امام هفتم، مشعل‏دار عبادت و دعا
266 بازدید
تاریخ ارائه : 5/11/2015 5:46:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

عبادت، دعا، پرستش و نيايش، نياز فطري و دروني انسان است; چرا که انسان فطرتا به گونه‏اي آفريده شده که در هر وضعيتي قرار داشته باشد مايل به عبادت و محتاج به پرستش است . به همين جهت، هيچ قوم و گروهي از انسانها عاري از پرستش و نيايش نبوده‏اند و دانشمندان هم معترف‏اند که يکي از چهار ميل اساسي انسان (حس دانايي، حس نيکي، حس زيبايي و حس مذهبي) ميل به پرستش و نيايش است .

آلکسيس کارل، روان شناس معروف مي‏گويد: «فقدان نيايش در ميان ملتي برابر با سقوط آن ملت است; اجتماعي که احتياج به نيايش را در خود کشته است، معمولا از فساد و زوال مصون نخواهد ماند .» (1)

و از طرف ديگر، عبادت و دعا راهي به سوي کمال، بلکه تنها راه رسيدن به کمال و سعادت ابدي دنيا و آخرت است . امام صادق عليه السلام فرمود: «ان عند الله عزوجل منزلة لاتنال الا بمسالة; (2) در نزد خداوند مقاماتي است که بدون درخواست [و دعا، کسي] به آن نمي‏رسد .»

يکي از دانشمندان مي‏گويد: «وقتي که مانيايش مي‏کنيم، خود را به قوه پايان ناپذيري که تمام کائنات را به هم پيوسته است، متصل و مربوط مي‏سازيم .» (3) و اضافه مي‏کند: «امروز جديدترين علم; روان پزشکي، همان چيزهايي را تعليم مي‏دهد که پيامبران تعليم مي‏دادند، چرا؟ به علت اينکه روان پزشکان دريافته‏اند که دعا و نماز و داشتن يک ايمان محکم به دين، نگراني و تشويش و هيجان و ترس را که موجب نيم بيشتري از ناراحتيهاي ما است، برطرف مي‏سازد .» (4)

عبادت حضرت

حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام به شهادت تاريخ و حتي مخالفان، بخش مهمي از ساعات زندگي خويش را به عبادت و دعا و نيايش و مناجات گذراند و ارزشمندترين لحظات آن حضرت زماني بود که با خداي خويش خلوت داشت . او با تمام وجود و احساس و عاطفه‏اش متوجه خداوند بود . هرگاه در حال نماز يا مناجات در پيشگاه خداي بزرگ قرار مي‏گرفت، اشکش چون باران جاري بود و از خوف عظمت‏ خداوند مضطرب بود: «انه کان يصلي نوافل الليل ويصلها بصلاة الصبح، ثم يعقب حتي تطلع الشمس، ويخر لله ساجدا فلا يرفع راسه من الدعاء والتمجيد حتي يقرب زوال الشمس; (5) هميشه اين گونه بود که نوافل شب را مي‏خواند و آن را به نماز صبح وصل مي‏کرد . آن گاه تا طلوع آفتاب به تعقيبات نماز مي‏پرداخت . سپس به سجده مي‏افتاد و سر از سجده و دعا و تمجيد (الهي) تا نزديک زوال برنمي‏داشت .»

هرگاه داخل مسجدالحرام مي‏شد، به سجده مي‏افتاد و با اشک جاري و اخلاص و خشوع عرضه مي‏داشت: «عظم الذنب من عبدک، فليحسن العفو من عندک; (6) گناه بنده‏ات بزرگ شد، پس بخشودگي از نزد تو چه زيبا است .»

 و در زيارت نامه آن حضرت چنين مي‏خوانيم: «وصل علي موسي بن جعفر وصي الابرار وامام الاخيار ... الذي کان يحيي الليل بالسهر الي السحر بمواصلة الاستغفار حليف السجدة الطويلة والدموع الغزيرة والمناجاة الکثيرة والضراعات المتصلة; (7) درود بر موسي بن جعفر عليه السلام وصي نيکان و پيشواي برگزيدگان ... آن کسي که شب را تا سحر [زنده مي‏داشت و] به استغفار هميشگي و سجده‏هاي طولاني و گريه‏هاي سرشار و مناجات بسيار و ناله‏ هاي پي در پي بيدار بود .»

حتي مخالفان آن امام نيز بدين امر اعتراف نموده‏اند; محمد بن طلحه شافعي درباره آن حضرت مي‏گويد: «انه الامام جليل القدر عظيم الشان کثير التهجد المواظب علي الطاعات المشهور بالکرامات مسهر اليل بالسجدة والقيام ومتم اليوم بالصيام والصدقة والخيرات المسمي بالکاظم لعفوه واحسانه بمن اسائه والمسمي بالعبد الصالح لکثرة عبوديته والمشهور بباب الحوائج اذ کل من يتوسل اليه اصاب حاجته . کراماته تحار منها العقول; (8) به راستي او (موسي بن جعفر) پيشواي جليل القدر و بزرگ منزلت است . او شب زنده‏دار و مواظب بر طاعات (پروردگار) است . مشهور به کرامات مي‏باشد، شب تا صبح به سجده و نماز [و عبادت] مي‏پردازد و روز را به روزه و اعانت و خيرات [به ديگران] به پايان مي‏رساند .

کاظم (فرو برنده خشم) ناميده شده، به خاطر گذشت و احسانش به افرادي که به او بدي کرده‏اند . بنده صالح ناميده شده، به خاطر زيادي بندگي [و عبادت] . و به «باب الحوائج‏» مشهور مي‏باشد; زيرا هر کس به او متوسل شود به حاجتش مي‏رسد . کرامات او به قدري فراوان است که عقلها از آنها در تحير مي‏ماند .»

مامون از پدرش هارون (که دشمن جان حضرت و قاتل او بود) چنين نقل نموده است: «اذ دخل شيخ مسخد قد انهکته العبادة کانه شن قد کلم السجود وجهه وانفه; (9) پير مردي وارد شد که صورتش از شب بيداري زرد شده و ورم کرده بود و عبادت او را رنجور و لاغر نموده و همچون مشک خشکيده شده و زيادي سجده پيشاني و بيني او را مجروح نموده بود .»

از عبدالله قزويني نقل شده که روزي بر فضل بن ربيع وارد شدم، در حالي که بر بام خانه خود نشسته بود و آن‏گاه که نگاهش بر من افتاد، مرا نزد خود طلبيد و گفت: از اين روزنه نگاه کن چه مي‏بيني؟ گفتم: جامه‏اي که بر زمين افتاده است . گفت: با دقت نگاه کن! چون دقت‏بيشتري به خرج دادم، گفتم: انساني مي‏نمايد که به سجده رفته است . گفت: او را مي‏شناسي؟ گفتم: نه . گفت: اين مولاي تو است . گفتم: مولاي من کيست؟ گفت: تجاهل مي‏کني؟ گفتم: نه، من مولايي براي خود نمي‏شناسم . گفت: اين موسي بن جعفر عليه السلام است، که من شب و روز مواظب حالات او هستم و او را جز به اين حال که مي‏بيني، نمي‏يابم; چون نماز صبح را اقامه مي‏کند تا طلوع آفتاب مشغول تعقيبات است . آن‏گاه به سجده مي‏رود و به همان حال باقي است تا زوال شمس، و به کسي سپرده است که هنگام زوال و ظهر به او خبر دهد، آن‏گاه بدون تجديد وضو مشغول نماز ظهر و عصر و نافله آن مي‏شود و باز به سجده مي‏رود تا غروب آفتاب و بعد از نماز مغرب و عشاء و تعقيبات آن افطار مي‏کند، و بعد از آن تجديد وضو نموده به سجده مي‏رود، بعد از سجده طولاني، به بستر خواب رفته، و بعد از بيداري و تجديد وضو مشغول عبادت و نماز مي‏شود تا اذان صبح ... از آن روزي که او را نزد من آورده‏اند، پيوسته کار و عادتش اين است و چيزي جز عبادت از او نديده‏ام، عبدالله مي‏گويد: چون اين سخن را از او شنيدم گفتم: از خدابترس و قصد بدي نسبت‏به او نداشته باش که باعث زوال نعمت از تو مي‏شود; زيرا هر کس به اين [خانواده] بدي کرده است، به سرعت در همين دنيا به جزاي خود رسيده است .

فضل گفت: بارها نزد من آورده‏اند که او را به شهادت برسانم، ولي من زير بار نرفته‏ ام و به آنها گفته‏ام که اين کار از من ساخته نيست . (10)

آنچه در عبادات و دعاهاي آن حضرت قابل دقت و توجه مي‏باشد، اين است که هرگز عباداتي خشک و بي‏روح و بي‏اثر و عاداتي خالي از توجه نبوده است; بلکه عبادات آن حضرت ويژگيهايي دارد که به برخي از آنها اشاره مي‏شود .