تروریسم دولتی علیه جمهوری اسلامی ایران
38 بازدید
موضوع: علوم سیاسی

گروه فرقان چه کسانیبودند؟

تروریسمو خشونت سیاسی در فرهنگ ملت ها به عنوان پدیده ای زشت و منفور تلقی می شود.معتقدان این حربه ، اگر چه در بدو امر با انتشار آثار و بیان مواضع در قالب بیانیهیا اعلامیه تلاش دارند که با بهره گیری از زبانی منطقی آرا و عقاید افراطی خود رابه مخاطبان آثار خود بقبولاند اما وقتی می بینند که حرف های آنان خریداری ندارد بابهره گیری از شیوه های خشونت آمیز ، سعی در اثبات خود و قبولاندن مواضعشان درجامعه دارند. ایران نیز در گذشته تاریخی خود بارها طعم اقدامات مخرب گروه هایتروریستی را چشیده است. اگر چه در پیشینه سیاسی گروه های تروریستی در ایران، درابتدای امر، افکار خیر خواهانه برای از بین بردن نیروهای وابسته و جیره خوارانبیگانه وجود داشت نظیر آنچه که در اوایل کار میان فداییان اسماعیلی یا اعضای کمیتهمجازات روی داد اما در نهایت با توجه به اینکه نوع حرکت چندان قابل تایید نبود درنهایت از مسیر اصلی منحرف شد و حتی به عنوان ابزاری در دستان عوامل قدرت و ثروتقرار گرفت.

دردوران شکل گیری نهضت انقلاب اسلامی برخی از گروه های سیاسی درگیر با نظام شاه بهفکر استفاده از اسلحه و بکارگیری خشونت در مقابل خشونت افتادند. اما این شیوه ازسوی امام خمینی طرد شد و حتی ایشان حاضر نبودند برای قتل عاملان رژیم شاهنشاهی ازجمله حسنعلی منصور به اعضای هیات های موتلفه اسلامی اذن شرعی بدهند. طبعا در چنینشرایطی موافقتی از سوی امام با اقدامات سازمان مجاهدین خلق که مبارزه مسلحانه رابه عنوان هدف اصلی خود در برخورد با رژیم سلطنتی مد نظر قرار داده بودند صورتنگرفت و تلاش عناصر این گروه بعد از ملاقات هایی با امام جهت گرفتن تایید از ایشانبی نتیجه ماند. پس از پیروزی انقلاب و روی کارآمدن نظام جمهوری اسلامی ایران، برخیاز نیروها نتوانستند با شرایط جدید کنار بیایند. در تفکر آنان اوضاع فعلی با حقیقتانقلاب و تلقیات ذهنی شان از مفهوم حکومت و تشکیل دولت متفاوت بود. از این روی بهاین فکر افتادند که شرایط را به نفع خود تغییر دهند. اما با عنایت به اینکهنتوانستند به شیوه های معمول حزبی و تشکیلاتی حرف خود را به کرسی بنشانند از حربهترور به عنوان ابزاری برای تغییر شرایط استفاده کردند. تشکیلات فرقان از جمله اینگروه ها بودند که در مدت فعالیت کوتاه مدت خود ضایعات جبران ناپذیری را به پگیکرهنظام جمهوری اسلامی وارد کردند.

گروهفرقان از اردیبهشت ماه 1358 اقدامات تروریستی خود را شروع کرد . فهرست برنامه تروراین گروه که در بیشتر موارد موفق به انجام آن شدند عبارتند از:

1-محمدقرنی در سوم اردیبهشت 58

2-مرتضیمطهری در 12 اردیبهشت 58

3-هاشمیرفسنجانی در خرداد 58

4-حاجیطرخانی در تیرماه 58

5-رضیشیرازی در تیرماه 58

6-مهدیو حسام عراقی در شهریور 58

7-مهدیاندر شهریور 58

8-هانسیواخیم لایب در مهرماه 58

9-محمدمفتح در آذر 58

10-اصغرهمتی ، جواد بهمنی، قاضی طباطبایی، محمد باقر دشتیانه، بهبهانی، احمد لاجوردی

افرادیکه برای ترور شناسایی شده بودند :

محمدبهشتی ، محمد جواد باهنر، حقی، امامی کاشانی، ناطق نوری، موسوی اردبیلی، تیمسارفلاحی ...

(مروریبر کارنامه گروه فرقان فتاح غلامی)

یکشنبه 19/1/60.

آیتالله شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، نماینده ی امام در استان فارس و عضو شوراینگهبان هنگامی که به خانه اش باز می گشت، مورد اصابت گلوله منافقین قرار گرفت.

1/2/60.

درزد وخوردی که بین هواداران منافقین و گروهی از مردم در آمل رخ داد، چند تن زخمی وتعدادی نیز دستگیر شدند.

30/3/60.

درپی درگیری های خیابانی در تهران که توسط ضد انقلاب و به سرکردگی منافقین صورتگرفت، چهارده تن از فرزندان این ملت به وسیله ی سلاح های گرم و سرد از جمله تیغبری به شهادت رسیدند و ده ها نفر مجروح شدند و 15 اتوبوس و اتومبیل به آتش کشیدهشد.

اطلاعیه ی سیاسی- نظامیمنافقین

همزمانبا رویارویی مستقیم منافقین و مردم در اکثر شهرهای کشور و نیز همزمان با سست شدنپایه های حکومت بنی صدر ، منافقین که همه چیز را برای خود تمام شده می دیدند، باصدور اطلاعیه ای در روز 28 خرداد سال 1360 ، رسما جنگ مسلحانه را علیه حکومتاسلامی آغاز کردند.

دربخشی از متن اطلاعیه چنین آمده است:

«سازمانمجاهدین خلق ایران، ضمن اعتراض به اقدامات ضد انقلابی و خلاف شرع و قانون مزدورانارتجاع، بدین وسیله از خلق قهرمان ایران، کسب اجازه می کند تا از این پس در قبالحفظ جان اعضا خود به ویژه اعضا کادر مرکزی سازمان که در حقیقت بخشی از مرکزیتتمامی خلق و انقلاب محسوب می شوند، قاطع ترین مقاومت انقلابی را از هر طریق معمولدارد.

شنبه30/3/60.

عصرروز سی ام خرداد، تهران شاهد خشونت های عظیمی از طرف منافقین می شود و این خشونتها و زد و خوردهای خیابانی تا پاسی از شب ادامه پیدا می کند. در درگیری های یادشده منافقین با تمام قدرت خود به خیابان ها می ریزند. درگیری ها در ان شب فقطمحدود به تهران نبوده ، بلکه در اغلب شهرستان ها زد و خوردهای شدیدی به وقوع میپیوندد. نتیجه ی ضایعات ، اتش زدن بیست مینی بوس ، شهید نمودن چند عابر و جرح بیشاز صد نفر بود.

سرانجامسازمان منافقین پس از ایجاد درگیری و اغتشاشات بسیار، به دنبال اجرای یک سریعملیات زنجیره ای، توسط نیروهای اسلامی، که طی آنها موسی خیابانی و تنی چند ارعناصر کادر مرکزی به هلاکت رسیدند و نیز پایگاه های اصلی سازمان کشف و 90 درصد ازنیروی کادر سازمان از بین رفت، ادامه ی حیات خود را در داخل ایران غیر ممکن دید وباقی مانده های کادر مرکزی فرار را بر قرار ترجیح دادند و به دامن کشورهای بیگانهپناه بردند. رجوی نیز به همراهی بنی صدر، در حالی که لباس زنان به تن کرده و آرایشنموده بودند با هواپیمایی که توسط خلبان محمد رضا پهلوی، هدایت می شد، از ایرانگریختند و به پاریس پناهنده شدند و کادر باقی مانده ی داخل کشور نیز به کشور عراقگریختند و به بازوی نظامی عراق و ستون پنجم استکبار جهانی، تبدیل شدند.