ویژگی های نظام اسلامی(2)
37 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

2ـ محو فاصله طبقاتی:

در نظام اسلامی فاصله طبقاتی پذیرفته نشدهاست، یعنی اموال و ثروت های نظام اسلامی در اختیار گروه خاصی نیست. در سوره مبارکهحشر می فرماید: انفال و غیر آن را به گونه ای تقسیم کنید که ثروت های نظام اسلامی دردست گروه خاصّی دور نزند:

«ما افاء اللّه علی رسوله من اهل القریفللّه و للرسول ولذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل کی لایکون دولةً بینالاغنیاء منکم؛(1) آن چه خدا از دارایی ساکنان آن قریه ها عاید پیامبرش گردانید، ازآن خدا و از آن پیامبر او و متعلق به خویشاوندان نزدیک وی و یتیمان و بینوایان و درراه ماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد.»

این یک اصل حاکم بر اقتصاد اسلامی است.تداول ثروت و دور زدن آن باید در دست همه مردم باشد. نظام اقتصادی اسلام نظیر نظامکاپیتالیسم غرب نیست. در نظام های غربی، مجموعه ثروت در دست یک گروه خاصّی است و بقیهباید نیروی انسانی صرف کنند و مجموعه اصیل ثروت بین ثروتمندان تداول می شود. نظام سوسیالشرق نیز همینطور است، با این تفاوت که در شرق دولت سالاری است و سرمایه ها فقط در اختیاردولت است و از دولتی به دولت دیگر منتقل می شود، در دسترس مردم نیست. قهراً نظام سرمایهداری یا نظام کمونیستی و سوسیالیستی هر دو محکوم است. در نظام های سوسیالیستی، مردمکارگر دولت و دولت مالک درآمد مردم و کارفرمای آنان است. اسلام این «دولت سالاری» رانمی پذیرد. در نظام اسلامی «للرجال نصیبٌ ممّا اکتسبوا و للنساء نصیبٌ ممّا اکتسبن؛(2)هر کس مالک چیزی است که کسب کرده اند و باید بگونه ای مالک شوند که ثروت در دست همهدور بزند، قهراً امتیازهای درآمدی به گروه خاصی داده نمی شود، موافقت های اصولی برایهمه است و راه تولید بر روی همگان بطور مساوی باید گشوده باشد، اما در نظام شرق نوعافراد، نیروی انسانی خود را در اختیار صاحبان ثروت قرار می دهند و از این راه جیرهدریافت می کنند که در واقع این یک بردگی مدرن است اما در اسلام مال به سه قسم تقسیممی شود:

1ـ اموال شخصی: یعنی اموالی که دستاوردکار و کسب افراد است و یا مالی است که از راه ارث به آنان رسیده است.

2ـ اموال عمومی: که مال و فی ء مسلماناناست از آن جهت که مسلمان هستند، یعنی مال عنوان مسلمین است.

3ـ اموال حکومتی: که نه مال عنوان مسلمیناست نه مال اشخاص معین، بلکه مال حکومت اسلامی است، مانند انفال، ناگفته نماند..انفال،غیر از اموالی است که فی ء مسلمانان است. وجوهات بریّه که قسمت مهم مسائل مالی را دراسلام تشکیل می دهد از این قسم است، مانند: زکات و خمس. بیست درصد از کلّ درآمدها بهعنوان خمس باید از مردم دریافت شود، خمس در بسیاری از قسمت ها از کل درآمد است نه بعداز صرف هزینه، مانند معادن که قبل از کسر نمودن هزینه سال محاسبه می شود. تنها ارباحمکاسب است که بیست درصد از سود خالص به عنوان خمس است، یعنی سودی که هم هزینه کار وهم هزینه زندگی سالانه از آن کسر شده است و این رقم رقم سنگینی است، حال اگر مردم نمیپردازند، مسئله دیگری است.

اگر نظام اسلامی گفت مردم باید بیست درصداز تمام درآمدها را بپردازند، این مال مربوط به تک تک اشخاص نیست حتی ده درصد آن همکه سهم امام (ع) است مال مقام امامت است نه مال شخص امام، چون اگر مال شخص امام باشدباید بعد از رحلت او به صورت ارث به ورثه اش منتقل شود در حالی که چنین نیست. این مالسِمَت امامت است.گرچه سِمَت امامت نیز مالک نیست بلکه در حقیقت امام، «ولیّ تصرف» استو اما ده درصد دیگر که سهم سادات است، آن هم مال سادات نیست، چون فقر در آن شرط است،مال سادات فقیر است که باید هزینه سالانه آنان را به اندازه کفاف تأمین کرد.

بدیهی است که بخش کمی از این ده درصد تمامسادات نیازمند را تأمین می کند و بقیّه سهم سادات و نیز درآمد معادن که رقم نجومی وبالایی را تشکیل می دهد، نه مال مردم است نه فی ء مسلمانان است، نه مال جمیع، نه مالمجموع، بلکه مال سِمَت امامت است، مثل اینکه چیزی مال دولت باشد که مربوط به سمت استنه اشخاص. نظام اسلامی دولتی دارد که به صورت «امامت» ظهور می کند که او ولیّ این کارهااست. امام نیز مالک نیست ولی است مانند متولی اوقاف که بر حسب وقف و هدف واقف، ولیّدر تصرّف است نه مالک آن.