درس هایی از جزء بیست و ششم قرآن
49 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

درس هایی از جزء بیست و ششم قرآن

«آداب معاشرت از دیدگاه قرآن»

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ... «سوره حجرات، آیه ۱۱»
معنی آیه: ای کسانی که ایمان آورده اید نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند. شاید آنها از اینها بهتر باشند. و نه زنانی از زنان دیگر، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یاد نکنید....


نکات مهم آیه:

۱- سوره مبارکه حجرات به واسطه طرح مسائل مهم اخلاقی به سوره اخلاق و آداب نامیده شده که آیه فوق نیز یکی از آن مباحث است. 
۲- در آیه قبل خداوند به بحث درباره وظایف مسلمانان در مورد نزاع و مخاصمه گروههای مختلف پرداخت و در آیه فوق و آیات بعد به شرح قسمتی از ریشه های این اختلافات پرداخته تا با قطع آنها اختلافات نیز برچیده شود و درگیری و نزاع پایان گیرد. 
۳- اموری که خداوند در این آیه و آیات بعد به آن اشاره می‌کند می تواند هر کدام جرقه ای برای روشن کردن آتش جنگ و اختلاف باشد از قبیل: 
۴- مسخره کردن، بدگمانی، غیبت، تجسس و القاب زشت. 
۵- در آیه مورد بحث خداوند مومنان اعم از مردان و زنان را مورد خطاب قرار داده به همه هشدار می دهد. که از مسخره کردن یکدیگر بپرهیزید. چرا که سرچشمه استهزاء و سخریه همان حس خودبرتری و کبر و غرور است که عامل بسیاری از جنگهای خونین در طول تاریخ بوده. 
۶- قرآن در مورد عیب جوئی تعبیر به «انفسکم» کرده و این اشاره ای است به اینکه همه مومنان به منزله نفس واحدی هستند که اگر از دیگری عیب جوئی کنید. در واقع از خودتان عیب جوئی کرده اید. 
۷- بعضی از افراد بی بند و بار همواره سعی می‌کند تا با گذاشتن القاب زشت بر افراد، انسانها را تحقیر کرده و شخصیت آنان را بکوبند و یا احیاناً با این کار از آنان انتقام بگیرند که اسلام صریحاً از این عمل زشت نهی می‌کند. هر اسم و لقبی را که کوچکترین مفهوم نامطلوبی دارد و مایه تحقیر مسلمانی است ممنوع شمرده است.


انواع رابطه ها

انسانها معمولاً با پنج گروه ارتباط دارند که آداب برخورد با هر کدام را سوره مبارکه حجرات مشخص کرده است. 
۱- رابطه انسان با خداوند در اولین آیه این سوره می فرماید در هیچ حکمی خود را از خداوند جلو نیاندازند. یعنی مومنین باید همواره احکام اعتقادی و عملی خود را از خداوند دریافت نماید. 
۲- رابطه انسان با پیامبر (ص) که در آیه دوم تا پنجم این سوره خداوند آداب حضور در مقابل پیامبر را به ما می آموزد از قبیل: بلند نکردن صدا بالاتر از صدای پیامبر (ص) و مسائلی از این قبیل که در صورت رعایت نکردن موجبات حبط عمل فراهم می‌شود. 
۳- رابطه انسان با افراد فاسق: که این وظیفه را خداوند در آیه ۶ مطرح فرموده که اولاً شما هرگز به سراغ فاسق نروید. اما اگر آنها به سراغ شما آمدند و خبری برای شما آوردند چشم و گوش بسته قبول نکنید بلکه در مورد اخبار آنها حتماً تحقیق کنید. 
۴- رابطه انسان با مومنین که این دو قسم می‌شود: الف) ارتباط با مومن در حضور مومن، ب) ارتباط با مومن در غیاب او. اما در حضور او باید حقوق او را رعایت کرد. با زیبائی با او برخورد شود و از مسخره کردن و گفتن القاب زشت به او پرهیز نمود و اما در پشت سر او باید حق او را رعایت نمود و از غیبت کردن و گمان بد نسبت به او باید جداً پرهیز نمود. که این مهم در آیه ۱۲ این سوره مطرح شده است.


گناهان بشری چه تأثیری بر اجتماع بشری دارد؟

علامه طباطبائی (ره) در شرح آیات سوره حجرات بحث جالبی را در جلد ۳۶ مطرح کرده که به قسمتی از آن در پاسخ به سئوال بالا اشاره می‌شود. 
می فرماید: انسان از روز ازل به حکم ضرورت، اجتماع تشکیل داده به خاطر اینکه یک زندگی اجتماعی داشته و در اجتماع دارای شخصیتی شایسته باشد. غیبت (و عیب جوئی و...) عامل موثری است که او را از این منزلت و شخصیت ساقط کند. و این هویت را از او بگیرد. در آغاز یک فرد را از صلاحیت زندگی کم می‌کند و سپس فرد دوم و سوم را تا آنجا که در اثر شیوع غیبت تمامی افراد جامعه از صلاحیت زندگی اجتماعی ساقط می شوند. دیگر افراد جامعه از صلاحیت زندگی اجتماعی ساقط می شوند. دیگر افراد جامعه با هم انس نمی گیرند و از یکدیگر ایمن نیستند و به یکدیگر اعتماد نمی کنند. آن وقت است که این دواء (که همان تشکیل جامعه بود) به صورت دردی بی دواء در می آید. 
از طرفی خدا ستارالعیوب ا ست. اگر این پرده پوشی خدا نبود با در نظر گرفتن اینکه هیچ انسانی پاک و معصوم نیست، هرگز این اجتماع تشکیل نمی شد.

نتیجه بحث: همان طور که خداوند برای سعادت بشر و برهم نخوردن اجتماع بشر ستارالعیوب می باشد ما هم عیوب یکدیگر را نادیده بگیریم (یا عیب را به صاحب عیب بگوییم تا جبران کند) و از طرح عیوب مردم که نتیجه ای جز بی اعتماد کردن مردم نسبت به یکدیگر ندارد، جداً خودداری کنیم. انشاء الله

مروری بر جزء بیست و ششم:

۱- کسانی که گفتند (پروردگار ما الله است سپس استقامت کردند نه ترسی برای آنان است و نه اندوهگین می شوند). (۱۳- احقاف)
۲- ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی وضع حمل می‌کند و دوران حمل و شیرخوارگی سی ماه است. (۱۵- احقاف)
۳- هنگامی که با کافران (خیانت پیشه) در میدان جنگ روبه رو شدید گردنهایشان را بزنید. (۴-محمد)
۴- آیا آنها در قرآن تدبر نمی کنند یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است. (۲۴- محمد) 
۵- ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسولش اطاعت کنید و اعمال خود را باطل نکنید. (۳۳- محمد) 
۶- ای کسانی که ایمان آورده اید چیزی را بر خدا و رسولش مقدم نشمرید. (۱- حجرات)
۷- ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد درباره آن تحقیق کید مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید. (۶- حجرات) 
۸- هرگاه دو گروه از مومنان با هم به نزاع و جنگ بپردازند آنها را آشتی دهید. (۹- حجرات) 
۹- ای کسانی که ایمان آورده اید نباید گروهی از مردان شما، گروه دیگر مسخره کند. شاید آنها از اینها بهتر باشند و زنان هم یکدیگر را مسخره نکنند. (۱۱- حجرات) 
۱۰- ای کسانی که ایمان آورده اید یکدیگر را مورد صعن و عیب جوئی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید. (۱۱- حجرات) 
۱۱- ای کسانی که ایمان آورده اید از بسیاری از گمانها بپرهیزید چرا که بعضی از گمانها گناه است. (۱۲- حجرات)