جواني شبيه پيامبر(ص)
33 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

با عنايت به فرارسيدن سالروز ميلاد با سعادت اشبه الناس خَلقاً و خُلقاً بِرسول الله حضرت علي اکبرو مصادف بودن آن با روز جوان بر آن شديم تا درباره ي شخصيت و فضايل و مناقب آن بزرگوار که گفته شد از جهت سيرت و خلق و خوي و صباحت رخسار شبيه ترين مردم به پيامبر اکرم (ص) بوده و شجاعت را از جدش علي بن ابي طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات محامد و محاسن است مطالبي را به صورت اجمال تقديم کنيم. اميد است اين مطالب زمينه اي براي معرفت و شناخت بيشتر حقير و مشتاقان و شيفتگان به ويژه جوانان به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و خاندان آنان باشد.در کتاب شريف"نفس المهوم"آمده که در رابطه با ولادت حضرت علي اکبر (ع) اختلاف عظيمي است. بنا به روايتي حضرت علي اکبر (ع) در يازدهم شعبان سال 43 هجري قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود اما در کتاب"عيون الصبري"آمده که آن حضرت متولد سال 33 هجري قمري بود که در واقعه کربلا بيست و هفت سال داشت و ابن شهر آشوب در کتاب مناقب نوشته؛حضرت علي اکبر (ع) در واقعه کربلا 18 ساله بود و شيخ مفيد عليه الرحمه در ارشاد او را 19 ساله مي داند و بعضي نيز گفته اند او در واقعه کربلا 25 ساله بود. اما متفق الکلام مورخان و نسب شناسان از جمله شيخ محمد بن ادريس ،ابن خلکان،تاريخ يعقوبي يازدهم ماه شعبان سال سي و سوم هجرت است که در واقعه کربلا 27 سال داشت که وي بزرگتر از امام سجاد(ع) بود که در کربلا 23 سال داشته اند ، مي دانند.
آشفتگي اوضاع سياسي و آتش افروزي حاکمان ستمگر آن عصر بدان حد بود که نام "علي" جرمي نا بخشودني حساب مي شد و بر زبان راندن اين واژه مقدس ممنوع بود. اما پدر وي که به خوبي مي دانست که نام، ديباچه شخصيت و نشان دهنده شرافت،ادب و عظمت است نام کودک را علي نهاد. نقل است وقتي والي مدينه از حضرت علي اکبر (ع) سوال کرد نام تو چيست؟ فرمود: علي،سوال نمود نام برادرت؟فرمود:علي. آن شخص عصباني شد و گفت: ما يريد ابوک؟پدرت چه مي خواهد،همه اش نام فرزندانش را علي مي گذارد.زمانيکه حضرت علي اکبر(ع) اين حرف را نزد پدر برد امام حسين (ع ) فرمود:والله اگر پروردگار دهها فرزند پسر به من عنايت کند نام همه ي آن ها را علي مي گذارم.
اکبر به معني بزرگتر مي باشدو اين لقب به سبب فزوني سن او از امام سجاد (ع) بوده است .اين امر را صريحا حضرت زين العاابدين(ع) ذکر فرموده اند،هنگامي که ابن زياد به ايشان گفت آيا خداوند علي را در واقعه کربلا نکشت فرمود:کان لي اخ يقال له علي اکبر مني قتله الناس من برادري بزرگتر از خود داشتم که شما او را به قتل رسانديد.
شيخ محمد بن ادريس در کتاب "سرائر"مي گويد: مطلبي که صحيح تر و مشهور تر بين علماي تاريخ و نسب مي باشد آن است حضرت علي اکبر(ع) از حضرت امام سجاد (ع) بزرگتر بوده است .ابن حرير طبري از حميد بن مسلم نقل مي کند که مي گويد علي بن حسين را مشاهده نمودم در حاليکه بيمار بود و علي اکبر با پدرش کشته شد و بازمانده اي ندارد و علي اوسط فرزند ديگر امام حسين (ع) در کربلا حضور داشت و در آن هنگام بيست و سه ساله بود و در بستر بيماري قرار داشت که نسل پدر را حفظ کرد.
حضرت علي اکبر(ع) در عنفوان جواني آثار جلالت و انوار فضيلت بر سيماي مبارکش مي درخشيد.در وجود سرشارش کرم نبوي را به ياد مي آورد و در شرف و مجد بزرگ منشي حضرت رسول(ص) را در خاطره ها تجسم مي بخشيد،آراسته به تمامي صفات نيک بود و متجلي به انواع مناقب و فضايل و به مصداق"الفضل ما شهدت به الاعداء"فخر آن است که دشمن گويد.اين سخن معاويه را ياد آور مي شويم که علي رغم دشمني سرسخت خود با بني هاشم چاره اي نيافت جز آنکه در برابر سران شام اعتراف کند که حضرت علي اکبر(ع) به مجمع فضايل بوده و شايسته ترين فرد براي امر خلافت و زعامت امت مي باشد آن هنگام که در قصر خود از حاضران پرسيد:چه کسي در اين زمان براي خلافت مسلمان بر ديگران برتري دارد و براي حکمراني بر مردم از ديگران سزاوارتر است؟ روباه صفتان زشت سيرت که نام و نشان خود را در تملق مي يافتند به ستايش خليفه پرداختند و او را لايق اين منصب معرفي کردند.اما معاويه گفت:نه چنين نيست اولي الناس بهذاالامرعلي بن الحسين بن علي جده رسول الله و ضيه شجاعه بني هاشم و سخاه بني اميه ورهو ثقيف شايسته ترين افراد براي امر حکومت علي اکبر فرزند امام حسين (ع) است که جدش رسول خدا(ص) است و در شجاعت بني هاشم سخاوت بني اميه و زيبايي قبيله ثقيف را در خود جمع کرده است.
آري حضرت علي اکبر(ع) جواني چند بعدي بود و سطرهاي کتاب وجودش با حکمت نگاشته شده و چشمه هاي دانش و دانايي از اعماق وجودش مي جوشيد .در مجالس گوناگون عالمانه و انديشمندانه لب به سخن مي گشود و از آنجا که از جدش رسول خدا (ص) سخنان بسياري روايت مي کرد ، به عنوان محدث شناخته شد و افزون بر صفات ظاهري و باطن به طور چشمگير در وجود حضرت علي اکبر(ع) ديده مي شد . کمالات و مقامات معنوي وي نيز در رتبه اي برتر از ديگران قرار داشت.
امام حسين (ع) با خواندن آيات 33و34 سوره آل عمران ان الله اصطفي آدم و نوحا و ال ابراهيم و آل عمران علي العالمين ذريه بعضها من بعض والله سميع عليم.عظمت فرزند خود را بيان مي کند که او نه تنها شبيه مصطفي (ص) است بلکه خود او برگزيده خدا و مبرا از خطا و لغزش است .
در زيارت آن حضرت مي خوانيم :و جعلک من اهل بيت الذين اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا دلالت آيه تطهير بر عصمت اهل بيت (ع) قابل انکار نيست در اين جمله از زيارت حضرت علي اکبر(ع) از همان اهل بيتي شمرده مي شود که معصوم اند و هر پليدي از آنان دور است زيرا هيچ کس به درجه چهارده معصوم (ع) نمي رسند لکن خداوند مقام عصمت را به حضرت علي اکبر(ع) لطف فرموده است . کلمه "طيب "و "زکي" که در زيارت رجبيه امام حسين (ع) است را مي توان مويد عصمت آن جناب دانست.
آيت الله العظمي آخوند ملا علي معصومي همداني مي فرمودند : عصمت انبيا و ائمه لازم واجب است اما زينب کبري(ع) و حضرت ابوالفضل (ع) و نيز حضرت علي اکبر(ع) هم معصوم اند با اين تفاوت که عصمت آنها واجب نبود.
يک جلوه از اين نبوت معنوي را مي توان در سخاوت و مهمان نوازي او مشاهده کرد.
حضرت علي اکبر(ع) مانند عموي بزرگوارش از سخي ترين افراد به شمار مي رفت تا آنجا که "نار القري" مي افروخت و از مردمي که در بيابان ها مسکن و ماوا نداشتند پذيرايي مي کرد 
برخي از مورخان و نويسندگان از جمله ابوالفرج اصفهاني و ابن ادريس و... تربيت شدند در دامان عمويش حضرت امام حسن مجتبي (ع) و پدرش سيد الشهدا (ع) را در کلام فوق مي دانند و به نقل روايتي از امام صادق (ع) که فرمود: هر گاه کنار قبر فرزندم امام حسين (ع) مي روي و مي گويي:سلام بر تو اي فرزند رسول خدا، سلام بر تو اي فرزند امير المومنين (ع) سلام بر تو اي فرزند حسن و حسين (ع) .شيخ صدوق (ره) بعد از نقل اين زيارت مي فرمايد:براي اين فرزند امام حسن (ع) گفته شده است که چون امام مجتبي (ع) مربي و معلم حضرت علي اکبر(ع) بوده است و در حديث آمده است: پدر سه گونه است: آنکه تورا به دنيا آورد و کسي که تو را تعليم نموده و ديگري پدر زن.
از جمله مطالبي که در باب مقاتل با هم اتفاق دارند اين است که وقتي حضرت علي اکبر(ع) با اجازه پدر عازم ميدان جنگ گرديد حضرت امام حسين (ع)سر به سوي آسمان برداشت و فرموداللهم اشهد علي هولا ءالقوم فقد برزاليهم غلام اشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولک ،کنا اذا اشتقنا الي نبيک نظرنا الي وجهه خدايا بر اين مردم گواه باش ،جواني که در ظاهر و باطن و گفتار شبيه ترين مردم به رسولت بود به سوي آسمان ها رفت ما هر گاه مشتاق پيامبرت بوديم به چهره او نگاه مي کرديم.
اين سخن گوهر بار امام حسين (ع) ما را به اين امر آگاه مي سازد که حضرت علي اکبر(ع) آيينه جمال نبوي و کمال سرمدي آن بزرگوار بود و تمامي خصايص پيامبر اکرم (ص) را اعم از تقوا، اخلاص، شجاعت، بخشش و بردباري، خوش رويي، نيک خلقي، آرام خويي، قاطعيت در راه خدا، دوري از رذايل و پستي ها و ديگر فضايلي که خداي تعالي آن ها را بزرگ شمرده دارا مي باشد.
مورخان کسي را از آل رسول الله (ص) ياد نکرده اند که در همگي آن ويژگي ها شبيه حضرتش باشد مگر حضرت علي اکبر(ع).
حضرت علي اکبر(ع) در حماسه کربلا درخشش چشمگير داشت و با هر بار حمله خود دهها نفر را به خاک هلاکت مي انداخت.هنگامي که با25 سوار به ساحل فرات روانه شدو براي 300 نفر از خاندان و اصحاب امام حسين (ع) آب آورد، بسياري از دشمنان و سرپرستان حفاظت از فرات را از دم تيغ خود گذراند و پشت دشمن را به لرزه در آورد.و زمانيکه سپاه دشمن مشاهده مي نمود که جمال محمد در جلال علي مظهر و عصمت فاطمه و خلق حسن و شجاعت حسين (عليهم السلام) در برابرشان جلوه گر شد.در آن هنگام که حماسه مي آفريد معلوم نبود که علي اکبر(ع) است که به قلب دشمن مي زند يا علي مرتضي(ع).
جمعي را مدهوش از شجاعتش مي ديدي و جمعي را از بيم ميخکوب بر زمين .فرياد الله اکبر و تبارک الله بلند بود و به هر سو که مي تاخت ،خصم فرار را بر قرار ترجيح ميداد و احدي را جرات مقابله با اين سالار هاشميان نبود . بنا به نقل مقتل نويسان زمانيکه حضرت علي اکبر(ع) به لشکر ابن سعد روي کرد و گروهي از آنان را به خاک هلاکت افکند تا آنکه صداي ضجه و شيون از آنان بلند شد که نقل کردند در مرحله اول 120تن از آنان را کشت.
حضرت علي اکبر(ع) پس از مدتي جنگيدن ، با بدن مجروح نزد پدر بازگشت و گفت:"يا ابتا، العطش قد قتلني و ثقل الحديد اجهدني فهل الي شربه من ماء سبيل اتقوي بها علي الاعداء" پدرم تشنگي مرا کشت و سنگيني آهن توانم را گرفت ،آيا قدري آب هست تا براي جنگيدن با دشمن توانا شوم. حال اين سوال مطرح است با اينکه حضرت علي اکبر(ع) مي دانست در خيام و نزد پدر آب نيست،پس چرا از پدر آب درخواست نمود؟ مرحوم محدث قمي (ره) در کتاب مدينه المعاجز آورده که عبيدالله بن الحر گفت: ديدم علي اکبر در کودکي از پدر خود انگور خواست و حال آنکه فصل انگورنبود حضرت دست بر ستون مسجد زد و انگور و موز بيرون آورد و فرمود:آنچه نزد خداست براي دوستانش بيش از اين است، روي همين اصل از پدر آب خواست تا از راه اعجاز آبي پديد آورد. و به روايتي حضرت در جواب فرزند فرمود: زبان خود را نزديک بياور . زبان پسر را در دهان گرفت و مکيد بني هات لسانک فاخذ بلسانه فمصه تا به او نشان دهد که کام پدر از فرزند خشکتر است و يا شايد با اين عمل ،فرزند را به حقايقي عرفاني آگاه کرد و درجات معنوي وي را ارتقاء داد . چنانکه به همين منظوررسول خدا (ص) در پايان زندگانيش حضرت علي (ع) را نزد خود خواند و زبان در کامش نهاد.
حضرت علي اکبر(ع) بنا به گفته مقتل نويسان دو مرتبه به ميدان دشمن رفت ،مرتبه ي اول که مبارزه با لشکر ابن سعد کرد و آنچنان ضربات خيره کننده اي بر دشمن وارد ساخت که نقل کردند 120 نفر از سواران دشمن را کشت. تشنگي بر آن حضرت چيره شد. نزد پدر برگشت و درخواست آب نمود که امام حسين(ع) فرمود: محبوب دلم صبر کن بزودي رسول خدا (ص) تو را سيراب خواهد کرد که بعد از آن هرگز تشنه نخواهي شد. آن گاه حضرت علي اکبر(ع) براي دومين بار به ميدان جنگ رفت و 80 نفر از آن ناپاکان را به جهنم فرستادو در اين هنگام مره بن منفذ شمشير بر سر مبارک آن جناب زد . در اين حال صدا زد :يا ابتا ، عليک مني السلام هذا جدي رسول الله قد سقاني بکاسه الاوفي لا اظها بعد ها ابدا و هو يقول العجل العجل گفت: بابا سلام بر تو از دست جدم سير آب شدم و انتظار تو را مي کشد.
با وجود درياي از دشمن، حضرت علي اکبر(ع) در جانبازي و ايثار گري –آن هم از سر اخلاص و صفا- کمتر درنگي نکرد و کوچکترين خللي در عزم پولادينش پديد نيامد ، بلکه در رسيدن به قرب موعود و نيل به غايت مامول لحظه اي آرام نداشت. يک نمونه شاهد بر اين اشتياق او به شهادت و آرميدن در کوي دوست حديث عقبه بن سمعان است . او مي گويد : چون سحر آن شب که امام حسين (ع) ما را در منزلگاه "قصر بني مقاتل" فرود آورد و مارا به آب برداشتن دستور داد ،سپس به را ادامه داديم .هنوز اندکي پيش نرفته بوديم که حضرتش را بر بالاي مرکب خوابي کوتاه فرا گرفت. چون بيدار گشت فرمود :انا لله و انا اليه راجعون و الحمدالله رب العالمين فرزندش علي اکبر خود را به ايشان رساند و گفت فدايت شوم علت چه بود که کلمه استرجاع بر زبان رانديد و خدا را حمد کرديد؟ امام حسين (ع) فرمود: خوابي کوتاه مرا فرا گرفت سواري را ديدم که راه را بر من گرفت و گفت اينان مي روند و به دنبال خود مرگ را هم مي برند. پس دانستم که ديگر اميدي به ادامه حيات نيست . حضرت علي اکبر(ع) گفت: لا اولسنا علي الحق پدر مگر ما بر حق نيستيم؟ حضرت فرمود: آري ما بر حق هستيم. حضرت علي اکبر(ع) عرضه داشت پس از مرگ باکي نداريم. امام حسين(ع) فرمود: خداوند بهترين پاداش را که از جانب پدري به پسرش مي دهد به تو ارزاني فرمايد.
روايت شده که چون علي بن الحسين (ع) در کربلا شهيد شد امام حسين (ع) با شتاب صفوف لشکر را شکافت و مردم را پراکنده کرد چون به بالين او رسيد از اسب پياده شد و فرزند را بر سينه خود چسبانيد و چهره مبارک بر چهره او نهاد و فرموديا بني لقد استرحت من هم الدنيا و غمها و بقي ابوک فريدا وحيدا" پسرم از غم و اندوه دنيا راحت شدي ولي پدرت غريب و تنها باقي مانده .
آن گاه امام حسين (ع) جوانان بني هاشم را صدا زد و فرمود: جوانان بني هاشم ! بياييد و برادرتان را بسوي خيمه ها ببريد.
هنگامي که حضرت علي اکبر(ع) به ميدان مي رفت امام حسين(ع ) قومي را نفرين کرد و گفت: خدايا برکات زمين را از آنان باز دار و ايشان را پراکنده ساز و ميان آن ها جدايي بينداز . و بر آن ها مسلط کن فرمانرواياني که هرگز راضي نباشند. و نيز بعد از شهادت فرزندش حضرت علي اکبر(ع) بر لشکريان يزيد نفرين کرد و فرمود: قطع الله رحمک کما قطعت رحمي و لم تحفظ قرابتي من رسول الله (ص) و فلا بارک الله فيک و سلط عليک من يذيحک علي فراشک ترا چه مي شود ؛خدا نسلت را بر اندازد، همانگونه که نسل مرا برانداختي و پيوند خويشاونديم با رسول خدا را مراعات نکردي . خدا در تو برکت قرار ندهد و کسي را بر تو مسلط سازد که در بستر سر از تنت جدا سازد.
فرهنگ اسلام جوان را در جايگاهي بلند و ارزشمند قرار داده و تعابير والايي را در شان او آورده است .
در حديثي از رسول اکرم (ص) آمده است که فرمود: خداوند بر وجود جوان عبادت پيشه بر ملائکه مي نازد و مباهات مي کند . و در حديث ديگر مي فرمايد: خداوند جوان را که جوانيش را در بندگي خدا بگذارد دوست مي دارد.آري جوان کانون شور و هيجان ، مرکز نشاط و سلامت، قلب تپنده و سرمايه آينده يک ملت است . از اين رو در برنامه ريزي ها و سياست هاي فرهنگي و اجتماعي توجه ويژه اي به اين نسل مي شود و دولت ها براي بهره برداري صحيح و استفاده از نيروها و استعدادهاي جوان در امور مختلف تمام تلاش خود را به کار مي گيرند که شور و نشاط و تواناييهاي جوانان را سالم و سازنده براي رفع نيازها و رفاه و آسايش حال و آينده جامعه هدايت کنند.
در اين راستا به منظور معرفي الگو به نسل جوان ، روز ولادت حضرت علي اکبر(ع) را در کشور عزيزمان روز جوان نامگذاري نموده اند تا نسل جوان با داشتن الگوي مناسب بين گفتار و کردارو عمل تضاد و تعارض را نبيند و به او اعتماد کرده و از انديشه هاي او پيروي کند و از چگونگي سخن گفتن ،شجاعت، شهامت،دلير مردي و بي باکي وي سرمشق بگيريم و او را نمونه اي تمام عيار براي امروز و فرداي زندگي خود بدانيم.
از دامان ليلا گلي بر آمد شبيه حضرت پيغمبر آمد
نور دل زينب اطهر آمد لشکر کربلا را افسر آمد
"ميلاد سرور جوانان عالم ، حضرت علي اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد"

منابع
عيون الصبري ص 151
تاريخ طبري ج 6 ص231
مناقب ابن شهر آشوب
بحار الانوار ج 98 ص 331
موسوعه کلمات امام حسين (ع) –مصائب امام حسين (ع)
علي اکبر امام حسين (ع)-علي محمد علي دخيل 
ارشاد مفيد ج 2 ص 110
اعيان الشيعه ج1 ص607
منتحي الامال ج1 ص272
مقتل الحسين(ع) ص 258
لهوف ص 112
منابع ذکر شده در متن ها