درس هایی از جرء بیست و هفتم
44 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

درس هایی از جرء بیست و هفتم

«گفتگو در معراج»

وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ﴿۱۳﴾عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى ﴿۱۴﴾عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ﴿۱۵﴾ «سوره نجم، آیه های ۱۳ تا ۱۵»

معنی آیه: و بار دیگر او را مشاهده کرد نزد سدره المنتهی که جنت الماوی آنجاست.


نکات مهم آیات:

۱- این آیات در مورد مسأله وحی و ارتباط پیامبر (ص) با خداوند و شهود باطنی اوست و سخن از معراج پیامبر است. 
۲- منظور از سدره المنتهی درخت پربرگ و سایه ای است که در اوج آسمانها قرار گرفته است. جایی که ملائکه از آن فراتر نمی روند و جبرئیل نیز در سفر معراج به آن رسید متوقف شد. 
۳- پیامبر (ص) فرمود: من بر هر یک از برگهای سدره المنتهی فرشته ای دیدم که ایستاده بود و تسبیح خداوند را می کرد. 
۴- این تعبیرات نشان می دهد که هرگز درختی شبیه آنچه در زمین می بینیم نبوده. بلکه اشاره به سایبان عظیمی است در جوار قرب رحمت حق که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح می‌کنند و امتهایی از نیکان و پاکان در سایه آن قرار دارند. 
۵- جنه الماوی به معنی بهشتی است که محل سکونت است. 
۶- از آیات فوق استفاده می‌شود که پیامبر در شب معراج از کنار بهشت گذشته یا در آن وارد شده است. این بهشت خواه بهشت جاویدان و جنه الخلد باشد یا بهشت برزخی. در هر صورت مسائل مهمی را از آینده انسانها در این بهشت مشاهده فرموده است که شرح آن در اخبار اسلامی آمده است. 
۷- از مجموع روایات به خوبی استفاده می‌شود که پیامبر گرامی (ص) این سفر آسمانی را در چند مرحله پیمود. مرحله نخست: مرحله فاصله میان مسجد الحرام و مسجد القصی بود که در آیه اول سوره اسراء به آن اشاره شده است. سپس از آنجا معراج پیامبر شروع شد و آسمانهای هفتگانه را یکی پس از دیگری پیمود و در هر آسمان با صحنه های تازه ای روبرو شد. 
با پیامبران و فرشتگان و در بعضی از آسمانها با دوزخ و دوزخیان و در بعضی با بهشت و بهشتسان برخورد کرد و از هر یک از آنها خاطره های پر ارزش و بسیار آموزنده در روح پاک خود ذخیره نمود و پس از بازگشت اینها را با صراحت و گاه با زبان کنایه و مثال برای آگاهی امت در فرصت های مناسب شرح می داد.


گوشه ای از گفتگوهای خداوند با پیامبر در شب معراج از زبان حضرت علی (ع)

امام علی (ع) فرمودند: در شب معراج پیامبر (ص) عرض کرد پروردگارا: بهترین اعمال کدام است؟ خداوند فرمود: 
- هیچ چیز نزد من برتر از توکل بر من و رضا به آنچه قسمت کرده ام نیست. 
- ای محمد آنها که به خاطر من یکدیگر را دوست دارند محبتم شامل حال آنهاست. 
- ای احمد همچون کودکان مباش که سبز و زرد و زرق و برق را دوست دارند و هنگامی که غذای دلپذیری به آنها می دهند مغرور می شوند و همه چیز را به دست فراموشی می سپارند. 
- پیامبر عرضه داشت: پروردگارا مرا به عملی هدایت کن که موجب قرب به درگاه توست. 
- فرمود: شب را روز و روز را شب قرار ده. عرض کرد چگونه؟ 
- فرمود: چنانکه خواب تو نماز باشد و هرگز شکم خود را سیر مکن. 
- ای احمد محبت من محبت فقیران و محرومان است به آنها نزدیک شو و در کنار مجلس آنها قرار گیر تا من به تو نزدیک شوم و ثروتمندان دنیاپرست را از خود دور ساز و از مجالس آنها برحذر باش.

علائم اهل دنیا:

عرض کرد پروردگارا: اهل دنیا و آخرت کیانند؟ 
فرمود: اهل دنیا کسانی هستند که زیاد می خورند و زیاد می خندند و می خوابند و خشم می گیرند و کمتر خشنود می شوند، نه در برابر بدیها از کسی عذر می خواهند و نه اگر کسی از آنها عذر طلبد می پذیرند، در طاعت خدا تنبلند، در معاصی شجاعند، آرزوهای دور و دراز دارند و در حالی که اجلشان نزدیک شده هرگز به حساب اعمال خود نمی رسند، و نفعشان برای مردم کم است. افرادی پرحرف، فاقد احساس مسئولیت، علاقمند به خورد و خوراکند نه در نعمت شکر خدا به جا می آورند نه در مصائب صبورند. خدمات فراوان در نظر آنها کم است (و خدمات کم خودشان بسیار) خود را به انجام کاری که انجام نداده اند ستایش می‌کنند و چیزی را مطالبه می‌کنند که حق آنها نیست، پیوسته از آرزوهای خود سخن می‌گویند و عیوب مردم را خاطر نشان می سازند و نیکی های آنها را پنهان. 
جهل و حماقت در آنها فراوان است، برای استادی که از او علم آموخته اند تواضع نمی کنند و خود را عاقل می دانند اما در نزد آگاهان نادان و احمقند.


اوصاف اهل آخرت

در مورد اوصاف اهل آخرت و بهشتیان فرمود: آنها مردمی با حیا هستند، جهل آنها کم، منافعشان بسیار، مردم از آنها در راحتند و خود از دست خویش در رنجند و سخنانشان سنجیده است، پیوسته حسابگر اعمال خویشند، چشمهایشان به خواب می رود امادلهایشان بیدار است در آغاز نعمتها حمد می‌گویند و در پایان ذکر او را بجا می آورند، دعایشان در پیشگاه خدا مستجاب و تقاضایشان مسموع است و فرشتگان از وجود آنها مسرورند. هنگامی که برای عبادت در برابر من می ایستند همچون بنیان مصوص و سدی فولادینند و در دل آنها توجهی به مخلوقات نیست. 
به عزت و جلالم سوگند من آنها را حیات و زندگی پاکیزه ای می بخشم و در پایان عمر، خودم قبض روح آنها می‌کنم و دردهای آسمان را برای پرواز روح آنها می گشایم. 
ای احمد آیا می دانی کدام زندگی گواراتر و پردوام تر است؟ عرض کرد خداوندا، نه. 
فرمود: زندگی گوارا آنست که صاحب آن لحظه ای از یاد من غافل نماند. نعمت مرا فراموش نکند، از حق من بی خبر نباشد و شب و روز رضای مرا بطلبد. 
در برابر گناه و معصیت به یاد من بیفتد و قلبش را از آنچه ناخوش دارم پاک کند. 
شیطان وسوسه های شیطانی را مبغوض دارد و ابلیس را بر قلب خود مسلط نسازد. 
سرانجام این حدیث نورانی با این جمله های بیدار کننده پایان می پذیرد. 
ای احمد: ا گر بنده ای نماز تمام اهل آسمانها و زمین را انجام دهد، همچون فرشتگان غذا نخورد و لباس فاخری در تن نپوشد (و در نهایت زهد و وارستگی زندگی کند) ولی در قلبش ذره ای دنیاپرستی یا ریاست طلبی یا عشق به زینت دنیا باشد در سرای جاویدان و در جوار من نخواهد بود و محبتم را از قلب او برمی کنم.(تفسیر نمونه- جلد ۲۲)