تروریسم دولتی علیه جمهوری اسلامی ایران
36 بازدید
موضوع: علوم سیاسی

نتیجه گیری

تروریسمو طاعونی از تبعات مدرنیته و نتایج ظلم و بی عدالتی در سطح جهان است و آثار وعواقب آن همه انسان ها از غنی و فقیر او غربی و شرقی را دامنگیر خواهد کرد. در اینمیان عدالت طلبی و دین باوری نیز مستمسک برخی از تروریست هاست و باید خط و خط کشیها را معین کرد که آنچه آنها می کنند به نام انصاف و دین ثبت نشود زیرا مذاهبمعاصر حتی صلح جوترین آنها در معرض سو تعبیر تروریستی هستند. آنچه در مجموع میتوان گفت این است که در طول تاریخ زیان هایی که از تروریسم به بشریت وارد آمدهبسیار بیش از سود آن بوده است و سازمان هایی که می پنداشته اند با کاربرد ترور میتوانند پلیدی را از جامعه انسانی بزدایند و راه را برای استقرار عدالت اجتماعی یاایجاد جامعه آرمانی بگشایند ، سخت گمراه بوده اند.

دراوایل شهریور 1295 ابوالفتح زاده، منشی زاده و مشکات الممالک عملیات خود را درقالب گروه جدیدی به نام کمیته مجازات آغاز کردند وبه چند فقره قتل، همراه باانتشار اعلامیه هایی دست زدند که بازتاب اجتماعی و سیاسی فراوان داشت. این اقدامفضایی از رعب و وحشت در تهران پدیدآورد و تاثیرات سیاسی عمیق بر جای نهاد. عملیاتکمیته مجازات را باید بخشی از سناریوی بغرنجی ارزیابی کرد که تقریبا چهر سال بعدبه کودتای رضا خان و سید ضیاء الدین طباطبایی (3اسفند 1299) و سرانجام به سقوطحکومت قاجار و استقرار دیکتاتوری پهلوی انجامید. قتل های فوق نزدیک پنج ماه به طولانجامید و عده ای از جمله سید محسن مجتهد (فرزند محمد باقر صدرالعلما و داماد سیدعبدالله بهبهانی ) کشته شدند. سید محسن مجتهد در این زمان نفوذ فراوانی در تهران وسراسر ایران به دست آورده بود. قتل او به دست احسان الله خان دوستدار ، حسین لله وحاجی علی صورت گرفت و آنان قبل از شروع عملیات ، مقداری عرق مصرف کرده بودند. یکیدیگر از قربانیان این کمیته میرزا عبدالحمید خان متین السلطنه ثقفی ، مدیر روزنامهعصر جدید ، بود که در روزنامه مظفری بوشهر( شماره های 67و 68، مورخ شعبان 1322ق.)مقاله ای تند بر ضد اردشیر ریپورتر منتشر کرده بود. هسته مرکزی کمیته مجازاتابوالفتح زاده ، منشی زاده و مشکات الممالک بودند و ابوالفتح زاده رئیس کمیتهمحسوب می شد. بنابراین، می توانیم کمیته مجازات را ، که سران آن به بهائی گری شهرتکامل داشتند، یک شبکه تروریستی بهائی بخوانیم. مدتی بعد، اعضای کمیته شناسایی وچند تن از ایشان دستگیر شدند. ابوالفتح زاده و منشی زاده در 26 ذیقعده 1336 ق. بهشکلی مرموز در سمنان به قتل رسیدند و احسان الله خان دوستدار به قفقاز گریخت.مشکات الممالک پس از مدت کوتاهی آزاد شد.

پس ازدستگیری اعضای کمیته مجازات ، احمد خان صفا، مسئول پرونده فوق در نظمیه، به شکلیمرموز به قتل رسید. در این زمان، گروهی به نام کمیته سیمرغ طی اطلاعیه ای خطاب بهرئیس الوزرا قتل صفا را ناشی از مماشاتی دانست که دولت در قبال بهائیان در پیشگرفته است. گروه فوق مدعی بود که در تنظیم پرونده تنها نام ابوالفتح زاده و منشیزاده که بر خلاف میل مسئولان دولت تصادفا به تله افتاده اند، ذکر شده و مشارکتسایر بهائیان مسکوت مانده است. در این اعلامیه چنین می خوانیم:«احسان الله خان،قاتل منتخب الدوله، و احمد آقای روحی و میرزا ضیاء الله که عضو عمده کمیته تروریستبودند، هر کدام در محلی مشغول عیش و نوش می باشند که بر تمام حول و اسرار اطلاعداریم. نخواهیم گذاشت که کمیته و وزراء از طایفه بهائی تشکیل شود زیرا که اینهاشروع به وزیر کشی هم خواهند کرد تا اینکه دیگر کسی زیر بار وزرات نرود و میدان رابرای خود مصفا نمایند. این رشته سر دراز دارد.» در زمان دستگیری اعضای کمیتهمجازات، فرقه بهائی در دستگاه نظمیه از چنان نفوذی برخوردار بود که بتواند پروندهرا به شیوه دلخواه خود فیصله دهد. نفوذ بهائیان در نظمیه از زمان ریاست کنت دومونت فورت بر نظمیه تهران آغاز شد. عبدالرحیم ضرابی(بهائی کاشانی) معاون او وکلانتر تهران بود وبه این دلیل به عبدالرحیم خان کلانتر شهرت داشت. عبدالرحیمضرابی با مانکجی ها تریا، رئیس شبکه اطلاعاتی بریتانیا در ایران، مرتبط بود و کتاب«تاریخ کاشان»را به سفارش مانکجی نوشت. از این کتاب سه نسخه خطی وجود داشت که دراختیار مانکجی ، هنری لیونل چرچیل (کارمند سفارت بریتانیا) و جلال الدوله (پسر ظلالسلطان و حاکم کاشان) بود. عبدالرحیم خان ضرابی از اعضای خاندان سپهر و ازخویشاوندان مورخ الدوله سپهر است و پدر علیقلی خان نبیل الدوله بهائی معروف که ازدوستان عباس افندی و سال ها کاردار سفارت ایران در ایالات متحده آمریکا بود.علیقلی خان ضرابی (نبیل الدوله) نیز در جوانی در سفارت انگلیس در تهران کار میکرد. وی در آمریکا یکی از ماسون های بلند پایه شد و در طریقت اسکاتی کهن به درجهسی و سوم (عالی ترین درجه ماسونی) رسید.

برخیاز مورخان کوشیده اند گردانندگان و دست اندرکاران کمیته مجازات را انقلابیونی صادقو خشمگین جلوه دهد که از نابسامانی پس از انقلاب مشروطه و تحقق نیافتن آرمان هایخود سر خورده شدند و به تروریسم روی آوردند. این تحلیل، که در سریال تلویزیونی پربیننده «هزار دستان» -ساخته علی حاتمی- انعکاس یافته، به کلی نادرست است. بررسیدقیق زندگی نامه گردانندگان کمیته مجازات، چهره ای به کلی ناسالم و وابسته بهکانون های استعماری از ایشان به دست می دهد و کارگزاران ایشان نیز گروهی اوباش وآدمکش حرفه ای، چون کریم دواتگر، بودند. برخی نویسندگان، عملیات کمیته مجازات رااعتراض انقلابی در مخالفت با قرارداد 1919 و دولت وثوق الدوله خوانده اند که اینادعا نیز به کلی بی پایه است. کمیته مجازات در زمان اولین دولت وثوق الدوله در سال1295 تشکیل شد و تنها پنج ماه (تا پاییز 1296) فعالیت کرد. بنابراین عملکرد آنربطی به قرارداد 1919 نداشت. یکی از سه پسر میرزا ابراهیم خان منشی زاده، به نامداوود منشی زاده ، در سال های پس از شهریور 1320 به تاسیس گروه فاشیستی «سومکا»دست زد. این گروه با نظامیان عالی رتبه وابسته به سازمان اطلاعاتی انگلیس، بهرهبری سر لشکر حسن ارفع، رابطه تنگاتنگ داشت و اقدامات آن بخشی از عملیات شبکه فوقبه شمار می رفت.

منابع

1-آقایی،آرزو،تعریف تروریسم و انواع آن، مقاله اینترنتی،1385

2-خامه. انور،شاه کشی در ایران و جهان(جامعه شناسی و تاریخ تروریسم)،انتشارات چاپخش،1381

3-سلطانی.علی،مجموعهمقالات توریسم و تروریسم، فرماندهی انتظامی استان اصفهان،1388

4-صدری.محمود، مبنا و معنای تروریسم از منظر جامعه شناختی ، روزنامه اعتماد ملی، شماره817، 1387