ویژگی های نظام اسلامی(6)
39 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

6ـ تلقّی و ابلاغ قوانین توسطپیامبر:

اگر حکومت تنها از ناحیه خداوند است، تنظیمقوانین و نحوه اجرای آن نیز فقط باید از طرف او تنظیم شود و عهده دار درک و دریافتو

7ـ نظام حکومتی اسلام نظام امامت و امّت:

بررسی سیره انبیاء و مرسلان الهی یا امامانـ علیهم السلام ـ نشان می دهد که نظام اسلامی، نظام امامت و امّت است. تک رهبری استنه جمع رهبری یا شورای رهبری. در دین خدا نه نبوت و رسالت شورایی وجود دارد نه امامتمشورتی، حتی اگر دو معصوم در یک عصر باشند یکی امام و دیگری مأموم و پیرو اوست همانندامام حسن و امام حسین ـ علیهما السلام ـ و گرچه در اسلام شورا مطرح است حتی اهل سنّتهم که «شورا» را تصویب کردند، برای آن نبود که شورا خلافت کند، بلکه برای این بود کهشورا خلیفه واحد را انتخاب کند؛ نیز شورائی که به پیشنهاد خلیفه دوم معیّن شد، برایاین نبود که کشور را با شورا اداره کند، بلکه گفت شما شش نفر کنار هم جمع شوید و خلیفهتعیین کنید. بنابراین «حکومت شورایی» در اسلام و سایر ادیان الهی هیچ سابقه ای نداردو آنچه هست مسئله «تک رهبری» است. منتها مشورت گاهی لازم و گاهی راجح است و مشورت کردنبرای این است که وقتی رهبر به کارشناسی امری آشنایی ندارد اگر معصوم نباشد، بر او واجباست نظر کارشناسان فن را جویا و با آن آشنا شود، امام اگر کارشناسی آن رشته را نیزخودش دارا و در این زمینه ورزیده است مشورت راجح است نه لازم که این مشورت مایه احترامبه افکار دیگران است و رجحانی هم شاید داشته باشد، همانگونه که به پیامبر اکرم ـ صلّیاللّه علیه و آله و سلّم ـ می فرماید:

«وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکّل علیاللّه؛(10) تو با اینها مشورت کن اما وقتی مصمم و عازم شدی ـ که تصمیم با توست ـ بهمشورت تکیه نکن، به خدا تکیه کن و با توکل بر او کارها را انجام بده.»

در سوره مبارکه «شوری» نیز در مقام بر شمردناوصاف مؤمنان می فرماید: «و امرهم شوری بینهم؛(11) یعنی آن چه «امر مردم» محسوب میشود آن را با مشورت انجام می دهند» اما آنچه «امر خدا» است، مشورت در آن راه نداردو امر مردم از این قبیل است که مثلاً مردم یک منطقه ای بخواهند شهرسازی کنند یا آبها را تقسیم کنند یا می خواهند بفهمند کشاورزی در اولویّت است یا صنعت، این امور که«امور مردمی» است با مشورت تأمین می شود اما احکام و قوانین الهی که «امر خدا» استنه مردم شورایی نیست با مشورت نمی شود احکام خدا را تشخیص یا تغییر داد پس «امر اللّه»شورایی نیست، «امر الناس» شورایی است و حکومت نیز «امر اللّه» است نه «امر الناس» دیگرانکه خود را مالک مطلق خود می دانند حتی خودکشی را نیز قانونی شمرده می گویند: انسانبر سرنوشت خود مسلط است، امّا در نظام الهی که انسان بنده خداست و «لایملک لنفسه نفعاًو لاضرّاً و لا موتاً و لاحیوة؛آدمی مالک نفع و ضرر و مرگ و زندگی خود نیست»، انسانحاکم بر خود نیست. انسان می فهمد که نمی فهمد. او می داند که یک سیر ابدی در پیش دارد،اما نمی داند چه چیزی برایش خوب و چه چیزی بد است، نمی داند در این جهان پهناور ازکدام منبع و موهبت بهره بگیرد و از کدام موهبت اجتناب کند. پس حکومت بر بشر زیر پوشش«امرهم شوری بینهم»(12)نیست.

بر اساس مباحث پیش گفته:

اولاً: نظام اسلامی، نظام امت و امامت استنه نظام شورایی.

ثانیاً: شورا به عنوان بازوی تقویت کنندهزمامدار چیز خوبی است.

ثالثاً: محدوده مشورت «امرالناس» است نه«امر اللّه».

رابعاً: حکومت «امر اللّه» است نه «امرالناس».