تروریسم دولتی علیه جمهوری اسلامی ایران
35 بازدید
موضوع: علوم سیاسی

تاریخچه تروریسم

تروریسمبه عنوان راهی برای اظهار وجود سیاسی ، به سال ششم قبل از میلاد بر می گردد. زمانیکه وطن پرستان یهودی با قوانین رومیان مخالفت کردند و به منظور بیرون رانده رومیاناز فلسطین تحت عنوان افراطیون سازماندهی شدند و اقدامات تروریستی را آغازنمودند.اما در دنیای کنونی بررسی تروریسم مستلزم شناخت شرایط جهان می باشد، امروزهبرخی از ملت ها با گرسنگی، بیماری، مسائل اجتماعی، اقتصادی و محیطی دست و پنجه نرممی کنند که این معظلات با افزایش نرخ رشد جمعیت اوضاع جهان را بدتر کرده و ترکیبیاز این مشکلات باعث پرورش تروریسم می شود به این صورت که سازمان های تروریستی باپیشنهاد شرایط زندگی بهتر به افرادی که در کشوری توسعه نیافته در موقعیت نامطلوبیزندگی می کنند، می توانند به آسانی عضو گیری کنند.

تعریف تروریسم

وزارتامور خارجه تروریسم را چنین تعریف می کند:«اقدامی از قبل برنامه ریزی شده و دارایانگیزه های سیاسی برای اعمال خشونت توسط گروه های غیر ملی علیه غیر نظامی غیر مسلحبا هدف تحت تاثیر قرار دادن گروهی از مخاطبین» . و تروریسم بین المللی را به عنوانامری که «حمله ای فراتر از قلمرو و شهروندان یک کشور است.» تعریف نموده است. بیثباتی سیاسی به وضعیتی گفته می شود که در آن شرایط و مکانیزم های دولت و قانون ازلحاظ مشروعیت سیاسی، توسط عواملی که خارج از سیستم سیاسی جاری قرار دارند، زیرسوال می رود.

تقسیم بندی تروریسم

اندیشمندانیکه درباره تروریسم اظهار نظر کرده اند آن را به سه دسته تقسیم کرده اند:

1-کسانیکه تروریسم را مطلقا بد و مطرود و توسل به آن را به زیان جامعه و پیشرفت آن میشمارند. اینها نیز به دو گروه تشکیل می شوند:

الف)یک گروه ترور را از بنیاد ضد انسانی ، ضد حقوق بشر و ضد اصول اخلاقی و پاک دامنیمیپندارند و شایسته جلوگیری ، پیگرد، دادرسی و مجازات می دانند. در حقیقت آن را باآدم کشی غیر سیاسی یک فرض می کنندو تفاوتی میان انها قائل نیستند بلکه ترور رابدتر از آدم کشی و مستحق مجازاتی سخت تر می شمارند.

ب)گروهیدیگر تروریسم را واکنشی در برابر ستمگری و زور گوئی و ناشی از ظلم و استمثار و فقرو محرومیت و تجاوز فرمان روایان به حقوق توده محروم و مظلوم می شمارند و از نظرحقوقی و اخلاقی آن را طرد نمی کنند. اما آن را برای مبارزه محرومان علیه فرمانروایان و زورمندان ، بی حاصل و بی فایده و حتی زیان بخش می پندارند. چون به عقیدهآنها راه پیکار برای رهایی از ستمگری، استثمار و استعمار، کستن اشخاص و مقاماتحاکم نیست بلکه براندازی نظام آنهاست. اینها تروریسم را انحراف از راه صحیح مبارزهو افتادن در دام فریب دشمن و مطرود می شمارند.

2-دربرابر آنها اندشمندانی بوده اند و هستند که تروریسم را یگانه راه پیکار علیهستمگری ، حق کشی و غارت گری فرمانروایان و زورگویان و ایجاد جامعه ای آزاد وعادلانه می پندارند و هر گونه روش مبارزه اعتدالی یا انقلابی دیگر را نفی می کنند.

3-درمیان این دو دسته، اندیشمندان دیگری اند که هیچ کدام از این دو نظر افراطی را نمیپسندند و برای تروریسم ارزشی نسبی و وابسته به وضع زمانی و مکانی معین قائلند، امانه به تنهایی بلکه در عوض استفاده از روشهای اعتدالی یا انقلابی دیگر. اینها بهنقش شخصیت در تحولات سیاسی و اجتماعی ارزش می نهند اما آن را تعیین کننده نمیدانند و معتقدند هنگامی که عوامل دیگر اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی و... زمینه رابرای تحولی اماده یا مساعد کرده اند، ترور یک یا چند نفر در حکم جرقه ای است براییک انبار باروت.

عوامل ایجاد و رشدتروریسم

1-شهرنشینی و کلا تمرکز جمعیت از نظر نتایج و آثار مورفولوژیکی آن می توان یکی ازموجبات پیدایش و گسترش تروریسم در جامعه دانست. در جامعه های بیابان گرد و کوهنشین پدیده ای به نام ترور شناخته شده نیست. چون ترور جنبه سیاسی داشته و سیاستمستلزم وجود دولت و تاسیسات دولتی از جمله نیروهای انتظامی است.

2-عدمتعادل،انسجام و بی قانونی در جامعه عامل دیگری برای پیدایش و رشد تروریسم است. هرقدر همبستگی و پیوند میان قشرها و اجزاء جامعه ای بیشتر باشد به همان نسبت رشدتروریسم در آن کمتر است.

3-خودکامگی و استبداد بی حد و مرز و بی خردانه در درون خود هیئت حاکمه.

4-دردوران تحول و دگرگونی نظام های سیاسی، یا حتی تغییر حکام و فرمان روایان رشد وافزایش تروریسم مشاهده می شود. ترور می تواند وسیله ای برای فراهم کردن فرمانروایی جدید به جای شاه پیشین باشد.

5-یکیاز عوامل بسیار مهم و موثر در گسترش تروریسم اختلاف و تضادهای مذهبی و ایدئولوژیکیاست. دین، مذهب و ایدئولوژی عامل بسیار مهمی در انگیختن احساسات انسان و تحریک اوبه انجام عملیات جسورانه و از جان گذشتگی است.

نقش مذهب در ایجادتروریسم

درمیان ارتباط بین مذهب و شکل گیری تروریسم به عناصری در دین بر می خوریم که مورد سواستفاده تفکر تروریستی قرار گرفته است. مارک یورگنمایر استاد دانشگاه سنتا باربارابه برخی از این عناصر اشاره می کند:

1-باورهمه ادیان به نبردی ابدی و میان خیر و شر است.

2-باورمردم نقش تعیین کننده انسان ها در این نبرد بین حق و باطل است که در ان سعادتمندان از شروران جدا می شوند.

3-باورسوم به دوران حساسی  در تاریخ است که صحنهآخرین نبرد بین نور و ظلمت خواهد بود و از ان در ابراهیمی به عناون آخر الزمان یادشده است. در عین حال که هیچ یک از این باورها به نفسه صبغه تروریستی ندارند،تروریست ها با ادعای دروغین فرا رسیدن زمانی که در آن نبرد کیهانی حق و باطل شکلزمینی می گیرد و بی محابا ایثار می طلبد سفاکی خود را توجیه می کنند و خود رامجریان این سناریو مقدس کیهانی می پندارند بنابراین معتقدین حقیقی ادیان مسئولنددر برابر سو استفاده از باورهای خویش دلیرانه استقامت کنند و با آگاهی دادن وشناخت درست معانی و مفاهیم متون ادیان، از کشتن بیگناهان توسط تروریست ها به بهانهبر پا کردن عدالت و براندازی استبداد، جلو گیری کنند.

نقش فرهنگ در ایجادتروریسم

ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و محیطی ، عوامل تعیین کننده موثری در نوع درگیری سیاسی«برایمثال کودتای نظامی، شورش مسلحانه و جنگ مذهبی» در خصوص اینکه چگونه گردشگری تحتتاثیر قرار می گیرد، هستند. نظریه فرهنگی بر این باور است که تروریسم به ندرت تنهایک مساله فردی یا سازمانی است و تحقیقات نشان داده است که در تکوین تروریسم فرهنگعام گروه های ستم دیده، خرده فرهنگ های افراطی مذهبی یا سکولار و گروه هایتروریستی در دل یکدیگر قرار دارند، همدیگر را تغذیه و با هم داد و ستد می کنند واز هم حمایت اخلاقی و مادی می شوند ولی در عین حال هر کدام مواضع افراطی خود رادنبال کرده و برای خود الگوهای اخلاقی و مهارت های عملی فراهم می آورند . در فرهنگهای مذهبی این گروه ها معمولا تحت لوای افراط گرایی گرد هم می آیند و در فرهنگ هایغیر مذهبی در ضد جنبش ها سازمان می یابند.با وجود آنکه نظریات ابزاری و سازمانیبرای تحلیل عملیات تروریستی کوتاه مدت و میان مدت با اهداف محدود مفیدند، اماتروریسم همیشه زمینه فرهنگی دارد و تنها از طریق شناخت خرده فرهنگ های افراطی و گروههای تروریسم زاده از آنهاست که می توان با این پدیده به طور قاطع برخورد کرد بهاین صورت که گفتگو، امید بخشی و کاستن فشار به فرهنگ های تحت ستم ، وسوسه افراطیگری را در آنها می کاهد و مانع همدلی افراد عادی با تروریسم می شود.