمار مي رود. از مادر آن امام با نام هاي ديگري نيز ياد کرده اند همچون نوبيه و سکينه، ( که شايد اين نام آخر صورت تصحيف شده سبيکه باشد) خيزران و دره. امام رضا(ع) آن بانو را خيزران مي خواند وگفته اند نامش ريحان و قبطي و مکني به ام الحسن بود . از نظر فضايل اخلاقي در درجه والايي قرارداشت و برترين زنان زمان خود بود. حضرت رضا در مورد منزلت فرزندش امام جواد ومادر مکرمه آن حضرت، به يارانش فرمود: من داراي پسري شده ام که همچون موسي شکافنده درياهاي علم است ومانند عيسي مادري پاک دارد.

 دوم) حضرت جواد(ع) در داشتن تمام صفات زيباي اخلاقي وانساني سرآمد خوبان روزگار بود. پارسايي، علم و دانش و بخشندگي اش موجب شده بود با القاب جواد، تقي، مرتضي و منتجب شناخته شود. اما در اين ميان لقب ابن الرضا به خاطر شکوه و جلال امام رضا(ع) درميان مردم شهرت بيشتري داشت.

 سوم) امام جواد(ع) سه سال داشت که محمد امين فرزند هارون الرشيد به دست برادرش در سال ۱۹۸هـ .ق به قتل رسيد و حاکميت مامون آغازگشت . مامون درسال ۲۱۸ هـ . ق درگذشت ومعتصم عباسي در ماه شعبان ۲۱۸ هـ. ق به خلافت رسيد. از اين رو بايد گفت امام جواد(ع) در زندگي کوتاه و پربارخويش و در دوران هفده ساله امامت خود با سه خليفه عباسي هم عصربوده است.

 چهارم) امام جواد در سال ۲۰۳ هجري قمري پس از شهادت پدرش امام رضا(ع) و در سن هفت سالگي به امامت رسيد. هنگامي که امام رضا(ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت امام جواد(ع) که کودک بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا(ع) در مدينه ماند ودر سال ۲۰۲ هجري قمري براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.

 پنجم) صفوان بن يحيي، از ياران مخلص امام رضا(ع) مي گويد در مدينه به حضور آن حضرت شرفياب شدم وعرض کردم؛ پيش از آنکه خداوند ابو جعفر(جواد) را به شما عنايت فرمايد، درباره امام بعد، ازشما پرس وجو مي کرديم وشما مي فرموديد خداوند به من پسري عنايت خواهد فرمود. اکنون خداوند پسري به شما عنايت کرد وچشم ما به وجود وي روشن گرديده است. تکليف ما پس ازشما چيست وامام ما چه کسي خواهد بود؟

امام رضا(ع) در پاسخ به امام جواد(ع) که در مقابلش ايستاده بود اشاره نمود. من در جواب گفتم فدايت شوم اوکه بيش ازسه سال ندارد؟! امام رضا فرمود:" کمي سن ايرادي ندارد؛ چون حضرت عيسي در حالي که کم تر از سه سال سن داشت به پيامبري رسيد".

 ششم) مامون شيفته ابو جعفر بود. زيرا مي ديد آن امام با آن سن و سال اندک که در فضل و حکمت وعلم وآداب و کمال عقل تا چه اندازه پيش است. به طوري که هيچ کدام از مشايخ هم عصر آن حضرت با وي برابري نمي کردند. طبرسي نيز در اعلام الوري مي گويد: آن حضرت در روزگار خويش با وجود سن و سال اندکش ، به مرحله اي از فضل ودانش و حکمت و آداب دست يافت که هيچ يک از بزرگان ومعمران را با وي ياراي برابري نبود. از اين رو مامون چون علو رتبت وبزرگي منزلت آن حضرت را در تمام فضايل ديد، سخت شيفته و فريفته وي شد ودخترش را به همسري او در آورد وبر تعظيم و توفير و بزرگداشت آن حضرت سعي وافر نشان مي داد.

 هفتم) امام جواد(ع) از همان آغاز امامت با سيل رنج ها رويارو بود: مشکلاتي که گاه از سوي حاکمان، زماني از طرف کارگزاران ومنسوبين به طاغوتها وگاهي ازسوي جاهلان، متعصبان ، گروههاي انحرافي و ... ايجاد مي شد. اينک نمونه هايي را مرور مي کنيم:

۱) شکستن حريم امامت

محمد بن ريان مي گويد :مامون به هر حيله اي متوسل مي شدتا بر امام نفوذ پيدا کند،اما ممکن نمي شد، تا اينکه اين فرصت هنگام ازدواج دخترش با امام به دست آمد. وقتي مي خواست دخترش ،ام فضل را به خانه امام جواد(ع) بفرستد، دويست دختر از زيباترين کنيزکان خود را طلبيد و به هريک جامي که داخل آن گوهري بود داد تا وقتي در جايگاه نشست ، از او استقبال کنند ، اما حضرت به هيچ يک توجهي نکرد. در آنجا مردي بود که مخارق ناميده مي شد و صاحب صدا وعود و ضرب بود وريشي دراز داشت . مامون او را طلبيد . درگفتگوي مامون ومخارق، مخارق گفت : اگر به چيزي از امور دنيا مشغول باشد من براي مقصود شما کفايت مي کنم. آن گاه رو به روي امام نشست، و وقتي توجه همه را جلب نمود، شروع به نواختن کرد. امام دقايقي بي توجهي کرد وناگهان سربرداشت وفرمود:" اتق الله يا ذا العثون ؛ اي ريش دراز از خدا بپرهيز." مخارق چنان از فرياد امام وحشت کرد که ساز وعود از دستش افتاد وتا لحظه مرگ دستش فلج ماند. وقتي مامون از دليل آن حالت پرسيد ، گفت: ازوقتي ابوجعفر بر سرم فرياد کشيد،وحشتي مرا فرا گرفت که هرگز از جانم بيرون نمي رود.

۲) تهمت

فضاي تنگ و خفقان آلود حاکم بر جامعه چنان امام و يارانش را در تنگنا قرار داده بود که گاه افراد وابسته به طاغوت به آن حضرت توهينهاي سنگيني مي کردند وامام تنها به شکوه به درگاه الهي بسنده مي کرد. از جمله عمر از خاندان فرج که با چپاول ورشوه ودزدي ثروت زيادي فراهم آورده بود ودر حکومت بني عباس نفوذ داشت، مدتي فرماندار مدينه شد ودر همان زمان نسبت به خاندان نبوت خشونت به خرج مي داد و کار را به جايي رساند که به امام گفت: به گمانم تو مست هستي! امام جواد(ع) در مقابل اين گستاخي تنها به درگاه الهي پناه برد و فرمود:" اللهم ان کنت تعلم اني امسيت لک صائما فاذقه طعم الخرب وذل الاسر؛ خدايا! چنانچه تو مي داني امروز براي تو روزه بودم پس طعم غارت شدن و خواري اسارت را به او بچشان. " طولي نکشيد که در سال ۲۳۳هـ ق متوکل بر او غضب کرد و دستور داد ۱۲۰ هزار دينار به عنوان ماليات و ۱۵۰ هزاردينار از برادرش بگيرند. او بارديگر به عمر غضب کرد ودستورداد هرچه مي توانند برگردنش ضربه بزنند و ۶ هزار ضربه زدند وبار سوم کشان کشان به بغداد بردند و همان جا در اسارت مرد. واقعه توهين به امام جواد (ع) چنان سنگين بود ودل امام هادي(ع) را به درد آورده بود که وقتي خبر مرگ عمر را آوردند، ۲۴مرتبه " الحمدلله" گفت.

۳) توطئه قتل به اتهام خروج

قطب راوندي از ابن ارومه چنين نقل مي کند: معتصم تعدادي از وزرايش را فرا خواند و گفت: عليه محمد بن علي بن موسي(ع) نزد من شهادت دروغ دهيد و بنويسيد که مي خواهد خروج کند. آن گاه امام را خواست وگفت: تو عليه من توطئه کرده اي ! امام فرمود: " والله ما فعلت شيئا من ذالک؛ به خدا سوگند من چنين کاري نکرده ام".

مامون بر وجود شاهدان پاي فشرد . امام هم دستش را بلند کرد وعرض کرد: " اللهم ان کانوا کذبوا علي فخذهم؛ خدايا اگر بر من دروغ بسته اند، آنها را بگير." در آن لحظه ايوان لرزيد وهريک ازاطرافيان معتصم که برمي خاست، بر زمين مي افتاد. معتصم عرض کرد:" يا ابن رسول الله !اني تائب مما فعلت فادع ربک ان يسکنه ؛ اي پسر رسول خدا! از آنچه کردم توبه نمودم. از پروردگارت بخواه که آن را آرام سازد." اين بار امام دست بلند کرد وعرض کرد: " اللهم سکنه وانک تعلم انهم اعداوک و اعدائي ؛ خدايا ! آرامش ساز و تو مي داني که آنها دشمنان تو ومن هستند" در پي اين دعا آرامش به ايوان بازگشت.

هشتم) نضج گيري نحله ها وفرقه هاي گوناگون در عصر امام جواد(ع) ، فرايند عوامل گوناگوني چون گسترش جهان اسلام وورود اعتقادات و باورهاي مذاهب واديان ديگر، ترجمه آثارفلاسفه يونان ودرگيري ها، جناح بندي ها وبلوک بندي قدرت بود. امام جواد (ع) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبهه سياست و فکر و فرهنگ قرار داشت. موضعگيري ها وشبهه افکني هاي فرقه هايي چون زيديه، واقفيه، غلات ومجسمه، امام را بر آن داشت تا درحوزه فرهنگ تشيع در برابر آنان موضعي شفاف اتخاذ کند.امام در موضعگيري در برابر فرقه زيديه که امامت را پس ازعلي بن حسين زين العابدين (ع) از آن زيد مي پندارند، در تفسير آيه " وجوه يومئذ خاشعه عامله ناصبه " آنها را در رديف ناصبي ها خواندند.( رجال کشي، ص ۳۱۹- مسند الامام جواد(ع) ، ص ۱۵۰)

حضرت در برابر فرقه واقفيه که قائل به غيبت امام موسي کاظم(ع) بوده و بدين بهانه وجوهات بسياري را مصادره کرده بودند، آنان را نيز مصداق آيه" وجوه يومئذ خاشعه عامله ناصبه " به شمار آورده و در بياني فرمودند: شيعيان نبايد پشت سر آنها نمازبخوانند.( رجال کشي، ص ۳۹۱- مسند عطاردي ، ص ۱۵۰)

حضرت در برابر غلات زمان خويش به رهبري ابوالخطاب که حضرت علي (ع) را تا مرز الوهيت و ربوبيت بالا برده بودند، فرمودند: لعنت خدا بر ابوالخطاب واصحاب او وکساني که درباره لعن او توقف کرده يا ترديد کنند.( رجال کشي ، ص۴۴۴)

موضعگيري تند حضرت درباره اين فرقه تا بدانجا بود که حضرت در روايتي به اسحاق انباري مي فرمايند:" ابوالمهري و ابن ابي الرزقاء به هر طريقي بايد کشته شوند".( مسند الامام جواد، ص ۲۹۸)

حضرت در برابر فرقه مجسمه که برداشتهاي غلط آنان از آياتي چون" يدالله فوق ايديهم" و " ان الله علي العرش استوي" خداوند سبحان را جسم مي پنداشتند ، فرمودند: شيعيان نبايد پشت سر کسي که خدا را جسم مي پندارد نماز گزارده و به او زکات بپردازند .( تهذيب، ج ۳ ص ۲۸۳).

فرقه کلامي معتزله که پس از به قدرت رسيدن عباسيون به ميدان آمد ودر سده نخست خلافت عباسي به اوج خود رسيد يکي ديگر ازجريانهاي فکري وکلامي عصر امام جواد(ع)است. موضعگيري حضرت امام جواد(ع) چون پدر بزرگوارشان در اين برهه و در مقابل اين جريان کلامي از جايگاه ويژه اي برخوردار است تا آنجا که مناظرات حضرت جواد(ع) با يحيي بن اکثم را که از بزرگترين فقهاي اين دوره به شمار مي رفت،مي توان رويارويي تفکر ناب تشيع با مناديان معتزله به تحليل نهاد که همواره پيروزي با امام جواد (ع) بوده است.

نهم) امام جواد(ع) در مدت ۱۷ سال دوران امامت به نشر وتعليم حقايق اسلام پرداخت و شاگردان و اصحاب برجسته اي داشت که هريک خود قله اي بودند از قله هاي فرهنگ ومعارف اسلامي مانند:

ابن ابي عمير بغدادي، ابو جعفر محمد بن سنان زاهري ، احمد بن ابي نصر بزنطي کوفي، ابوتمام حبيب اوس طائي- شاعر شيعي مشهور- ابوالحسن علي بن مهزيار اهوازي و فضل بن شاذان نيشابوري که در قرن سوم هجري مي زيسته اند. اينان نيز ( همچنان که امام بزرگوارشان هميشه تحت نظر بود) هرکدام به گونه اي مورد تعقيب وگرفتاري بودند. فضل بن شاذان را ازنيشابور بيرون کردند.